Wallpaper

•2009/07/07 • یک نظر بنویسید

 

jared 00

 13-01

A vosotros, hermosos, futuros fantasmas de mi vida......

ساقی قهرمان: تا فردا و هزارو یک شب

•2009/07/07 • یک نظر بنویسید

لینک به منبع

زبان ماها از دهانش بیرون ماند

دست ما این دور و برها می چرخد

پا از حواس افتاد

شیره ی آب، این بار از چشم ها و گوش ها می آید

عشقبازهای راهپیما ارگاسم می خورند روی خیابان، پیاده رو را می مکند تا بیاید فردا هم دوباره بیاید

.

تِنش

به گلو اگر بشود فرو قورت می دهم

.

این حرف ها را نزن

بعضی ها را بزن

بعضی ها را دوباره بزن

بعضی ها را به زمین بزن

بعضی ها را رو به هوا

بعضی ها را دوباره بزن

این یکی را نزن

این یکی را بزن بزن بزن بزن

پیاده دستم را بگیر زیر آب       پاره  شوم چشم بگردانم      خون بی خبر از خودم بریزد از لب هایم       چیزی بشوم مثل ماه       با یک ستاره ی جاری از سینه اش و تمام

بعد

از من

سکوت می شکند ترق ترق یک جگر از آه می کشد بیرون یک روده از آه پیچ می خورد یک پا خم می رود از آه یک شانه پس می شکند یک دست دستش را می گیرد کشان کشان می برد به دهان

اما ما شما را نمی خوریم

یک دو سه

ما شما را نمی خوریم

یک دو سه

ما شما را نمی خوریم

یک دو

ما شما را نمی خوریم

یک

ما شما را نمی خوریم

نوش جان

تصویر کامل است

(این کامل نیست)

یک دست و یک سرت نیست

صفحات خالی: حرفی برای گفتن ندارم

•2009/07/07 • یک نظر بنویسید

لینک به منبع

این روزها جوری از نبود پدران و فرزندان در روز پدر حرف می زنند، انگار در سالهای قبل هیچ پدری و هیچ فرزندی در زندان نبود.

این روزها جوری از اعدام و زندان و كشتار حرف می زنند انگار در سالهای قبل این خبرها نبود.

این روزها جوری از كودتا حرف می زنند انگار چهار سال پیش این اتفاق نیافتاد.

این روزها انگار مردم برای اولین بار است كه یك چیزهائی را می بینند.

انگار تا به حال اسم زندان و شكنجه و اعدام به گوششان نخورده بوده.

انگار ندا اولین زنی بود كه كشته شد.

این روزها انگار همه چیز تازگی دارد.

اما این تازگی برای من بوی كهنگی می دهد.

حرفی برای گفتن ندارم.

این روزها من حرفی برای گفتن ندارم.

قبل از انتخابات گفتم رأی می دهم اما سال پیش اعلام كردند رئیس جمهوری فعلی پنج سال دیگر باید باشد.

گفتم رأی می دهم اما رأی من هیچ تأثیری ندارد.

البته فقط فكر نمی كردم كودتا صورت بگیرید و نمایش مزحكی از آراء، به مسخرگی نمودارهای نرخ تورم به روی پرده بیاید.

فكر می كردم تنها دیكتاتورند. گمان نمی بردم اینقدر احمقند.

می دانستم احمقند، گمان نمی بردم نرخ آی كیوشان اینقدر پایین باشد.

بوی كهنگی در لایه ای از گرد و غبار در هم پیچیده.

و من حرفی برای گفتن ندارم.

این روزها من حرفی برای گفتن ندارم.

همین که هست: حرف دل مظلوم ترین جماعت ایرانی

•2009/07/07 • یک نظر بنویسید

لینک به منبع

یه روز استادم بهم گفت چرا درس نمی خونی

سرش جیغ زدم خیلی بچه ای (البته به فرانسه)

تموم روز فکر دانشکده مشغول این بود که

آخه این چه جوابی بود من به این دادم

و اصلا با چه رویی این حرفو زدم

تو اتاق من داشتم برای استاد تعریف می کردم

که استاد من سه ساله یکیو دیدم عاشقش شدم

نمی تونم درس بخونم

و اون بیرون فکر می کردن

ما داریم این تو دعوا می کنیم

یا مثلا من دارم توبیخ می شم

حالا حکایت ناصحان مشفق ایران امروزه

تو جامعه ی ما یه دسته آدم هستن

که از ابرو برداشتن و فاق کوتاه پوشیدن

و شل راه رفتن و ناز حرف زدن

و ناخن داشتن و لاک زدن پسرا شاکی ان

موضع من که روشنه

ولی نه می خوام از اینا دفاع کنم نه اونارو بکوبم

چون شعور هر انسانی حکم می کنه که

نباید کسی به کار کسی کار داشته باشه

من می خوام چند تا نکته رو بگم تا روشن بشه که

چرا پسرا حرف های اون گروه ایرادگیر سنتی رو نمی فهمن

هیچ کس نمی گه من از مردی بدم می آد من جلفم بی شخصیتم

هیچ کس چنین دفاعی نمی کنه از خودش

ولی به این دلایل که می نویسم

اصلا

طرفین این دعوا حرف همو فهم نمی کنن حتی دوزار

برای راحتی خودمو می ذارم تو جایگاه دوم

یعنی مخاطب اون ها که می گن از این تیپ ها نزنین

چون صبح تا شب شب تا صبح این حرفارو می شنوم

از این ورم می ره تو از اون ورم در می آد

1 تیپ های نو بی هویتی می آره و دلیلش بی هویتیه

اولا این بی هویتی یعنی چی؟ چه ربطی به هویت داره سیخ بودن مو؟

می خواید بگید آدم بی هویت می شه یا بعدش فشن می شه یا برعکس؟

یعنی یکی که فشن تیپ بزنه باید بترسه که کم کم بی هویت شه

یا این که کار از کارگذشته و دیگه امیدی به هویت داشتنش نمی ره؟
هویت من

یکی ملیت ایرانیمه

یکی جنسیت پسرونمه

یکی نقش خونوادگی برادر و فرزند پسر بودنمه

دین و مذهب هم که کله اش مثل عقل دین دارا گرده هیچی به کنار

مو رنگ کردن و آرایش کردن هیچ ارتباطی به هیچ کدوم از اینا نداره

این جانب سال دوم دبیرستان نفر چهارم المپیاد ادبیات فارسی کشور شدم

این روزها هم تا دلتون بخواد تو خیابون ها بودم و همه چی رو دیدم

ساز ایرانی و موسیقی سنتی کار می کنم

تموم آلبوم های شجریان رو با اسم سازنده و سال انتشار دستگاهش می شناسم

همه ی شهر های ایران رو گشته ام

تاریخ ایران و اسلام رو تا جایی که تونستم مطالعه کردم

اگه یه روز سایه بزنم برم بیرون

می شم غیر ایرانی و ضد ایرانی؟

2 انگشترهای جدید کجا و مدل موهای تازه کجا؟

این خطای بزرگیه که فکر کنید

هر کی هرکاری کرد لابد صد تا کار دیگه هم می کنه

یکی سیگار می کشه اما ممکنه خیلی هم آدم مثبتی باشه

نمازش قضا نشه خیالش و زبونش و دستش پاک باشه

شاید ماها تو خلوتمون خیلی هم نیکوکارتر از شماها باشیم

این خطای بزرگیه که فکر کنین چون کسی ژل می زنه

حتما لباس زیرش هم قرمز و لالمبه ایه

حتما پیرسینگ هم سر ابولش داره

حتما هم تو پوزیشن داگی می ده وقتی می ده

حتما هم آدامس های هفت هشت هزار تومنی می جوه

حتما سی دی های منفی هیجده هم داره

حتما لختی پارتی و دود پارتی هم می ره

بابا ول کنین اه

3 همیشه تو خطابه های بلندبالاتون یه روان شناس

یه جامعه شناس یه پزشک یه روان کاو یه حرفی زده

ما نه هیچ وقت می فهمیم این آقای دانشمند کی بوده

نه این که کجایی بوده و چه زمانی اون حرف رو زده

حرفیو که خودتون می خواهید به ماها فرو کنین

می گین یه روز یه روان شناسه بوده اینو گفته

بابا بکشین بیرون

اون روزی که ما می گیم سازمان بهداشت جهانی

همجنسخواهی رو دیگه بیماری نمی شناسه شیشکی می بندین

اون وقت رو منبر تازه اهل علم می شین؟

امان از هر چی آدم بوقلمون صفته

4 از چیزهایی تعجب می کنین که دود از عقب و جلوی آدم بلند می شه

دیگه کرم پودر، همین کرم پودر معمولی که یه قوطی اش نهایتا ده یازده تومنه

این هم تعجب کردن داره؟

یعنی در طول این همه سال تو این تهران

شماها ندیده بودید تا حالا کسیو که کرم پودر بزنه؟

تو تلویزیون تو سینماها تو پارک ها تو مهمونی ها ………..

وای خدای من شماها یا چشمتون تعطیله یا مختون

من فکر کنم هیچ کدوم نیست بلکه می خواهید

الکی روغن داغ مشاهداتتون رو زیاد کنید

تا همه بگن واه واه چقدر شما درست کارید. کور خوندید

5 هیجان بی دلیل و ایرادای بنی اسراییلی

نظیر "پیرهن هایی با جملات موهوم" این جمله یعنی چی؟

آخه ما چی بپوشیم؟ اگه رو پیرهنه بنویسه fuck me خوبه؟

نامفهوم بودن نوشته روی لباس چه ایرادی داره آخه؟

می خوای بدم سوره ی حمد بنویسن رو لباسم؟

تو روح تو و سوره ی حمد هم کرده عوضی

شماها خودتون رو جامعه می دونین و می گین

چطور براتون مهم نیست جامعه در موردتون چی فکر می کنه

ما هم فکر می کنیم جامعه خودمونیم و شما یه گروه بیکار بیش نیستید

بابای من وحشتناک مذهبیه

ولی کار می کنه ورزش می کنه خط تمرین می کنه

اسیدی پی گیر اخبار سیاسیه معتمد محله یه مکانیک حرفه ای هم هست

این آدم این قدر سرش شلوغه که تا ازش راه نمایی نخوای

نمی آد جلو خودشو … کنه بخواد بهت گیر بده. افتاد قضیه؟

اگه دیدید یه موسیخ سیخی بهتون توهین کرد

ببینید چی بهش گفتین چه حرکتی کردین

وگرنه یه ذره ژل به موها مالیدن و سیخ کردن مو

نه تاثیری رو تربیت ده بیست سی ساله ی آدم می ذاره

نه تو عشقی که آدم به کشورش داره و این همه قتل و غارت

و دست گیری و اعدام مخفی و علنی نتونست ذره ای سستش کنه

اون چیزی که حیات جامعه رو تهدید می کنه

به نظرتون چسب مو و ژل و بابلیس و سشواره؟

یا مشت و لگد و باتوم و کلتی که

این روزها تو سیدخندان و ولی عضر و انقلاب و آزادی فراوونه؟

کی دیدیم کسی به ایراد فرهنگی حرکات بسیجی های خدانشناس اعتراض کنه؟

6 و از همه ضایع تر ترجیح نهایی سلیقه تون به سلیقه ی ماها

اون هم چه سلیقه ای

ریش سبیل

عاروق سر غذا

سوت زدن تو خیابون

لخ لخ کشیدن کفش رو زمین

حموم سالی یک بار

لباس زیرهای گنده و گرم و گشاد

قهر دائم با عطر و افتر شیو و مام و این صحبت ها

اگه شماها واقعا دنیای رنگی رنگی و بانشاط

و پر از احساس یه جوون امروزیو نمی پسندید

چطور انتظار دارید که یه جوون

بیاد مثل پیرمرد مسجدی ها کفن تنش کنه

عطرش گلاب باشه و فشنش یقه ی آخوندی؟

به معنای واقعی کلمه

این بنده رو اگه یه روز اون ریختی کنن

از غصه هلاک می شم در دم

چرندیات فکری: خنزر پنزر

•2009/07/07 • یک نظر بنویسید

لینک به منبع

حقیقتش شاید می خواستم دیگه نیام یا خیلی خیلی دیر بیام. نمی دونم. این چند وقته اینقدر چیزای عجیب و نا آشنا دیدم و شنیدم که  دیگه هیچ حوصله ای واسم نمونده واسه نوشتن. اصلن انگار چیزی برای گفتن ندارم. انگار تنها باید بشینمو ببینم. دیدنش واسم درد آور تره پس شاید بخوام بلند شم ولی بلند شدن کار ساده ای نیست. من یه عمر که نشستم. من و تو یه عمره که نشستیم و حالا یهو بلند شدنش خیلی دشواره و کمی نا امید کننده ولی تا وقتی وارد اتاقی نشده باشی همش فکر می کنی که یعنی چی می تونه اونجا باشه ولی وقتی جرئت کردی و درشو باز کردی دیگه همه چیز تموم میشه. این روزا خیلی سخت می گذرن و خیلی سخت میان. شب های نا آرام همیشگی و بامداد های نا آرام تر. انگار میون تعداد زیادی فرکانس گیر کردم. هر لحظه مرتعش تر. با طول موج های خیلی کم. چند روز پیش به خودم می گفتم که شاید همه ی اون چیزایی که ساختم دارن نابود می شن و من الکی این همه مدت خودمو سپر اونا کرده بودم ولی هالا (تازه اونم با ه دو چشم) که به خودم نگاه می کنم وی فهمم که من هیچ وقت هیچیو نمی ساختم  و اینا همش یه توهم بوده …

انتقام این توهم ها رو باید از کی بگیرم ؟

انتقام این توهم ها رو باید از کی بگیریم ؟

من انگار می خوام فرار می  کنم ولی این اسمش فرار نیست. این تنها یه راه دیگست واسه ادامه دادن و بلند شدن. آخه اینجا بمونم که چی ؟؟  که خورد بشم … که له بشم …

هالا (تازه اونم با ه دو چشم)  سال ها از اون زمانی که من رفتم می گذره و من همه چیز دارم و همه زندگیمو خودم ساختم. دیروز یکی یه چیزی بم گفت که فهمیدم من تو این سال ها هیچ وقت هیچیو نساختم و اینا همش یه توهم بوده …

اون بهم گفت اون موقع که من بودم …  تو کجا بودی ؟؟

منم تنها چیزی که می تونستم به پاهام بگم این بود که : اون سال هایی که تو بودی …  من فرار کردم !!

انتقام این فرار ها رو باید از کی بگیرم ؟

انتقام این فرار ها رو باید از کی بگیریم ؟

هالا می فهمم که من نباید آروم بمیرم … من باید با انگشتای گره خورده و با امید بمیرم … من باید با زندگی بمیرم …

من باید با فریاد بمیرم

ScreaM

ScreaM

اگه بخوام از کنکور بگم واس بگم که بسیار دشوار و مفهومی بود. سال های پیش هلو بود ولی امسال واقعن خفن شده بود ولی خب به هر حال ما دادیم رفت. اگرم قبول نشن یه فکر دیگه می کنم و 1 ساله دیگه خودمو علاف نمی کنم.

نمی دونم چمه ها ولی انگار دیگه نمی تونم بنویسم شایدم به خاطره اینه که این مدت دور بودم از همه چیز !! اگر چند روز بیام و بنویسم دوباره رو دور بیوفتم. نمی دونم. ولی واقعن این روزا دیگه واسه کی انگیزه باقی مونده. آخه تو این خراب شده دیگه من به چه امیدی بمونم. صبح ها با چه امیدی چشمامو وا کنم. نمی دونم. ولی شاید الان این طوری می گم. شاید روانم کمی خسته است ولی نمی دونم چی کارش کنم. واقعن نمی دونم. البته نمی خوام بگم امیدمو از دست دادم … نه اصلن … این کثافت ها گه خوردن که بخوان امید منو ازم بگیرن ولی خودم خستم.

خب البته دارم بهتر میشم … امید وارم همین طوری پیش بره تا کاملن به حالت قبلیم برگردم. این روزا حتمن گوشی̨  آیفون و ام پی 3 هممون پر از آهنگ های اعتراضیو کوبنده هستش. این میون یه موزیک پیدا کردم که کوتاه بود ولی جالب بود. البته متن شعرش قبلن به دستم رسیده بود ولی گویا به تازگی موزیکش کردن و از نظر من هم متنش و هم موسیقیش فوق العاده است.  لینکشو واستون می زارم :

http://www.4shared.com/file/116118556/cdb3c096/khaso_khashak.html

این هم متنش :

آن خس و خاشاک تویی

پست تر از خاک تویی

شور منم̨  نور منم̨  عاشق رنجور منم

شور منم̨  نور منم̨  عاشق رنجور منم

زور تویی̨  کور تویی̨  هاله ی بی نور تویی

زور تویی̨  کور تویی̨  هاله ی بی نور تویی

دلیر ِ بی باک منم̨  مالک این خاک منم

دلیر ِ بی باک منم̨  مالک این خاک منم

دلیر ِ بی باک منم̨  مالک این خاک منم

یه کار جالبه دیگه هم تازگیا اومده بیرون که خیلی کار خوشگلیه و به نام “شکوه آزادی با ماست”

لینک برنامه شباهنگ در این باره در وبلاگ بهنام ناطقی :

http://emshabtv.blogspot.com/2009/07/iran-election-in-media-12.html

لینک یوتیوب برای مشاهده نما آهنگ (بخوانید موزیک ویدئو) :

Freedom Glory Project

مطمئنن همتون دیگه حالا  برنامه های دکتر سازگارا رو می بینید یا میشنوید یا توی گروپیش عضو شدید و روزانه میل هاشو دریافت می کنید. حالا منم همین جوری لینکاشو واستون می زارم تا اگه یه وخ تا حالا نرفتین … برین

برای دریافت مصاحبه های روزانه  :

http://www.4shared.com/dir/17132249/b1bae6b1/Sazgara.html

دکتر سازگارا کتابی در این صفحه قرار دادن با نام “50 نکته در باره مبارزات بی خشونت”  pdf  جالبیه و اگه تا حالا نخوندین حتمن بخونید

البته تعدادی از این برنامه رو هم می تونید از سایت رپیدشیر دریافت کنید :

http://rapidshare.com/users/5QJC38

واسه عضو شدن در گروپ هم 3 تا راه وجود داره :
1- از ایمیل باکس خود به این آدرس ایمیل بزنید
mohsen_sazegara+subscribe@googlegroups.com

2- به صفحه زیر برید ، ایمیل خود را وارد کنید و دکمه اشتراک را بزنید
http://groups.google.com/group/mohsen_sazegara/boxsubscribe

3- به سایت فارسی محسن سازگارا برید و در سمت راست صفحه ایمیل خود را در فرم گوگل وارد کنید و دکمه اشتراک را بزنید

چند دقیقه پیش یه طنزی در یک سایتی خوندم که گفتم بدک نیست شما هم واسه تنوع و استراحت بخونید :

مناظره ی احمدی نژاد با مهدی (بخوانید امام زمان ) : http://acr.blogsky.com/1388/04/14/post-56/

نماآهنگی از هنگامه دیدم که بسیار خوشم اومد … خیلی خوشگله. جالبه بدونید که نخستین باریه که صدای هنگامه رو گوش می دم و جالبه که بدونید این آهنگ شاید مال 1 سال پیش باشه !! البته من نمی دونما̨   واسه این می گم که اون وبلاگی که ازش لینک های دانلود رو گرفتم̨  پستش در مرداد 1387 ارسال شده. شاید شما شنیده باشیدش. به هر روی لینک های دانلود رو از وبلاگ حمید جان گرفتم که آدرس اون رو براتون می زارم و ازش سپاسگذاری می کنم بابت لینک هایی که گذاشته :

http://www.ahanghaa3.blogfa.com/post-871.aspx

Rapidshare Direct Link Wmv 700 kbps

Files.to Rapidshare Direct Link Divx 1400 kbps

آهنگ جدید اندی با همکاری خواننده راک Bon jovi به نام” ما با هم هستیم” رو هم می زارم :

دانلود موزیک در فرمت  mp3

تماشا و دانلود موزیک از یوتیوب

موزیکی هم از  U2 براتون گذاشتم با نام “Sunday Bloody Sunday”  :

http://beemp3.com/download.php?file=2420500&song=Sunday+Bloody+Sunday

یه کار خیلی خوشگلی هست که بچه های خارج نشین می خوان انجام بدن که عین خبرشو براتون می زارم و شما هم به دوستای دیگتون بگید (اگه تا حالا نگفتین)

بلند ترین تومار پارچه ای دنیا

بیایید بلند ترین تومار پارچه ای دنیا را علیه دولت کودتا تهیه کنیم و از برج
ایفل آویزان کنیم ، تا همه دنیا ببینند که ” احمدی نژاد ، رییس جمهور ایران
نیست”. طریق پیشبرد این پروژه به این صورت است که در تمام نقاط دنیا در محل های
مناسب ، پارچه ای با رنگ سبز و عرض 90 سانتی متر برای چند روز بیاویزیم و از
ایرانی ها و غیر ایرانی ها امضا جمع کنیم که ” احمدی نژاد ، رییس جمهور ایران
نیست.” سپس همه پارچه ها را به پاریس ارسال کنیم تا به هم دوخته شود . سپس از
رسانه های بین المللی دعوت کنیمو سپس برای ثبت در تاریخ ملل به موزه سازمان ملل متحد
بفرستیم.

ü      این کار ، احمدی نژاد را به عنوان منفور ترین رییس جمهور وارد کتابرکورد گینس خواهد کرد.

ü       تمام دنیا را با این جمله “احمدی نژاد ، رییس جمهور ایران نیست” ، آشنا خواهد کرد

ü      اگر این کار تا قبل از تحلیف انجام شود ، مراسم تحلیف را از این هم ننگ آلود تر خواهد کرد.

ü       سبب می شود دولتهای خارجی در به رسمیت شناختن این دولت تعلل کنند.

ü       اتحاد ایرانیان خارج از کشور رانشان خواهد داد.

ü       به مردم داخل قوت قلب می دهد که هزینه هایی که داده اند بیهوده نبوده و اقلا باعث وحدت عمل خارج
نشینان شده.

ü       اگر خوب کار شود ، صف های طویلی برای امضای این تومار تشکیلخواهد شد که انعکاس بین المللی خواهد یافت.

و حسن های دیگری که حتما به ذهن شما
خطور خواهد کرد

که البته بچه های گل کانادا این حرکت رو آغاز کردند :

http://greenscroll.blogspot.com

Time For Freedom

Time For Freedom

یه شماره ی نشریه سبزینه رو هم براتون آپلود کردم. حتمن دانلود کنید و بخونید و برای دوستاتون هم بفرستید :

شماره 2  سبزینه

برای اطلاعات بیشتر می تونید به وبلاگ خود نشریه سبزینه مراجعه کنید که آدرسش در قسمت پیوست ها هست

دو فایل دیگر هم هست که حتمن بخوانید

18 تیر ماه روز راهپیمایی سراسری ایرانیان – مسیر های راهپیمایی استان ها

عکس ها و پیشنهاداتی در باره ی دیوار نویسی

یکی از ناراحت کننده ترین خبر هایی که در این چند روز شنیدم و می دونم که شما حتمن ازش خبر دارین̨  خبر مرگ ناگهانی Michael Jackson, The King Of POP هست که بسیار منو ناراحت کرد. واقعن وقتی شنیدم شوکه شدم و هنوز وقتی بش فکر می کنم بغض گلومو می گیره. شما رو نمی دونم ولی من که خیلی خیلی دوسش داشتم̨  خیلی خیلی خیلی …

شاید توی زندگیه شخصیش به اون میزان که خودش می خواست آرامش و خوشبختی نداشت ولی در عوض تاثیراتی در جهان و موسیقی گذاشت که انکار نا پذیره. Jocko  در همه چیز اول بود و در همه چیز بهترین بود و الان که نیست حقیقتن نبودش احساس می شه. اون به همه ی زمان ها تعلق داشت̨  از X Generation  تا نسل امروزی که شاید بشه بش گفت  IT Generation   !!! Jackson  محشر بود و دیگه هرگز تکرار نخواهد شد.

Michael Jackson

Michael Jackson

به گمونم این طولانی ترین پستی بود که تا حالا تو عمرم نوشتم. همون طور که حتمن فهمیدین̨  من یه سری از عادت های خاص نوشتاریمو ترک کردم و دیگه اوون طوری نمی نویسم !!!!

Wonderful Smile

تک صدایی = فساد

•2009/07/06 • تا کنون 3 نظر داده شده

بابابزرگ رفیق های جالبی داشت، همیشه سعی می کردم تا جایی که می شد وقتی کنار هم بودن منم بتونم دقیقه ای کنارشون باشم، از اون سری آدم ها بودن که بعد از رای به بنی صدر و دیدن اینکه چطور دیکتاتور می تونه با یک جمله رای ملت رو کنار بذاره دیگه رای نداده بودن و یا اصلا از اولش به این حکومت رای نداده بودن، اغلبشون دیگه نیستن تا این روزگار رو ببینن و دست پشت دست بکوبن و با لبخندی تلخ  و آهی سرد …
از اون دایره رفقا یکی هنوز هست، پیرمرد چند وقت پیش با یک موتوری تصادف کرد و حالا به فراموشی دچاره، برخی چیزها یادش میاد و برخی هم نه، هر وقت می بینم می شناسه اما یادش نیست دیگه رفیقش ( بابا بزرگم ) دیگه نیست، همیشه اول حال بابا بزرگ رو می پرسه و از اونجایی که دکترش توصیه کرده در مورد گذشته و حال دروغی بهش گفته نشه ناچارم بگم بابا بزرگ نیست و هر بار آهی جانسوز می کشه که جگر می خواد تحمل اون آه.
چند روز قبل از انتخابات بود که پیرمرد رو دیدم در حالی که دستی در دست پسرش داشت قدم می زد، پارچه ای سبز به دستش بسته بودن و همراه پسر راهی شده بود، جلو رفتم، سلام کردم و باز آن آه جانسوز تکرار شد اما اینبار چیزی که قلبم رو به درد اورد این بود که می دونستم پیر مرد اگر فراموشی نگرفته بود هرگز تن به دستبند سبز نمی داد، وقتی رو به پسرش کردم و از پارچه سبز رنگ پرسیدم و اینکه چرا چنین کرده پسرک چیزی نگفت و پیرمرد لبخندی تلخ زد که یاد همون لبخندهای سرد و دست پشت دست زدن های کل رفقاش انداختم.
آره!، فراموشی پیر مرد برای جوانک موقعیت خوبی شده بود تا به رفقاش پدری همراه! رو نشون بده
و مرد فراموش کرده بود وگرنه …
( مرد برام شد تشبیه تلخی از این روزهای ایران )
اینها رو نوشتم تا به مطلب آرشام و خفه شو، خفه شوهای این روزها برسم.
_ رفتم رای دادم، به تغییر، به حقوق شهروندی، به کسی که از همه بیشتر از این ها دم زده بود، رای دادم و پشیمون نیستم اما از یاد نبردم کیم و کجام.
_ از خونه زدم بیرون، از همون قبل از روز انتصاب، رفتم میون جوون هایی که جمع می شدن و به بهانه انتخابات عقده ها بیرون می ریختن، اما یادم نرفت انگشتر در انگشت اشاره کنم تا اگر خواستن بگن جمعمون جمعه بدونن، جمعشون + یک! = جمعه
_ رای منم دزدین، اصلا همونطور که قبلا هم گفته بودن حساب نکردن، ندید گرفتن، منم اعتراض داشتم، اما فراموشی که نگرفته بودم که رنگ سبز به دست جلو بیام، جلو اومدم، سینه هم سپر کردم، اما اونجا که لازم بود به خیابان برم انگشتری به انگشت و سیاه پوش و یقه دریده! بیرون زدم و اونجا که لازم بود بگم رای ام کو، لوگو صورتی جلو رفتم تا همه هم اعتراضم رو بشنون و هم ببین اند جمعشون با ما! مساوی جمع می شه، تا یاد بگیریم دموکراسی تو خفه شو تا بعد نداره
_ هنوز برای اینکه تن به فراموشی بدم زوده، این روزها هرجا سخنی از ابطحی و دیگر اصلاح طلبان می خونم و می شنوم سعی می کنم روی پسر هم بیارم اما یادم نمی ره همون ابطحی بارها و بارها روی وبلاگش ندیدم گرفت، اصلاح طلب هایی چون معین و دیگر دوستانش بیمار خوندنم و بیمار می دوننم، خاتمی چطور ایستاد و از اعدامم در چهارچوب قوانین حکومت اسلامی دفاع کرد و … یادم نرفت و نمی ره اما برای آزادیشون تلاش می کنم و آرزوی آزاد دیدنشون رو دارم و از یادشون نمی برم تا یاد بگیریم نمی شه با ساکت کردن عده ای ادعای دموکرات بودن رو داشت، ادای متمدن ها رو در اورد
_ آرشام جان، دوستان، تا خودمون، خودمون رو به فراموشی نسپاریم کسی به خودش حق نمی ده با ما چنین کنه، تا خودمون ساکت نشیم کسی به خودش حق نمی ده بهمون بگه خفه شو، صدایی که بلند باشه با خفه شو، خفه شو، ساکت شدنی نیست و ندیدنی نمی شه.
لوگوی صورتی، با انگشتری و یقه دریده در جمع بودن، فریاد نباشه، نجوا هست.

Wallpaper

•2009/07/06 • یک نظر بنویسید

 

aag Game on w aag Game on nAAG gary w AAG gary nguitar hero w guitar hero n

من دارم اینجا دمکراسی می سازم، مفهوم شد؟ پس همگی شما خفه شید! « Patrick »

•2009/07/06 • یک نظر بنویسید

لینک به منبع

طرفداران احمدی نژاد خفه شید

اسرائیل خفه شو

مریم رجبی (؟) خفه شو

سلطنت طلبان خفه شید

هم جنس گراها خفه شید

چپی ها خفه شید

رضا پهلوی خفه شو

سکولارها خفه شید

طرفداران رفراندوم خفه شید

مذهبی نیستید؟ پس خفه شید

طرفداران رضا پهلوی خفه شید

آمریکا خفه شو

تحریمی ها خفه شید

اصلاح طلب نیستید؟ پس خفه شید

براندازها خفه شید

من دارم دمکراسی می سازم، مفهوم شد؟ پس همگی شما خفه شید بگذارید کارم را انجام بدم!

برای روز پدر « دفتر بی مخاطب »

•2009/07/06 • تا کنون 10 نظر داده شده

لینک به منبع

مانند هر سال روز پدر فرا رسیده و فرزندان و همسران در تدارک برگزاری یک جشن کوچک خانوادگی برای پدران هستند، اما آیا امسال روز پدر برای همه یکسان است؟

برای آنانی که اکنون هفته هاست در سلول های انفرادی اند و دست شان از دنیای اطراف کوتاه و در آرزوی دیدن فرزندانشان؛

برای آنان فرزندانی که روزهاست در حسرت دیدار پدر چشم به در دوخته اند تا شاید بعد از هفته ها به خانه باز گردد؛

برای آن کودکان خردسالی که هر روز بهانه نبود پدر را می گیرد؛

برای آن پدرانی که هفته هاست در آرزوی دیدن روی فرزند دربندشان هر روز راهی اینطرف و آن طرف می شوند تا خبری از دلبندشان بگیرند؛

و برای آن همسرانی که روزهاست دل نگران مرد خانه شان هستند که چه اتفاقی ممکن است برای پدر فرزندانشان در سلول های تاریک اوین بیافتد؛

برای فرزندان سعید حجاریان که هر روز دل نگران حال پدر چشم انتظار هستند تا شاید خبری برسد، برای فرزندان میردامادی، امین زاده، رمضان زاده، تاج زاده، صفایی فراهانی، تاجرنیا، شیرکوند، طباطبایی، خدایاری، سلیمانی، رمضان پور، نبوی، عطریانفر، جواد امام، نوروزی، آقایی، خانجانی، ابطحی، سلطانی، زیدآبادی، مومنی، لیلاز، کامبیز نوروزی و بسیاری پدران دیگر که این روزها بی نام و بی گناه در بندند و تنها جرمشان آزادی خواهی و دمکراسی بوده است.

برای پدران و همسرانی که چشم هایشان به درها دوخته شده تا دلبندشان بازگردد، برای عباس کوشا، سعید نورمحمدی، حمزه غالبی، رضا همایی، زویا حسنی، سعیده کردی نژاد، امیر حسین رحیمی، مرتضی اوسطی، امیر حسین مهدوی، محمدرضا جلایی پور، سمیه توحیدلو، محمد قوچانی، عماد بهاور، عبدالرضا تاجیک، مهسا امرآبادی، ژیلا بنی یعقوب، بهمن احمدی و …. که به جرم تلاش برای رساندن ایران به فردای بهتر امروز از عمر عزیزشان هزینه می دهند.

هیچکدام از این یاران در بند فکر نمی کردند که شاید روز پدر امسال را بایستی با خاطرات فرزندان و همسران و پدرانشان بگذرانند و تنها فکر و ذکر و یادشان در این بود که ایرانی بسازند لایق ایرانی و همگی حتی به مخیله خود راه نمی دادند که تا روز 22 خرداد برای این کشور تلاش کنند و در روز پس از آن به اتهاماتی واهی و خیالپرداز گونه در محبس باشند.

همیشه برای همه دربندانی که جرمشان آزاد اندیشی است دعا کنیم: اللهُمَ فكِّ كُلِ أَسير

الهی آمین

امیر: تابناک دوست همجنس گرایان شد!

•2009/07/06 • یک نظر بنویسید

لینک به منبع

2009-07-06_021155

باورتون میشه این لحن تابناک در باره همجنس گرایان باشه؟

http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=53882

مقاله های تابناک علیه همجنس گرایان یکی دو تا نیست ولی برای مثال این مقاله را ببینید، نمیدونم آفتاب از کجا در آمده! احتمالا از دستشون در رفته.

من پیشنهاد می کنم همه نامه بدیم و تشکر کنم از این مقاله، خودم الان دارم همین کار را می کنم.

The Light Nights with M.K_Soft: اگر کوسه ها آدم بودند

•2009/07/06 • یک نظر بنویسید

لینک به منبع

dayhistory-87-02-11

برای این پست یه شعر دیگر از برتولد برشت، شاعر و نمایشنامه نویس شهیر آلمانی انتخاب کردم. با هم می خوانیم:

دختر كوچولوی صاحبخانه از آقاي ” كي ” پرسيد:
اگر كوسه ها آدم بودند با ماهي هاي كوچولو مهربانتر ميشدند؟
آقای كي گفت : البته ! اگر كوسه ها آدم بودند
توی دريا براي ماهيها جعبه های محكمي ميساختند
همه جور خوراكي توی آن ميگذاشتند
مواظب بودند كه هميشه پر آب باشد
هوای بهداشت ماهی های كوچولو را هم داشتند
برای آنكه هيچوقت دل ماهي كوچولو نگيرد
گاهگاه مهماني های بزرگ بر پا ميكردند
چون كه گوشت ماهي شاد از ماهي دلگير لذيذتر است !
برای ماهی ها مدرسه ميساختند
وبه آنها ياد ميدادند
كه چه جوری به طرف دهان كوسه شنا كنند
درس اصلي ماهيها اخلاق بود
به آنها مي قبولاندند
كه زيبا ترين و باشكوه ترين كار برای يك ماهي اين است
كه خودش را در نهايت خوشوقتي تقديم يك كوسه كند
به ماهی كوچولو ياد ميدادند كه چطور به كوسه ها معتقد باشند
و چه جوری خود را برای يك آينده زيبا مهيا كنند
آينده يی كه فقط از راه اطاعت به دست ميآييد
اگر كوسه ها ادم بودند
در قلمروشان البته هنر هم وجود داشت
از دندان كوسه تصاوير زيبا و رنگارنگي مي كشيدند
ته دريا نمايشنامه به روی صحنه ميآوردند كه در آن ماهي كوچولو های قهرمان
شاد و شنگول به دهان كوسه ها شيرجه ميرفتند
همراه نمايش، آهنگهاي محسور كننده يی هم مينواختند كه بي اختيار
ماهيهای كوچولو را به طرف دهان كوسه ها ميكشاند
در آنجا بي ترديد مذهبی هم وجود داشت
كه به ماهيها می آموخت
“زندگي واقعي در شكم كوسه ها آغاز ميشود”

برتولد برشت

امیر: دانلود فیلم “شانس دوباره” با زیر نویس فارسی

•2009/07/05 • تا کنون 24 نظر داده شده

سخن “پسر”: آنچه در زیر می بینید حاصل چندین روز زحمت امیر عزیز در تهیه زیر نویس فارسی برای یک فیلم با محوری همجنسگرایانه است که به تمامی همجنسگرایان فارسی زبان تقدیم می گردد. از آنجایی که روند زیر نویس کردن فیلم ها روندی سخت و وقت گیر است خواهشمندیم برای دلگرمی هرچه بیشتر امیرعزیز برای ادامه این روند نظرات خود را در زیر همین مطلب درج نمایید.

لینک به منبع

شانس دوباره

شانس دوباره

نام فیلم : شانس دوباره (Mulligans)

این آقاهه که توی عکس تصویر بزرگه (Charlie David) توی سریال Dantes Cove بازی می کرد که سریال مورد علاقه منه و با سریال The Lair در ارتباط هست یعنی هر دو سریال در یک دنیا اتفاق می افتند و توی بعضی قسمت ها هم به هم مربوط میشن، به همین مناسبت این فیلم رو انتخاب کردم. حالا ببینید و لذت ببرید.

راهنمای دانلود و نمایش زیر نویس:

نخست فایل تصویری فیلم را از پیوند های مربوطه دانلود کنید، سپس در صورتی که فایل تصویری نه صورت تکه تکه فشرده شده باید با نرم افزار مربوطه برای مثال Winrar آن را از حالت فشرده و تکه تکه در آورید تا به صورت یک فایل با پسوند .avi یا .mpeg یا هر فایل تصویری دیگری در آید و دراین مرحله می توانید فایل تصویری را تماشا کنید، سپس فایل زیر نویس را دانلود کنید و آن را کنار فایل تصویری قرار دهید، توجه داشته باشید که نام فایل زیر نویس باید دقیقا مانند نام فایل تصویری باشد برای مثال اگر فایل تصویری شما myMovie.avi است نام فایل زیر نویس را باید دقیقا myMovie.srt باشد در صورتی اسم فایل تصویری و فایل زیر نوسی با هم یکی نیست نام یکی را تغییر دهید تا مانند دیگری شود (فرق نمی کند نام چه باشد فقط باید مانند هم باشند)، پس از اینکه از هم نام بودن و هم فولدر بودن (هر دو فایل باید در یک فولدر باشند) فایل تصویری و زیر نویس اطمینان حاصل کردید می تواند با استفاده از JetAudio می توانید فیلم را با زیر نویس ببینید، در صورتی که می خواهید فیلم را با Windows Media Player ببینید باید این افزونه را نصب کنید (VobSub_2.23.exe) برای دیدن فیلم کافیست فیل تصویری را در player مورد نظر خود باز کنید و فایل زیر نویس خود به خود نمایش داده می شود (در صورتی که هم نام باشند)

پیوند های فایل تصویری :

http://netload.in/dateiWIUWE2pgMl/dom-muligan.part1.rar.htm

http://netload.in/dateixKMhN8dBu6/dom-muligan.part2.rar.htm

http://netload.in/dateiKJme5ReRe3/dom-muligan.part3.rar.htm

http://netload.in/dateimJXAAZDKJW/dom-muligan.part4.rar.htm

http://netload.in/dateiLB9Epl6OJk/dom-muligan.part5.rar.htm

http://netload.in/dateithrBNkpIMt/dom-muligan.part6.rar.htm

http://netload.in/dateiQjZFrPQtoE/dom-muligan.part7.rar.htm

فایل زیر نویس :

dom-muligan.srt

فایل زیر نویس و فایل تصویری را هم نام کنید و کنار هم بزارید و بعد فایل تصویری را باز کنید

لطفا نظر و تجربتون رو درباره دانلود و اجرای فیلم و زیر نویس بنویسید، این چیز ها خیلی کار می بره دوست ندارم کاری کنم که دیگران نتونند ازش استفاده کنند نتیجتا اگر هر مشکلی دارید اطلاع بدید لطفا

برای دانلود به صورت مجانی و بی محدودیت هم از تاریخ 06/07/2009 به مدت یک هفته می توانید از لینک های زیر استفاده نمایید:

http://s73.eu.rapidbaz.com/get/_wPBG/dom-muligan.part1.rar
http://s67.eu.rapidbaz.com/get/_QSMh/dom-muligan.part2.rar
http://s67.eu.rapidbaz.com/get/_QSMc/dom-muligan.part3.rar
 http://s67.eu.rapidbaz.com/get/_QSQq/dom-muligan.part4.rar
 http://s67.eu.rapidbaz.com/get/_QSHN/dom-muligan.part5.rar
 http://s67.eu.rapidbaz.com/get/_QSHc/dom-muligan.part6.rar
 http://s67.eu.rapidbaz.com/get/_QSHi/dom-muligan.part7.rar

مطالب مرتبط:
::
دانلود سریال لانه با زیر نویس فارسی