Wallpaper

•2009/12/14 • نوشتن دیدگاه

»»»» برای مشاهده و دریافت عکس ها کافی است روی تصویر زیر کلیک نمایید ««««

گذر ( برای دفترچه خاطراتم )

•2009/12/14 • نوشتن دیدگاه

دیگه داشت نیمه شب می شد که تلفنم به صدا در اومد،
از محل کار! بود،
اولش فکر کردم بچه ها! می خوان اذیت کنن اما به هر حال جواب دادم،
یکی از شیطون هاشون بود، با کمی نگرانی گفت، رضا فکر می کنم بینی …! شکسته باشه،
جا خوردم، داد زدم چه بلایی سرش اوردین،
قسم می خورد که خودش زمین خورده و وقتی داشتن فوتبال بازی می کردن اینطور شده،
نمی دونستم چه باید کرد، از حالش پرسیدم که گفتن با مسکن خوابش برده، کمی بیشتر از حالتش پرسیدم، از اتفاقی که افتاده بود و اینکه چقدر می تونه جدی باشه و …
نمی تونستم کاری کنم آخه خروج از اونجا شب ها ممنوعه و فقط در مواقع اضطراری امکان پذیره که تا بیایی به رئیس! شب حالی کنی …
فقط تونستم یه خورده بچه ها رو آروم کنم و قول دادم صبح، اول صبح خودم ببرمش پیش یه دکتر خوب، و سفارش کردم اگر شب بیدار شد یا حالش به هم خورد خبرم کنن و بالا سرش نوبتی بیدار بمونن،
همین که تلفن قطع شد حالم به هم خورد،
دستم از هر کمکی کوتاه بود و انگار تمام دنیا روی سرم خراب شده باشه تهوع و گریه ام قاطی شد،
انقدر گریه کردم که همه تو خونه فهمیدن،
بابا هرچی می کرد آروم نمی شدم،
دست خودم نبود، حس کثیف برده بودن تمام وجودم رو گرفته بود،
اینکه چاره ای جز انتظار نداشتم داشت دیوونه ام می کرد،
بابا که دید آروم بشو نیستم بر خلاف همیشه که با آرام بخش خوردنم مخالفت می کنه خودش آرام بخش هام رو اورد،
انقدر خوردم که نفهمیدم چطور بیهوش شدم اما مگه به همین سادگی می شد آروم شد،
تا صبح چند بار با کابوس از خواب پریدم،
صبح از همیشه زودتر خودم رو رسوندم اونجا! و …
هنوزم اون حس کثیف برده و بی چاره! بودن آزارم می ده.

خودت کردی « من دیگر »

•2009/12/14 • نوشتن دیدگاه

پیوند به منبع

حالا شاکی شده ای که دیروز در دانشگاه تهران عکس آیت الله را از اسکناس در آورده اند. چقدر به تو گفتم این کار را نکن. چه قدر گفتم مگر آن اسکناس قدیمی چه ایرادی دارد، انقلابی نیست که هست.چه قدر از تو خواهش کردم این کار را نکنی. یادت که هست؟ آن روز که عکس این بچه رزمنده ها را از اسکناس برداشتی می دانستم این روز می آید. می دانستم تو دیگر برای  تک تک ما ارزش قائل نیستی. می دانستم روزی می آید که گارد می فرستی بر روی ما چماق بکشد.

می دانستم که روزی می رسد که حتی عکس مدرس را هم بر اسکناس تحمل نکنی. بهت نگفتم که این قدر همه چیز خواه نباش؟  به تو نگفتم دلشان را به دست بیاور؟ اگر بر اسکناس هایی که به دست ملت می دهی علاوه بر عکس آیت الله عکس بازرگان و مصدق و طالقانی و بهشتی را هم می زدی این طور می شد؟ به تو گفتم که. این ها بچه های این مردم هستند که رفتند و مردند و مسجد خرمشهر را آزاد کردند. تا این ها بر اسکناس هستند این اسکناسِ مردم است. همه جا را پر نکن با عکس آیت الله. گفتم و گوش نکردی. دلم می سوزد که امروز هم گوش نمی دهی. امروز هم در حصار شیشه ای خودت نشسته ای و من را نمی بینی.

عوض دارد، گله ندارد. دیروز خودت عکس اعلی حضرت را از اسکناس در آوردی، امروز شاکی شده ای که عکس آیت الله را از اسکناس بیرون آورده اند؟ من که گفته بودم از این روز بترس. امروز فاتحه ی تو خوانده است.

جُل پاره هايِ بي قدرِ عورتِ ما: غریزه احساس خطر

•2009/12/14 • نوشتن دیدگاه

پیوند به منبع

بعضی ها می خواهند یک اختلاف داخلی را به جنگ با نظام تبدیل کنند ( خامنه ای)
.
.
در یک اختلاف سخت خانوادگی هستیم ( کروبی ،
اینجا )
.
.
به صراحت بگویم، امروز هم اکثریت جامعه ما امام و انقلاب را قبول دارند و به خون شهیدانشان احترام می‌گذارند و  مدارو معیار همان آرمان‌های انقلاب اسلامی است، امروز برای همه ما امام خمینی معیار است، معیاری که انقلاب را رهبری کرده هم جمهوری اسلامی را پیشنهاد کرده، هم به همت ایشان مردمی‌ترین و دموکرات‌ترین انتخابات و رفراندوم‌ها برگزار و قانون اساسی تصویب شده است ( خاتمی ،
اینجا )
.
.
به عبارتی اوضاع فعلی را بیشتر می توان به یک درگیری سخت خانوادگی تشبیه کرد.در دو طرف دعوا کسانی قرار دارند که هم انقلابی هستند و هم سابقه جبهه و جنگ دارند ( کروبی ،
اینجا)
.
.
وقتی از اصلی ترین شعار جمهوری اسلامی، یعنی استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی، اسلام آن حذف می‌شود، آقایان باید به خود بیایند و بفهمند که راه غلطی را می‌روند، وقتی در روز قدس که اساس آن برای دفاع از فلسطین و مقابله با رژیم صهیونیستی است، به نفع رژیم غاصب و برضد فلسطین شعار داده می‌شود، باید متنبه شوند و تبری خود را از این جریان اعلام کنند.( خامنه ای ،
اینجا)
.
.
در واقع سرخ ها جنبش سبز را فرصتی دیده اند که بر این موج بنشینند و به مقصدی که می پسندند، راه یابند. شعار جمهوری ایرانی در حقیقت شعار این گروه می تواند تلقی شود. می خواهند در آینده دیگر نام و نشانی از اسلام و انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی باقی نماند.( مهاجرانی،
اینجا)
.
.
چرا هنگامی که افراد فاسد فراری و سلطنت‌طلب و توده‌ای از آن‌ها حمایت می‌کنند، به خود نمی‌آیند و متوجه نمی‌شوند که مسیر آن‌ها غلط و اشتباه است؟ ( خامنه ای)
.
.
این سخن تازه ای نبوده و نیست. سی سال است که مجاهدین خلق و سلطنت طلبان بر همین موضع پای فشرده اند. در واقع آنان سرخند.( مهاجرانی ،
اینجا)
.
.
مردم و دانشجویان ما امام و نظام را قبول دارند، در چارچوب قانون اساسی می خواهند عمل کنند و ما هم جز این حرفی نداریم،معتقدیم اگر انحرافی وجود دارد که دارد بر اساس همین معیارها باید اصلاح شود.( خاتمی،
اینجا)
.
.
بعد از انتخابات، متأسفانه عده‌ای قانون‌شکنی، و ایجاد اغتشاش کردند و زمینه‌ای را به وجود آوردند که دشمنِ مأیوس و ناامید، جان بگیرد و آن‌قدر جسارت پیدا بکند، که در مقابل چشم انبوه دانشجویان علاقه‌مند به امام، انقلاب و نظام اسلامی به امام(ره) اهانت کند.( خامنه ای)
.
.
حضرت امام خمینی احیاگر دین در قرن حاضر و بیدارگر بزرگ ملت ها برای مبارزه با مستکبران است . ایشان به گردن همه ملت ها به ویژه ملت های مسلمان و مردم ایران حق بزرگی دارند و قطعا هیچ انسان منصف و مومنی به خود اجازه نمی دهد چنین اهانتی به عکس ایشان بکند( موسوی ،
اینجا)

تکلمه!

•2009/12/13 • نوشتن دیدگاه

:: میایی بازی؟!
_ باشه
:: چشم می ذارم، پنهون شو، تا آخر دنیا دنبالت بگردم.

در حمایت از مجید توکلی

•2009/12/13 • نوشتن دیدگاه

پیوند به منبع

افتخار می‌کنم که روسری مادر مرحومم را سر کرده‌ام. همان روسری که در ایران به زور سر زنم کردند. همان روسری که اگر خواهران من در اروپا سر کردنش را انتخاب کنند، تحقیر خواهند شد. و همان روسری که ابتذال عقب‌افتاده‌ای که الان بر ایران حکومت می‌کند، فکر می‌کند اگر آن را سر مجید توکلی کند، تحقیرش کرده است – او امروز نزد ما عزیزتر و شریف‌تر از هر زمان دیگری است. ما، همه، مجید توکلی هستیم – و ما مردان ایرانی خیلی دیر داریم این کار را می‌کنیم. اگر ۳۰ سال پیش این کار را کرده بودیم، یعنی زمانی که روسری به آن دسته از خواهران ما که نمی‌خواستند آن را بر سر کنند تحمیل شد، شاید امروز در این وضع نبودیم. اگر حد تصور جمهوری اسلامی این است، به قول شاهین نجفی «بگرد تا بگردیم».

پ.ن: عکس بالا از وبلاگ سرهرمس مارانا

۱۰ کشف مهم علمی سال ۲۰۰۹ « یک پزشک »

•2009/12/13 • نوشتن دیدگاه

پیوند به منبع

در پست قبلی مهم‌ترین رویدادهای جهان پزشکی را از نگاه مجله تایم، با هم خواندیم. در این پست به بررسی مهم‌ترین رخدادهای علمی سال ۲۰۰۹ می‌پردازیم:

۱- آردی، کهنسال‌ترین نیای انسان: با داشتن انگشتان کلفت و دراز و قامت ۴ فوتی و سری کوچک، «آردی» Ardi قدیمی‌ترین اسکلت موجودی شبه‌انسانی است که تا به حال پیدا شده.

قطعات این فسیل در سال ۱۹۹۲ پیدا شد و سپس طی ۱۷ سال و با تحمل رنج و دشواری زیاد و با کنار هم چیدن قطعاتش که در میان ۱۰۰ فسیل دیگر در زیر خاک اتیوپی پراکنده بود، شکل گرفت.

این اسکلت متعلق به یک زن از گونه آردی و به عبارت صحیح Ardipithecus ramidus بود و ۴٫۴ میلیون سال پیش می‌زیست.

بعد از ۱۷ سال پژوهش، گروهی از دانشمندان به رهبری «تیم د. وایت»، از دانشگاه برکلی کالیفرنیا، ماه اکتبر امسال، نتایج تحقیقات خود را به صورت چند مقاله در مجله Science منتشر کردند.

در میان نکات برجسته منتشر شده در این مقالات، دو چیز بیش از همه جلب توجه می‌کرد:
- آردی با اینکه کهنسال‌ترین موجودی حد واسط بین انسان و شامپانزه به شمار می‌رود، اما بیشتر ویژگی‌های انسانی دارد تا ویژگی‌های مختص شامپانزه‌ها.
- آردی با اینکه در جنگل می‌ِزیست قادر به راه رفتن روی دو پا بود. پیش از این تصور می‌شد انسان در مناطق مسطح پوشیده از چمن قادر به راه رفتن شده است.

۲- اپی‌ژنوم‌های انسان رمزگشایی شد: یک دهه قبل، رمزگشایی از ژنوم انسان این امید را زنده کرده بود که همه بیماری‌های ارثی انسان از این راه قابل فهم ‌شوند. اما ارتباط بین ژن و بیماری‌ها، از چیزی که تصور می‌رفت، پیچیده‌تر بود. دانشمندان دریافتند که رفتار ژن‌ها به وسیله عوامل محیطی قابل تغییر هستند و این تأثیرات در طی نسل‌ها کاهش می‌یابند، به این عوامل «اپی‌ژنوم» گفته شد.

به عنوان مثال، افرادی که در جوانی که سیگار می‌کشند، دچار تغییرات اپی‌ژنتیکی می‌شوند که می‌تواند احتمال بلوغ زودرس نوه‌هایشان را افزایش دهد!

در ماه اکتبر امسال، یک گروه از دانشمندان به رهبری «جوزف اکر» Joseph Ecker در کالیفرنیا، نخستین نقشه تفصیلی اپی‌ژنتیکی انسان را منتشر کردند. با مقایسه این نقشه با نقشه اپی‌ژنتیکی سلول‌های سرطانی، دانشمندان می‌توانند نقایص کوچکی را که منجر به سرطانی شدن و دیگر بیماری‌ها می‌شوند، کشف کنند. این پژوهش در مجله Nature به چاپ رسید.

۳- درمان ژنتیکی، کوررنگی را شفا می‌دهد: دانش مدرن پیش از این توانسته راه‌هایی برای درمان افسردگی، افزایش تمایل جنسی، بهبود عملکرد ورزشی، افزایش میزان تمرکز و سلامتی عمومی انسان پیدا کند، اما در ماه سپتامبر، پیشرفتی حاصل شد که پیش از این در حد داستان‌های علمی- تخیلی بود:

گروهی از چشم‌پزشک‌ها، ژن‌های تولیدکننده پروتئین تشخیص‌دهنده رنگ را به چشم دو میمون کوررنگ تزریق کردند که باعث شد، این دو حیوان برای نخستین بار قادر به دیدن رنگ‌های سرخ و سبز شوند.

۴- روبوت دانشمند: شاید پیدا کردن نقش یک دو جین ژن در یک سلول مخمر، کشف علمی ارزشمندی محسوب نشود. اما چیزی که این کشف را مهم کرد، دانشمندی بود که این کشف را انجام داده بود: روبوتی به نام «آدام» Adam!

این روبوت در دانشگاه Aberystwyth ولز ساخته شده است و نخستین سامانه روبوتیک است که موفق شده یک کشف علمی را بدون مداخله انسان به انجام برساند. این روبوت مراحل یک تحقیق علمی را از نظریه تا انجام آزمایش و فرموله کردن نهایی نظریه، انجام داد.

در آینده، هوش مصنوعی، ظرفیت‌های نامحدودی در زمینه‌های علمی خواهد داشت، شاید روزی برسد که به یاری هوش مصنوعی به اکتشافاتی در حد نسبیت خاص اینشتین نائل آییم.

۵- اصلاح نژاد ماهی تن در خشکی: دانشمندان استرالیایی موفق به اصلاح نژاد ماهی تن شدند.

۶- آب روی ماه: در نهم ماه اکتبر، ناسا با شلیک راکتی به سطح ماه، حفره‌ای ۱۰۰ فوتی روی آن ایجاد کرد و سپس موفق شد، ۲۵ گالن آب را به صورت بخار آب و یخ در غبار حاصل از این انفجار شناسایی کند. بعضی از دانشمندان معتقد هستند که در قطب‌های ماه، آب کافی برای سکونت فضانوردانی که در آینده به ماه سفر خواهند کرد، وجود دارد. بعضی هم تنها از لحاظ کشف تاریخچه منظومه شمسی، این کشف را دارای اهمیت میِ‌بینند.

ناسا، اولویت فعالیت‌های آینده‌اش را کشف مبدأ این آب و میزان آن قرارداده است. ماه، این همسایه فراموش‌شده، با این کشف دوباره اهمیتش را برای ما بازمی‌یابد.

۷- اصل «لِما»، حل شد: در سال ۱۹۷۹، یک ریاضی‌دان کانادایی- آمریکایی به نام روبرت لنگلندز Robert Langlands، تئوری جاه‌طلبانه و انقلابی‌ای‌ را ارائه کرد که دو شاخه ریاضیات، یعنی تئوری اعداد و گروه را به هم متصل می‌کرد. لنگلندز می‌دانست که روند اثبات فرضیه‌اش، کار چند نسل از ریاضی‌دان را طلب می‌کند. ولی در این میان، مانع بزرگی که در برابر راه این دانشمندان بود، اثبات یکی اصل اساسی به نام اصل لِما lemma بود. لنگلندز به همراهی همکاران و شاگردانش توانستند این اصل را در حالات خاص به اثبات برسانند، اما اثبات آن در حالت کلی بسیار دشوارتر از چیزی شد که لنگلندز، تصور می‌کرد، آن چنان دشوار که اثباتش ۳۰ سال طول کشید.

در چند سال پیش، یک ریاضی‌دان ویتنامی به نام Ngo Bao Chau که در دانشگاه Paris-Sud و بنیاد مطالعات پیشرفته IAS، در پرینستون کار می‌کرد، موفق شد، این اصل را به صورت برهان مبتکرانه‌ای فرموله کند. این برهان امسال به اثبات رسید و بعد از اثبات آن، دانشمندان نفس راحتی کشیدند.

۸- تله‌پورت: دانشمندان انستیتوی کوانتوم مریلند موفق شدند، اطلاعات را از یک اتم به اتم دیگری که در فاصله یک متری قرار داشت، منتقل و اصطلاحا تله‌پورت کنند. این موفقیت، رویداد شاخصی در یک رشته علمی به نام پردازش اطلاعات کوانتومی محسوب می‌شود.

گرچه این کشف ربطی به تله پورت کردن بدن انسان، چیزی که در فیلم‌ها و داستان‌های علمی -تخیلی می‌بینم و می‌خوانیم، ندارد، اما تله‌پورت کردن اتم به اتم می‌تواند کاربردهای عمده‌ای در ایجاد کامپیوترهای بسیار سریع با امنیت بالا داشته باشد.

۹- شروع دوباره کار LHC : ربع قرن طول کشید تا سازمان اروپایی پژوهش‌های هسته‌ای موفق به طراحی و ساخت بزرگ‌ترین شتاب‌دهنده ذرات روی زمین یعنی LHC شود، کار بزرگی که ۱۰ میلیارد دلار هزینه صرفش شد و منجر به ساخته شدن ساختمان عظیم حلقه‌مانندی به طول ۱۷ مایل در زیر سطح زمین شد. در این شتاب دهنده، ذرات در دمایی پایین‌تر از دمای عمق فضا، به سرعتی نزدیک به نور می‌رسند. در ۲۹ نوامبر بعد از یک تأخیر ناشی از خرابی، دانشمندان موفق شدند، یک پروتون را با انرژی ۱٫۰۵ تریلیون الکترون ولت برسانند که بسیار بیشتر از انرژی‌ای بود که بزرگ‌ترین شتاب‌دهنده قبلی، یعنی شتاب‌دهنده Tevatron در ایلینویز، می‌توانست به ذرات بدهد.

در نهایت شتاب‌دهنده LHC می‌تواند به ذرات تا ۷ تریلیون الکترون ولت، انرژی بدهد و سپس با برخورد دادن این ذرات به هم، شرایطی را که ثانیه‌هایی بعد از انفجار بزرگ یا Big Bang وجود داشت، بازسازی کند.

دانشمندان امیدوارند بتوانند به این وسیله نشانه‌هایی از ذرات زیراتمی به نام ذرات هیگز بوسون Higgs boson را بیابند. دانشمندان دیگر هم امیدوارند به کمک LHC ، تئوری جاه‌طلبانه‌ای به نام تئوری ابرتقارن supersymmetry را تأیید کنند.

۱۰- سیاره جدید یا کوتوله قهوه‌ای، کشف شد: در ماه دسامبر، گروهی از اخترشناسان خبر دادند که یک شیء سیاره‌مانند را کشف کرده‌اند که دور ستاره‌ای شبیه خورشید می‌چرخد. این ستاره ۳۰۰ تریلیون مایل، یعنی حدود ۵۰ سال نوری از زمین فاصله دارد و این جسم سیاره‌مانند ۱۰ تا ۴۰ برابر مشتری اندازه دارد. دانشمندان با کمک یک ابزار جدید که برای کشف سیارات دور به کار می‌رود و در تلسکوپ Subaru در هاوایی جاسازی شده، موفق شدند، عکس‌های مستقیمی از این سیاره‌مانند بگیرند. محتمل است که این شیء سیاره‌مانند یک کوتوله قهوه‌ای یا یک ستاره تکوین‌نیافته باشد. گرچه قبلا هم عکس‌های مستقیمی از منظومه‌های دیگر گرفته شده بود، اما برای نخستین بار است که اخترشناسان موفق شده‌اند عکس‌هایی از ستاره‌ای شبیه خورشید -از لحاظ دما و اندازه- بگیرند.

از طرف دیگر فاصله این سیاره از ستاره مورد نظر هم جالب است، این سیاره از ستاره خود به اندازه نپتون از خورشید، فاصله دارد.

هيچ بازار نديده‌ست چنين كالايی – پانصدوده « A Man Called Old Fashion »

•2009/12/13 • نوشتن دیدگاه

پیوند به منبع

China Environment Protection Foundation
*

كار خوب طراحان چينی در استفاده از نقاشی سنتی آن سرزمين كه در بهترين نمونه‌هايش بازتاب زيباترين طبيعت‌ها بوده و زدودن آن زيبايی‌ها با عناصر مهاجم‌ و بی‌ملاحظه يك تمدن صنعتی (دكل‌ها و آسمان‌خراش‌ها و اتومبيل‌ها)، البته در عالم تبليغات حاصلی تماشايی بر جای گذاشته است، اما گمان نمی‌كنم توانسته باشد بر نقش بزرگ چين در آلودن محيط زيست جهان سرپوش بگذارد…

جُل پاره هايِ بي قدرِ عورتِ ما: تیک 31

•2009/12/13 • نوشتن دیدگاه

پیوند به منبع

این دو را نمی باید براساس یکدیگر سنجید: انسان تک رو و انسان رمه ای
.
.
.
برخی سرشت ها بارور کننده اند، برخی بارور شونده
.
.
.
با همه انسان ها با خیرخواهی ای یکسان رفتار کردن و بدون فرق گذاری بین انسان ها ، نیک بودن، شاید بیشتر پیامد خوارشماری بنیادین آدمی باشد تا عشق بنیادین به آدمیان
.
.
.
حس کردن " من" را نباید با احساس یکپارچگی اندام وارگی یکسان پنداشت (فردریش نیچه)

اردی بهشت: پراکنده

•2009/12/13 • نوشتن دیدگاه

پیوند به منبع

- تا تصمیم می گیرم کمی به خودم تکانی بدهم با مشکل بر می خورم… درگیری با آزمون که جای خود را دارد ، درگیری فکری و مسایل اعتقادی و … هزار چیز و نا چیز هم که آمده سراغم … حتی فرصت نکردم به وبلاگم سر بزنم چه برسد به به روز کردن و نت آمدن … شانزده آذر چه با حال بود ، دانشکده شده بود بشکه باروت در سکوت و تاریکی … سردر دانشکده فقط یک در کوچک باز بود که جز با فیلتر چشم های نگهبان و کارت ، ورود ممکن نبود … دانشگاه درگیری شده بود. بگذریم …

مانده ام این آقایان مثلا محترم از یک طرف می گویند معترضان که اهمیتی ندارند و از طرفی هم تهدید ها شروع شده و کک افتاده به شلوارشان …

- یادش به خیر مادربزرگ همیشه اسم شعر می شد همان شعر معروف " کرمان دل عالم است و ما اهل دلیم " را می خواند و می گفت ایران دل عالم است و ما اهل دلیم و بعد می گفت خدایش بیامرزاد … این شاه نعمت الله ولی عجب مرد بزرگی بوده، می گفت در دیوانش پیش بینی کرده که بعد از پادشاهان حکومت به دست ملاها و دینی ها می افتد، اما از سی سال گذشته و به چهل نرسیده تاج حکومت از سرشان می افتد … بعدها همه جا این پیش بینی ها را می شنیدم. اعتقاد ندارم زیاد اما از چند سال بعد از انقلاب دیگر دیوان شعر کامل و یا پیشگویی های شاه نعمت را نمی توان پیدا کرد همه تحریف و ناقص اند … باز هم بگذریم.

- عکس را دیدم اونقدر تلخ لبخند زدم که اشکم درآمد… چه قدر این جماعت ضعیف فکر میکند، چه قدر عقب مانده که روسری زنان ایران را که خود به جبرش تبدیل کردند بر سر او می گذارند تا تحقیرش کنند؟ تا بخندند؟ نمی دانند مردان امروز مردان دیروز نیستند… روسری به جبر بر زن و مرد تحقیر است ، مردانگی دیگر به ریش و دستار و تسبیح نیست … اگر مجید توکلی روسری بر سر کرد من هم می کنم، زنان این سرزمین سی سال است به اجبار بر سر می کنند … حجاب توکلی حجاب اجباری زنان این سرزمین است …

- اصلا چه می خواستم بگویم که به اینجا رسید؟ بی خیال …

سبز پاینده و پیروز باد.

هویت درون: سردرگمی (۱)

•2009/12/13 • نوشتن دیدگاه

پیوند به منبع

امروز متوجه شدم تصمیمی که گرفتم اصل تغییر نبود بلکه آغاز راه تغییر بود. تغییر نوع زندگی که در این دو سال داشتم. اگر پول داشتم یک مسافرت کوتاه می‌رفتم و به خودم و ادامه راهم فکر می‌کردم. اما خوب الان تو اتاق کوچیکم به ترانه STAND BY ME گروه بیتلز گوش می‌دم و به خیلی چیز‌ها فکر می‌کنم. 

انتظار یا حرکت؟ این سوال اصلی ایست. زندگی من ماله منه٬ می‌دونم اما… . بیشتر سردرگمی و تردیدم از اینجا میاد که آیا عشق در یاهو و به کسی که همه فاکتورهای تو رو داره پدید میاد؟ مثلا ما عاشق آدم زشت میشیم؟ من نمی‌تونم. مشکل از منه یا همه اینجوری هستند؟ اگه طرف من قد بلند باشه و من از نظر جنسی ارضاش نکنم٬ برای ارضا خودش سراغ یکی دیگه نمی‌ره؟ خوب من عاشق قدبلندها نشم؟ اگر پزیشن‌ها مون بهم نخوره؟ عاشق غیر هم‌پز نشم؟

فعلا اینجوری فکر می‌کنم که اگر می‌خوام با کسی باشم که تا آخر عمر کنارهم زندگی کنیم(پارتنر)٬ باید بتونیم همه نیازها مون رو براورده کنیم. اینکه بگیم اگه طرف واقعا عاشق باشه می‌تونه با هر پزی کنار بیاد… . خوب مثلا یک وی برای یک تی٬ فول‌بی میشه؟ خوب چرا تی‌ها برای یک تی٬ فول‌بی نمیشن؟ یا برای وی‌ها؟! نه اینطور نیست٬ هرچقدر هم دوسش داشته باشی اما بدنت می‌خواد. من اخلاقم اجازه نداده و تا الان بجز تجربه اولم با بی.اف‌ام دیگه تجربه نداشتم. از ۱۳سالگی هم از همه چی سر در اوردم. خوب الان هم فهمیدم اینا بیشتر یک‌سری افه هست. نیست؟ من از دوستان خواهش می‌کنم یک نمونه زندگی با دوام بین غیر هم‌پز یا کسانی که تایپ‌هم نبودند و بدون حضور اس.اف و یا بی‌وفایی نکردن یکی از طرفین رو سراغ دارند که به مدت بیش از ۲سال طول کشیده٬ با ذکر ای.دی طرف به من معرفی کنند تا قانع شوم.

نباید خودمون رو گول بزنیم. عشق ما به زیبا ترین هاست. حالا چطور طرف خر می‌شه نمی‌دونم. اما همیشه فرد مور عشق قرار گرفته٬ از معشوقش سرتره و عشق‌های با دوام (عشق بی‌دوام هم داریم؟) بین کسانی بوده که در یک سطح اخلاقی(سلیقه) و زیبایی(اندامی) بودند.

مانی زانیار: براى آزادى مجید توکلى

•2009/12/12 • ۱ دیدگاه

جُل پاره هايِ بي قدرِ عورتِ ما: بازهم حضرت امام (فریب اسهال طلبان)

•2009/12/12 • نوشتن دیدگاه

پیوند به منبع

در این چند روز بحث های مطرح شده است که نشان از فریبکاری سرمداران و اسهال طلبانی دارد که در پی جا انداختن چارچوب های خاص برای منافع و حفظ موقعیت قدرت سیاسی هستند. عبور جنبش اعتراضی ایران از مرزهای دیکتاتور که تا چند ماه پیش قابل تصور نبود و رویکرد کنشگری ساختارشکنانه این جنبش در برگذشتن از یک نظام فاشیسم دینی که در شعارهای رادیکال و درست معترضان انعکاس یافته است، اسهال طلبان را به فکر چارچوب سازی و محدود کردن این جنبش واداشته است. زیرا این امر واضح و روشن است که در فردای فروپاشی ساختار فاشیسم دینی ، اسهال طلبان محلی از اعراب نخواهند داشت و فرایندهای پیش رو هیچ نقشی را بر عهده آنان نمی نهد. از این رو در چارچوب سازی خود نشان دادن به آتش کشیدن تصویر خمینی،  دیکتاتور پیشین این نظام فاشیستی را در صدا و سیمای میلی ، دست مایه خویش برای چارچوب سازی قرار داده اند و بازی حضرت امام، حضرت امام راه انداخته اند.
وقاحت به انجا رسیده است که آقایان در سایت های متعلق به خود ، پیشنهاد راهپیمایی برای حمایت از خمینی را ارائه داده اند ( به
اینجا و اینجا رجوع کنید).آن هم راهپیمایی که به قول آقایان«راهپیمایی که می تواند تنها با حمل عکسهایی از حضرت امام و بدون شعارهایی انحرافی برنامه ریزی شود. ». این بدان معنا است کسانی که خویشاوندان اش به دستور حضرت امام اعدام شده اند اگر خود را جزو جنبش می دانند  برای مبارزه با دیکتاتوری خامنه ای باید در این راهپیمایی شرکت کرده و در حمایت قاتل خویشاوندان خود شعار دهند عکس اش را بالای سر بگیرند و با صدای بلند بگویند «حضرت امام دوست داریم ».

اگر هم بپرسید، عزیر دل چگونه می توان برای مبارزه با یک دیکتاتور از دیکتاتور دیگر حمایت کرد؟، می شویم  احمق سیاسی که استراتژی و تاکتیک نمی داند، آقایان توجیه می فرمایند این بهترین موقعیت است تا نقشه امام خامنه ای را با حمایت از امام خمینی نقش بر اب کنیم. خدای نکرده « نخست وزیر امام» رهبر جنبش است و با افتخار توی سر ما می زنند که « ملتی که فریاد می زند « رای ما یک کلام نخست وزیر امام » ، خمینی کجایی موسی تنها شده ، عکس امام را نمی سوزاند». حکایت این شعارها هم همان مکش مرگ من ، اسهال طلبان است که سعی می کردند شعار « هم غزه ، هم لبنان ، جدای فدای ایران » را جا بیاندازند که تو دهنی محکمی از مردم خوردند که همگی شعار « نه غزه، نه لبنان ، جانم فدای ایران »را سر دادند. حال هم باز می خواهند شعار توی دهن مردم بگذارند . زهی خیال باطل !!!! گویی علما شعار مرگ بر ولایت را نشنیده اند ، شعار دین از سیاست جدا را نشنیده اند.نمی دانند مردم حضرت امام را ک/ ی/ ر خود محسوب نمی کنند و از آنجا که می ترسند هنوز شلوار شرف حضرت امام را بادبان نکرده اند که به وقت لازم نیز چنین کاری انجام خواهد شد. درست همانگونه که اگر ده ماه پیش علیه خامنه ای صحبت می کردید همین اسهال طلبان آنقدر واکنش شدید نشان می دادند که انکار به ناموس شان تجاوز شده ولی حال مردم خواهر و مادر محترم رهبر معظم را اشتی می دهند. حال هی خمینی را وسط بکشید تا چند وقت دیگر خدمت ایشان نیز خدمات ملت ارائه خواهد شد.

اقایان استراتژی اسهال طلب ، اگر بخواهیم از استراتژی انتخاب بین بد و بدتر که همیشه برای شیره مالیدن بر سر مردم و وادار کردن آنها به شرکت در انتخابات استفاده می کنید را مبنای تحلیل قرار دهیم خامنه ای خیلی بهتر از خمینی است. اگر همین رسانه ها و اینترنت و… در دوره خمینی بود که واویلا حضرت اما در یک رقم هزاران انسان را در سه ماه و خرده ای اعدام نمودند.  در عصر حضرت امام  به زن های بکره که به عنوان زندانی سیاسی محکوم به اعدام بودند تجاوز می فرمودند ولی کسی نبود که این شلوارهارا بادبان کند. حضرت امام آنقدر قدرت داشتن که سر هرکه را که جیک بزند زیر آب نمایند از شریعت مداری گرفته تا روشنفکران دگر اندیش. خمینی دسته جمعی می کشت خامنه ای یکی یکی می کشد. اگر مجبور به انتخاب بین بد و بدتر باشیم مطمئن باشید خامنه ای بد است. اما برای اسهال طلبان چون خامنه ای انهارا از قدرت کنار زد بدتر محسوب می شود ولی خمینی که قدرت را به آنها داد حضرت امام است که « دانشجویان برای آرمان های آن حضرت جانفشانی می کنند».

خلاصه کلام انکه این ساختاری فاشیستی است که شکنجه، تجاوز، کشتار انسان ها را ترویج می کند و بنیان شکل گیری این ساختار فاشیستی بر دوش های حضرت امام قرار دارد. واضح ترین مساله این است اگر خامنه ای را از جایگاه ولایت بر دارید و خاتمی را بگذارید شکنجه، تجاوز و کشتار باقی خواهند ماند و این یک واقعیت که، این ساختار است که شما را به بند کشیده  و برایتان توهم ساخته است ، احمق ها ساختارها به خیابان نمی ریزند . این مردم هستند که خود تصمیم می گیرند نه اسهال طلبان.  

________________________________________________________

پی نوشت : در راستای آقایان استراتژی مدار پیشنهاد های زیر برای اخذ مجوز راهپیمایی پیشنهاد می گردد:

1 ـ در حمایت از کمر درد برادران متجاوز و تشویق آنها برای ادامه تجاوز ( با شعار یا حسین ، فشار بده)

2 ـ در حمایت از حضرت امام خامنه ای و پهلوی شکسته اش ( با شعار یازهرا ، رای ما یک کلام رئیس جمهور امام)

3 ـ در حمایت از دکتر محمود احمدی نژاد ریس جمهور محبوب و در سالگرد عاشورای دانشگاه کلمبیا ( ثارالله ، ثارالله ، همجنسباز کربلا ، کربلا)

پیشنهادات بعدی در اسرع وقت ارائه می گردد

آرشام پارسی: بیانیه ی سازمان دگرباشان ایرانی در ارتباط با جرایم جنسی (یازدهم دسامبر2009)

•2009/12/12 • ۱ دیدگاه

پیوند به منبع

لینک به منبع: http://www.irqr.net/Persian/082.htm

ملت سبز ایران

در طول سال ها تلاش سازمان ها و شخصیت های مدافع حقوق بشر، یکی از موانع بر سر راه محکوم کردن حکومت اسلامی ایران در صحنه ی بین الملل اتهامات کاذبی است که هر یک از قربانیان نقض حقوق بشر در ایران با آن روبه رو می شوند. با افزایش این عمل سازمان دگرباشان ایرانی وظیفه ی خود می داند که بر حسب تجربه چندین ساله ی خود، توجه همگان را به این گونه اعمال جلب کند. وادار کردن فعال دانشجویی شهیر، جناب آقای مجید توکلی به پوشیدن لباس زنانه، توجه بیش از پیش به این رویه را می طلبد.

حکومت ایران برای اقناع جامعه ی جهانی و هسته ی حامیان خود در یک زمان، خود را نیازمند آن می داند که برای هر مخالف تعدادی اتهام برای مصرف داخلی و تعدادی اتهام برای مصرف خارجی ایجاد کند. سازمان دگرباشان ایرانی بارها با این عمل دست به گریبان بوده است. بسیاری از افراد که به اتهام روابط همجنس گرایانه محاکمه و اعدام شده اند با اتهامات موازی مانند تجاوز و… رو به رو بوده اند. اعدام “به جرم لواط” در ایران توجیه می شود ولی برای جامعه ی بین الملل که چنین عملی را تحمل نمی کند “تجاوز و…” انعکاس می یابد.

سازمان دگرباشان ایرانی گزارشاتی دریافت کرده است که در ماه های اخیر بسیاری از فعالان سیاسی زیر پوشش “جرایم جنسی” تحت پیگرد قرار گرفته اند. این اتهامات با توجه به ساختار ارزشی جامعه ی ایرانی جلب توجه نمی کنند و با این رویه تمامی حقوق متهم به راحتی و بدون ایجاد حساسیت اجتماعی نقض می شود.

در عین حال، حاکمان ایران که نسبت زنانگی را برای مردان “ننگ” می دانند از این روش برای ترور شخصیت افراد استفاده می کنند. مورد آقای توکلی تنها یک نمونه از این شکل ترور شخصیت است.

باید توجه داشت که اکثریت جامعه ی ایرانی با این حرکت از ارزش ایشان چیزی کاسته نمی بینند و تنها به این نتیجه خواهند رسید که زندگانی ایشان چنان پاک پیش رفته است که برای تخریب ایشان به چنین ابتکاراتی نیاز افتاده است.

با این حال سازمان دگرباشان ایرانی استفاده از جنسیت به عنوان سلاح را، چه به این شکل و چه به شکل تجاوز در کهریزک (که هر دو مسبوق به سابقه بوده اند) را برای سلامت کلّیت جامعه خطرناک می بیند و نیاز می داند که تمامی گروه ها در برابر این اعمال با تمام توان موضع بگیرند که نسل های آینده ی کشور ما نیازمند جامعه ای سالم و به دور از خطرات (عمداً ایجاد شده) است. در شرایطی که به نظر می رسد حاکمان ایران عواقب بسیارخطرناک کارهای خود را درک نمی کنند، تلاش قاطع سازمان های سیاسی و حقوق بشری برای حفظ سلامت روانی نسل های آینده بیش از پیش لازم می نمایند.

سازمان دگرباشان ایرانی (IRQR)

یازدهم دسامبر 2009 – تورنتو

www.irqr.net

info@irqr.net