تیتر بی تیتر! 06/05/2008

  • اگر دیدین شب شد و پسر به روز نشد یا جا موند از ریپورت و سه روز بعد از به روز کردن یه وبلاگ تازه اینجا لینک شد زیاد تعجب نکنید. یه مدت باید برم اضافه کاری بی مزد! و احتمالا روی پسر هم تاثیر بذاره ( البته سعی خودم رو می کنم اینطور نشه ولی شاید هم شد )

  • یه آکورد عجیب در فالش که به نظر من از پرشان بعید بود، بخونید:
    ” هميشه گفتم و ميگم: اين نيازها هستن كه پشت آدم ها رو تا ميكنن!
    فرقي نداره جنس نياز چي باشه و صاحب نياز كي و برطرف كننده اش چي و يا كي
    مهم اينه كه هر كي باشه فقط يه اپسيلون مرد باشه! ” ( تاکید از خودم )
    کسی می دونه تعریف مردانگی چیه؟!
    مرد کیه؟!
    اصلا هرکی مرد بود می شه باهاش رفع نیاز کرد؟!
    هر مردی برای رفع نیاز ساخته شده؟!
    نیاز یعنی احتیاج به مرد؟!
    مرد یعنی بر طرف کننده نیاز؟!
    نامرد کیه؟!
    تن دادن چیه؟!
    هر کسی! مرد می شه؟!
    هر مردی کــ ـس می شه؟!
    هرجایی شدن مرد و نامرد می شناسه؟!
    … ؟!

  • وقتی مانی برای آرشام آی لاو یو می فرستد:
    “salam azizam omidvaram khaste nabashi vaghean az zahamatet mamnonam”
    اینم
    لینک اثبات ( هرگونه تکذیب پذیرفته نمی شود! )

  • یه چندتا آفلاین بخوندید ببینم من چیز دیگه ای واسه گیر دادن به ملت یادم میاد:
    »» من نشاني از تو ندارم، اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: در عصرهاي انتظار،به ‏حوالي بي کسي قدم بگذار خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي ‏تنهايي شو کلبه ي غريبي ام را پيدا کن ، کنار بيد مجنون خزان زده و کنار مرداب ‏آرزوهاي رنگي ام! در کلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير ‏غمش را کنار بزن! مرا خواهي ديد با بغضي کويري که غرق عصاره ي انتظار پشت ‏ديوار دردهايم نشسته
    »» هميشه ماندن دليل بر عاشق بودن نيست خيلی ها می روند تا ثابت کنند که عاشقند
    »» همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
    »» تكيه بر ديوار كردم خاك بر كمرم نشست دوستي با هر كه كردم عاقبت قلبم شكست
    »» جان فدا کردن براي دوست چندان مشکل نيست، پيدا کردن دوستي که ارزش جان فدا کردن را داشته باشد مشکل است

  • امشب خبری از توصیه های ایمنی نیست جز اینکه بازم تذکر بدم روز مبارزه با هموفوبیا نزدیکه
    ( خبری نیست چون می گن شیر گاز خونه
    هویچ اینا بازمونده و آقای ایمنی چند روزه گیر اون افتاده! و نمی تونه واسه من خبر بیاره، براشون آرزوی علو لــ ـذات! رو دارم )

  • از این به بعد لینک هایی که نیاز به علامت هشدار دارند بدون ستاره در طرفین ( * ) و کوچکتر از اندازه نرمال! لینک خواهند شد ( نقطه سر خط )

     

  • من: سلام
    یکی از دوستان!: سلام، مبارکه!
    من ( ای وای این دیگه چه شایعه ای در مورد من شنیده ): چی مبارکه؟
    یکی از دوستان!: اینکه عقد کردی.
    من ( وای اینم یکی دیگه ): با کدوم بخت برگشته ای؟!، این دفعه کدوم بیچاره ای رو قراره بدنام کنن؟!
    همون یکی از دوستان!: سر کارم؟!
    من: از طرف من که نه ولی از طرف اونی که اینو بهت گفته آره.
    بازم همون یکی از دوستان!: آخه دوستم خیلی جدی می گفت با یکی از گــــ ـی های معروف تهران …
    من ( نذاشتم حرفش تمام بشه ): خداییش به قیافه ی من می خوره؟! کدوم بخت برگشته ی معروف و خوشگلی! حاضره با من …
    یکی از دوستان! ( حرفم رو قطع کرد ): راست می گی ها، به اینش فکر نکرده بودم، پس حتما شایعه است و سر کارم گذاشته
    من ( چیزی ندارم بگم )

  • روی بعضی از دلها باید نوشت توالت عمومی، هر کسی هر وقت دلش می خواد بهش می رینه و بعد یه سکه می ده دست مستخدم و فکر می کنه همون سکه همه ی ریدمانش! رو پاک می کنه ( با پوزش! )


~ با 5pesar در 2008/05/06.

4 پاسخ to “تیتر بی تیتر! 06/05/2008”

  1. آخه يكي نيس به تو بگه چرا به من بدبخت گير ميدي
    ببيندگان عزيز اين رسانه ! ببينيد چه طور به ماني گير داده اين جناب پسر !
    به !؟ منم گير داده
    مردي به مرد بودن نيس
    مردي نبود فتاده را پاي زدن
    گر دست فتاده ايي را بگيري مردي !‌
    آقا من ادبيات نخوندم گير ندين

  2. koli khandidam.

  3. آقا مگر ارتباط مانی با من باید عجیب باشه؟ میشه جالب بودنش رو بدونم؟

  4. انگار این تیتر بی تیتر برام شد دردسر

    بهبدخان شرمنده شما گیر خورت خوبه و فعلا خیال ندارم بی خیال گیر به شما بشم

    مانی جان خوشحالم برات بامزه بوده

    آرشام جان اول بگم خسته نباشید بعد هم بگم که می دونم جالبه ولی نمی دونم چرا، اصلا گیر دادن جالبه!

پاسخ دهید