- به نظر همه نیاز دارم، لطفا این بند رو بخونید و نظرتون رو برام بنویسید.
قصد داشتم نامه ای آماده کنم و به همراه میل سه خبرگزاری فارسی زبان در خارج از کشور ( یعنی بی بی سی فارسی، صدای آمریکا و رادیو فردا ) روی پسر منتشرش کنم، این نامه به صورتی نوشته می شد ( یا شاید خواهد شد! ) که از این خبرگزاری ها درخواست می کرد در روز جهانی مبارزه با هموفوبیا خبر یا گزارشی در مورد این روز منتشر کنند.
این طرح رو با چندتا از دوستان مطرح کردم که آرشام نظر جالبی داد و اونم این بود که نامه ای بنویسیم و از همه بخواییم که در این روز مطلبی با موضوع هموفوبیا منتشر کنند نه سه خبرگزاری خاص و در ضمن خودمون ( دوستان بلاگر دگرباش ) این نامه رو امضا کنیم.
با توجه به پیشنهاد آرشام و طرح اولیه خودم فکر می کنم بهتره این کار انجام بشه:
اول نامه ای به سه خبرگزاری آماده کنیم و برای ارسال عموعی منتشر کنیم ( روی پسر یا هرجای دیگه مهم نیست، مهم انجام کاره ) و بعد نامه ای به عموم آماده کنیم و با قرار دادن امضاهامون زیرش از همه بخواییم در این روز مطلبی با موضوع هموفوبیا منتشر کنند.
می خوام بدونم موافقید با انجام این دو کار یا نه و چه اشکالاتی در اون می بینید ( تهیه و درج نامه ها به صورت پیش فرض رو پسر بدونید تا خیالتون از این بابت راحت باشه و در مورد اشکالات احتمالی دیگش برام بنویسید )
- تا یکی دو روز دیگه ویژه نامه ی ماها در باب هموفوبیا به صورت ویرایش! شده روی پسر قرار خواهد گرفت تا هر کس دوست داشت بتونه اون رو روی وبلاگش نشر بده.
این ویرایش محتوایی نیست ( فقط سعی می کنم اشکالات تایپی رو رفع کنم ) و به صورت متن! ( نه پی دی اف ) منتشرش خواهم کرد تا همه راحت بتونن کپی پیس کنند.
فقط یک نکته در این مورد هست و اونم اینه که دوستان ما در نشریه ی ماها روی ذکر منبع ( مجله ماها ) تاکید دارند و اگر خواستید کپی کنید لطفا بنویسید منبع مجله ماها است.
( از بابت در اختیار گذاشتن متن متشکرم میرزا کسری جان )
- دلم می خواست یک هفته انقدر بگم هموفوبیا، هموفوبیا، هموفوبیا … که تهش خودم هم قبول می کردم بیمارم!
بیمارم وقتی می ترسم از خودم
بیمارم وقتی خودم رو انکار می کنم
بیمارم وقتی فرار می کنم از واقعیت وجودم
بیمارم …!
و بیمارند آنانی که انکارم می کنند
بیمارند آنانی که …!
- این دوتا رو یکی از دوستان برام فرستاده بود، دو بیتی اولی معلومه از کیه ولی بعدیش رو نمی دونم:
»» شیخی به زنی فــ ـاحـ ـشــ ــه گفتا مستی
هر لحظه به دام دگری پــا بستی
گفتا شیخا هر آن چه گویی هستم
آیا تو چنان که می نمایی هستی؟ ( خیام )
»» وطن یعنی صف نون و صف شیر
وطن یعنی همهاش درگیر، درگیر
وطن یعنی همین بنزین، همین نفت
همین نفتی که توی سفرهها رفت
وطن یعنی همین سهمیه بندی
وطن یعنی کمربند و ببندی
وطن یعنی لیسانس ، علاف، بیکار
کمی چایی ، کمی قلیون و سیگار
وطن یعنی خیابانخواب ، معتاد
پسرهای فراری ، ای داد بیداد
وطن یعنی تموم سهم ملت
یه تیکه نونه و باقی خجالت
وطن یعنی من و تو در محافل
ز درد اجتماع خویش غافل
وطن یعنی اداره، زیر میزی
اگه بیشتر بدی، بیشتر عزیزی
وطن یعنی هزاران پشت کنکور
فدای مدرک از گهواره تا گور
وطن یعنی هزاران خونه خالی
زن کوچهنشین، مرد زغالی
وطن یعنی که اصلاحات چینی
وطن یعنی یه روز خوش نبینی
وطن یعنی همین آیینه دق
وطن یعنی خلایق هر چه لایق
وطن یعنی تحمل ، تاب، طاقت
وطن یعنی حماقت در حماقت
- در مورد مطلب امیر عزیز باید بگم نمی تونم با هر تن دادنی موافق باشم، اما می دونم نکاتی که امیر گفته واقعیته هرچند واقعیتی که به نظرم نباید باشه و واقعیتی تلخه.
- لطفا در مورد بند اول نظرتون رو در اولین فرصت برام بنویسید.
منم فعلا برم سراغ ویرایش مطلب ماها که وقت زیادی نمونده.
~ با 5pesar در 2008/05/11.
ارسال شده در اخبار, لینک و نگاره های دگرباشان, یادداشت ها
رضا جان من موافقم و هر كمكي كه ازم بر بياد انجام ميدم
سلام دوست ِ عزیز. مم.نون از لطفتون. بله من دگر باش هستم.
مال من بود!