لینک به منبع
تذکر: منبع غیردگرباش است
امروز مطلبی خواندم که چنین عنوانی داشت : “به تو چه ربطي داشت كه رفتي جنگيدي؟“ و در قسمتی از مطلبش به خیال خود به یاد شهدا و در مذمت کسانی که آنان را فراموش کردند چنین نوشته:
به تو چه ربطي داشت؟!
چرا جنگيدي؟!
اصلا تو جنگيدي؟!
من که بارها به آنها گفته ام که تو جهاد کردي. تو دفاع کردي. تو از حيثيت و آبرويت دفاع کردي. تو از دينت و اعتقاداتت دفاع کردي. تو از شرافت ملّتت دفاع کردي. تو به فرمان امامت جهاد کردي.
ولي آنها به هيچ وجه نمي پذيرند. آنها عزم خود را جزم کرده اند که کار تو و همرزمانت را بي ارزش نشان بدهند.
و اما آنچه من در جواب این بنده خدا که هنوز در تخیلات شبکه یک تلویزیون ایران آن هم اخبار ساعت 9 شب که با مارش الله اکبر خبر از حمله و پیروزی رزمندگان اسلام میداد زندگی میکند چنین نوشتم :
نه! ما نجنگیدم!
من نوزده ساله پسری بودم که به جرم پسر بودن سرباز شدم، نه پدرم فلاحیان بود که گوشواره به گوش در ولایات فرنگ بگردم نه پسر فلان سردار بودم که معافیت داشته باشم.
من نوزده ساله پسری بودم تازه دیپلم گرفته که دانشگاه قبول نشدم! پس مرا به اجباری بردند!
من نجنگیدم! من به قتل رسیدم! آن زمان که به روی میدان مین سینه خیز میرفتم!
من به قتل رسیدم! وقتی جوجه بسیجی امام زمان زده با تاکتیک جنگ اُحــد ما را در دل لشکر دشمن فرستاد!
من به قتل رسیدم! وقتی جنگ میتوانست تمام شود اما امام هنوز تشنه نبود که جام شوکران را سر بکشد!
من نجنگیدم! من به قتل رسیدم!
آری بردار! من نه مقدس بودم! نه روحانی! نه نورانی!
من هم یکی بودم مثل همین نوجوانان مو سیخ امروزی! با این تفاوت که زمان ما “برک دنس” مـُد شده بودش! دستکش چرمی بدون انگشت!
آری برادر! ما که رفتیم برای دفاع از کشورمان فرشتگانی از آسمان نبودیم! از همین مردم بودیم! و هستیم!
اما شما کجا بودید؟ کی هستید؟ شما جز سوء استفاده از نام و خون ما چه هُنری داشتید و دارید؟
~ با 5pesar در 2008/05/14.
ارسال شده در لینک و نگاره های غیردگرباشان
دیدگاههای تازه