یه کوچولو من!
دارم می نویسم ولی با اشک
چندتا کار ریخته سرم که اعصاب برام نذاشته
نظم زندگیم بدجوری به هم خورده
از طرفی یه نامه داشتم …
باید کاری کنم
پسرم! چیزی نمونده، فقط یه خورده دیگه تحملم کن

دارم می نویسم ولی با اشک
چندتا کار ریخته سرم که اعصاب برام نذاشته
نظم زندگیم بدجوری به هم خورده
از طرفی یه نامه داشتم …
باید کاری کنم
پسرم! چیزی نمونده، فقط یه خورده دیگه تحملم کن
~ با 5pesar در ژوئن 23, 2008.
ارسال شده در یادداشت ها
| پسر اول در تاریخ بدرود | |
| qulture در تاریخ بدرود | |
| 2tehranpatogh در تاریخ بدرود | |
| كيميا در تاریخ بدرود | |
| آوا در تاریخ بدرود | |
| ساقی قهرما… در تاریخ بدرود | |
| Mazda در تاریخ بدرود | |
| farhadfree در تاریخ بدرود | |
| رضا شاد در تاریخ بدرود | |
| مهران در تاریخ بدرود |
Get a free blog at WordPress.com. Theme: ChaoticSoul by Bryan Veloso.
يك پاسخ برايش بگذاريد