مشروب خواری به زبان ساده و باقی قضایا ( از وبلاگ کمانگیر )
لینک به منبع
تذکر: منبع غیردگرباش است
نوشیدنی الــ ــکــ ــلــ ــی نمی نوشم. نه بدلیل مذهبی که بیشتر به این خاطر که دلیلی نمی بینم برای فرودادن الکل. چیزی است شبیه نوشیدن وایتکس هنوز برایم. آبــ ــجــــ ــو (ی بدون الکل) اما دوست می دارم، و این خود داستانی است با یک “نتیجه اخلاقی”.
اولین بار که آبــ ــجــــ ــو نوشیدم، یک سوال بدیهی داشتم “چرا باید کسی این زهرآب ناگوار را بنوشد؟” زمانی اما رسید که از تکرار “نه ممنون من اهلش نیستم” خسته شدم و تصمیم گرفتم یک آزمایش ساده کنم. پس یک جعبه ۱۲ تایی آبــــ ـجــــ ــو خریدم و شبی یکی نوشیدم. انگاری دارویی برای درمان دردی کشنده. جعبه ی دوم که به انتها رسید، دیگر “تلخ آب” نبود و “حالا می فهمم” بود.
حالا، آبــــ ــجـــــ ــوی خنک شروع کننده ی یک بعدازظهر ِ خوب است و از بین برنده ی پس طعم ِ آزاردهنده ی خوردنی های دیگر.
نتیجه می گیرم که خیلی از “چرا باید آدم عاقل چنین کاری کند”های دیگر می توانند بوضوح به این دلیل باشند که نکرده ایم و نمی دانیم. شاید برای همین راحت نیست حکم صادر کردن برای رفتارهای شخصیی نظیر ِ همجنس گرایی. این به این معنی نیست که بخواهیم خیلی رفتارها را تجربه کنیم. قضاوت نکنیم. همین.


يك پاسخ برايش بگذاريد