خفه ( برای دفترچه خاطراتم )
2009/01/19
_ اینجا چیکار می کنی؟! اینجا که نمی شه نفس کشید
:: فکر می کنی جاهای دیگه ی این قفس لعنتی می شه نفس کشید؟!
_ پاشو بیا بیرون، خفه می شی ها
:: می دونی چند وقته خفه ام؟!
_ خل شدی؟! می خوایی خودت رو بکشی، پاشو بیا بیرون تا گاز این بخاری خفه ات نکرده
:: بذار آروم باشم، بذار آروم بشم، فکر کن منو ندیدی، برو بذار اینجا راحت باشم
_ چته تو؟!
:: هیچ تا حالا دلت خواسته قبل از اینکه دیگران خفه ات کنن، خودت، خودت رو خفه کنی؟!
2 دیدگاه
یکی بگذارید →





بابا این افکار suicidal چیه تو داری؟
nemidonam tarikhe in yadasht male key hast !