خانه ی شیشه ای: مشکلات ایرانیان ِ هــ ــمـــ ــجـــ ــنــ ـــس گـــ ــرا
سخن پسر: مطلب بازتاب دهنده نظر نویسنده آن است و انتشار آن دلیل بر تایید یا هم نظری با آن ندارد.
هر کوششی را برای دفاع از هــ ــمـــ ــجـــ ــنــ ـــس گـــ ــرایان بال و پر ندهیم حتی اگر در راستای دفاع از حقوق ما گام هایی بردارند یا موجب شگفتی ما شوند.
زیرا از دید من مباحث ِ دیگری وجود دارد که برای هر ایرانی ِ هــ ــمـــ ــجـــ ــنــ ـــس گـــ ــرا اگر نه بیشتر از مشکلات همجنسگرایان دارای اهمیت است , کمتر نیست و در برخی موارد حتی بیشتر اهمیت دارد.
این چهره های” سردمدار ِ حقوق بشر و مبارز در همه ی رمینه ها”
بسیار به نرخ بازار آگاهند و مانند ِ لاشخور در کمین مطرح کردن خود و قبولاندن ِ خود با هر ترفندی به اذهان عمومی و محافل بین المللی هستند.
بهتر آن است که کارنامه و گفتار و رفتار ِ “چهره های شناخته شده” با دقت بیشتری مورد توجه قرار گیرد , هــ ــمـــ ــجـــ ــنــ ـــس گـــ ــرایان بسیار به همدلی همه ی اقشار نیاز دارند اما نه به هر قیمتی و تحت هر عنوانی مانند ِ گنج ی و مانندهایش, مایه ی شرم ایرانیان!
در این که شرایط به گونه ای است که کار برای سر آمدانِ هر زمینه ای در ایران ِ ما دشوار که هیچ , غیر ممکن است, شکی نیست, اما از دید ِ من که همواره از نخستین روزهای آغاز بازی ٍ شیادان, آنها را هیچ میدیدم حتی نام بردن از چنین ماسک هایی مایه ی عذاب است.
این نوشتار را پس از خواندن ِ سری جدید فرهنگسار به صورت کوتاه در وبلاگم آوردم, گر چه همواره تیز بینی فرهنگسار را بسیار ارادت داشتم و دارم اما خواستم با این نوشته ی کوتاه و ساده چنین نام هایی را (گنج ی) بیشتر به زیر ِ ذره بین خوانندگان و مخاطبان برده باشم.
اینجا از فرصت استفاده میکنم و خسته نباشی ِ جانانه ای نثار “فرهنگ” و وبلاگ های کم نظیرش میکنم.




