پرش به محتوا

تولدی سرمستانه

2009/02/24
tags:
بدست

:: اوه ببخشید چراغ رو چشمک زن دیدم!
_ آره!!، کارت و گواهینامه
گواهینامه رو دادم دستش، نگاهی بهم انداخت و  گفت:
_ بچه کجایی؟!
:: …!
انگشتش رو به صورتم کشید و گفت:
_ برو چون خوشی!
افسر وظیفه بود و همشهری، با خودم گفتم به خیالش به جرم!! مستی! حال داد و احتمالا توی دلش گفته بذار براش نپرونمش!، اما چه می دونست خیلی راه هست از مستی تا سر مستی.
درسته منظورش از خوشی رو خوب گرفتیم! و لمس صورت و اون لبخندش بی منظور نبود اما حق هم داشت با کمی تفاوت!
وقتی شب تولدت لب و آغوش یارت رو هدیه گرفته باشی سرمست تر از هر مستی هستی.


چند دقیقه بیشتر تا 7/12/1387 باقی نمونده تا ربع قرن از عمر منم گذشته باشه، اما از گذر گریزی نیست
و امشب من به بزرگی یک لحظه ی عاشقانه سرمستم

01[2]

4 دیدگاه یکی بگذارید →
  1. 2009/02/24 20:30

    درست به ساعت من داره میشه اولین دقایق روز هفتم
    هر دو تولدت رو تبریک میگم!

  2. 2009/02/24 20:53

    مبارکا باشه

  3. 2009/02/25 15:54

    واي چه باحال … بالاخره تونستم فيلتر شكني پيدا كنم كه بتونم كامنت بدم … خيلي خيلي خيلي خيلي بهت تبريك ميگم … هزار تا نه صد هزار تا مباركت باشه رضا …
    ديگه كف كردم خيلي بيشتر از اينها برات ارزوي سلامتي و شادي دارم.

  4. 2009/02/25 15:56

    واي ببخش اسمم رو ندادم اون بالايي واسه منه:) شاد شاد شاد شاد در كنارمون بمون

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 60 مشترک دیگر بپیوندید