کسی پرسید و …
سخن پسر: قضیه از یک سئوال پیش آمد، بیننده ای در این لینک پرسید و بهراد عزیز هم سعی در یافتن پاسخ آغاز کرد بحثی که برای خود منم تا به حال جالب بوده بد ندیدم به معنوان مطلبی برای همه منتشر کنم و از همه ی طرفین این بحث تشکر می کنم:
-
سلام جناب دگر باش
من یه غیر دگر باشم. نمیدونم اجازه ورود به اینجا داشتم یا نه اما تو کنجکاویای وبگردی کشفتون کردم
واقعیتش خیلی برام جالب بود. و غیرقابل درک
میخوام صادقانه نظرمو بگم
همیشه فکر میکردم همجنسگراها (گی و لزبینا) از مشکلات روانی جنسیتی رنج میبرن…
هیچ وقتم موافقش نبود و اینکه اجازه رسمی برای ازدواج داشته باششنو نمیتونستم بپذیرم
اما هیچ وقتم محکومشون نکردم.فقط واسم غیرقابل درک بودن.هنوزم هستن
دلم میخواد بیشتر بشناسمتون.اینکه چجوری به همجنس گرایش دارین
شاید بخاطر جامعه و فرهنگم انقدر غیر قابل باورین
اینجا جایی واسه گفتگو نداری.که بشه حرف زد؟مرضیه said this on 2009/02/24 روی 09:21 | پاسخ
-
دلم میخواد بیشتر بشناسمتون.اینکه چجوری به همجنس گرایش دارین
شاید بخاطر جامعه و فرهنگم انقدر غیر قابل باورین-
این که بسیاری افراد جامعه درکی از هـمـجـنــســگرایان ندارند و نسبت به آنان دچار پیش داوری هستند تا اندازه قابل درک است. واقعیات جامعه امروز به ما این اجازه را نمی دهد که به طور آشکار در جامعه زندگی کنیم که همین امر به این مشکل دامن می زند. این که شما نسبت به این موضوع کنجکاو هستید و مایلید اطلاعات بیشتری در این قضیه بدست آورید خود یک گام بسیار بزرگ به جلو است. برای شروع فکر کنم که بد نباشد برگه ی مربوط به هـومـوفوبیا را در همین وبلاگ پسر مطالعه کنید
در جواب این که چگونه عده ای به همجنس خود گرایش دارند می توان گفت همان گونه که عده ای به جنس مخالف خود گرایش دارند و این گرایش شامل کشش از نوع عاطفی و جــنــســی است و از این نظر تفاوتی با گرایش به جـنـس مخالف ندارد
اگر در مورد خاصی سوال یا ابهامی در ذهنتان دارید بسیار خوشحال می شویم که به ابهامات ذهنی شما جواب بدهیم. برای ارتباط هم می توانید اگر سوالی داشتید همین جا در قالب کامنت مطرح کنید یا از اینجا با مدیر وبلاگ تماس بگیرید
.behrad said this on 2009/02/24 روی 11:05 | پاسخ
-
مرضیه بانو هم تالار گفتگو هست برای گفتگو در مورد این موضوع با این آدرس:
http://ihag.forumotion.com
و هم می تونید اینجا اگر سئوالی داشتین بپرسین.5pesar said this on 2009/02/24 روی 11:19 | پاسخ
-
-
ممنونم که به کنجکاوی من توجه کردین.
اما من نمیتونم قبول کنم به گرایش به یه همجنس دقیقا مثل گرایش من به جنس مخالفم.نمیتونی این گرایشات جنسی یجور باشن…
حداقل چیزی که از افرینش ادما به صورت دو جنس متفاوت یاد گرفتم اینه که این تفاوت ها باعث گرایش و رابطه داشتن این دو جنس با هم میشه
چیزی که تو طبیعتم وجود داره
فکر نمکینم نمونه ای از همجنسگرایی تو طبیعت وجود داشته باشه
تو مقاله هوموفوبیا گفته بودین که تعریفای مرسوم از انسان و جنسیت های زن و مرد اعتقاد ندارین و باید این تعریفها عوض بشه اونا تنها یه کلیشه است که باعث محدودیت ذهن ما شده
میشه تعریفتونو از انسان و زن و مرد و نقششون بگین؟؟؟
اگه بپذیریم همجنسگرایی کاملا طبیعیه و یه روز ممکنه تمام انسان ها همجنسگرا باشن.اینده جوامع بشری چی میشه؟؟؟مرضیه said this on 2009/02/24 روی 13:58 | پاسخ
-
-
اما من نمیتونم قبول کنم به گرایش به یه همجنس دقیقا مثل گرایش من به جنس مخالفم.نمیتونی این گرایشات جنسی یجور باشن…
مثل این که متوجه منظور بنده نشدید. من نگفتم که این دو گرایش یک جور هستند بلکه گفتم که ماهیتشان یکسان است یعنی هر دو شامل کشش عاطفی و جـنـسـی هستند
حداقل چیزی که از افرینش ادما به صورت دو جنس متفاوت یاد گرفتم اینه که این تفاوت ها باعث گرایش و رابطه داشتن این دو جنس با هم میشه
چیزی که تو طبیعتم وجود دارهموردی که شما مطرح کردید در مورد اکثریت انسان ها مصداق دارد و شکی در آن نیست ولی اقلیتی در هر جامعه ای وجود دارد که به همــجـنـس خود گرایش دارند و درصد این افراد فارغ از ساخت های فرهنگی و جمعیتی در هر جامعه تقریبا ثابت است. این در اقلیت بودن موجب ناحق بودن و غیر طبیعی بودن نمی شود همان گونه که در میان انبوه راست دستان یک اقلیت چپ دست وجود دارد. همــجـنـس گــرایان فقط از نظر گرایش جــنـسـی متفاوتند و این متفاوت بودن مانند آن مثالی که عرض کردم لزوما بار منفی ندارد
فکر نمکینم نمونه ای از همجنسگرایی تو طبیعت وجود داشته باشه
اتفاقا نمونه های همــجــنــســگرایی به وفور در طبیعت یافت می شود. در حیوانات در میان گاو ها ، میمون ها (به عنوان نزدیک ترین خویشاوندان انسان) و در میان پرندگان هم در میان پنگوئن ها رفتار های همــجــنــســگرایانه مشاهده شده است بنابراین این موردی که مطرح کردید مبنای درستی ندارد
تو مقاله هوموفوبیا گفته بودین که تعریفای مرسوم از انسان و جنسیت های زن و مرد اعتقاد ندارین و باید این تعریفها عوض بشه اونا تنها یه کلیشه است که باعث محدودیت ذهن ما شده
میشه تعریفتونو از انسان و زن و مرد و نقششون بگین؟؟؟این مسائلی که مطرح شده است به کوئیر تئوری مربوط می شود که متاسفانه خودم سررشته چندانی در آن ندارم و اصولا مبحث بسیار گسترده تر از آن است که در چند سطر بتواند بیان شود. اگر علاقه مند بودید که بیشتر در این موارد بدانید می توانم شما را با افرادی آشنا کنم که به سوال های شما در این زمینه ها به طور کامل پاسخ دهند
اگه
بپذیریم همجنسگرایی کاملا طبیعیه و یه روز ممکنه تمام انسان ها همجنسگرا باشن.اینده جوامع بشری چی میشه؟؟؟
ببینید این موردی که شما مطرح کردید اتفاقا یکی از معمول ترین جنبه های هــومـوفوبیاست. ترس از این که همــجــنــســگرایان همه را مانند خودشان کنند یا اصولا این که آن ها حتی برای این منظور هدف گذاری و برنامه ریزی می کنند. اگر از ماهیت گرایش جــنــســی با خبر باشید خواهید دانست که چنین چیزی کاملا ناممکن است و همان طور که پیش از این نیز اشاره کردم درصد همــجــنــســگرایان در هر جامعه یکسان است و اصولا گرایش جــنــســی چیزی نیست که فرد خود انتخاب کرده باشد که مانند یک مرام فکری قابل گسترش باشد
اگر باز علاقه دارید مطالعه بیشتری درباره ابعاد مذهبی فلسفی و اخلاقی همــجــنــســگرایی داشته باشید به شما پیشنهاد می کنم که سری مقالات آرش نراقی را در این مورد مطالعه کنید(اگر اشتباه نکنم مقاله چهار قسمت دارد). اگر باز سوال و ابهامی در ذهنتان باقی ماند تا آن جا که در سوادم باشد خوشحال می شوم که در رفع آن کمک کنمbehrad said this on 2009/02/24 روی 17:18 | پاسخ
-
من که تا اینجا پاسخ بهراد رو کافی می دونم
البته این رو باید به بهراد هم تذکر بدم که هنوز عامل مشخص و قطعی ای برای همجنسگرایی افراد مشخص نشده که بتونیم نسبت ها رو در همه جوامع یکسان بدونیم، و جالبه بدونید درسته همجنسگراهادر اکثر جوامع در اقلیت هستند اما دگرباشی اینطور نیست و در غالب جوامع غیردگرباشان در اقلیت هستند.5pesar said this on 2009/02/24 روی 17:37 | پاسخ
-
-
بهراد جان من نگفتم میترسم همه همجنسگراها همه رو مثل خودشون کنن یا واسش برنامه ریزی کردن
حتی نگفتم میترسم ادما همجنسگرا باشن…
پرسیدم اگه بپذیریم که همجنسگرایی یک میل طبیعیه…
و خیلی طبیعیه که افراد بجای تمایل به جنس مخالفشون تمایل به همجنسشون داشته باشن و با اون رابطه برقرار کنن
جامعه ای که همه افرادش همجنسگرا باشن چجور جامعه ای میتونه باشه؟؟؟
نقش های اجتماعی افراد و خانواده ها که براساس جنسیتشون تعریف میشه چجوری شکل میگیره؟؟؟
این جامعه میتونه بقا داشته یاشه؟؟؟ ادامه نسل تو این جامعه جی میشه؟؟؟
حتما قبول داری ممه همجنسگرا خیلی بیشتر از یک نوع رابطه جنسیه…
امیدوارم بتونم منظورمو بگممرضیه said this on 2009/02/25 روی 13:48 | پاسخ
-
-
جامعه ای که همه افرادش همجنسگرا باشن چجور جامعه ای میتونه باشه؟؟؟
نقش های اجتماعی افراد و خانواده ها که براساس جنسیتشون تعریف میشه چجوری شکل میگیره؟؟؟
این جامعه میتونه بقا داشته یاشه؟؟؟ ادامه نسل تو این جامعه جی میشه؟؟؟ببینید اول باید روشن کنید که منظورتان از جامعه چیست
یک محله ؟ یک شهر؟ یک کشور؟
ممکن است افراد یک محله تماما هــجــنــسگرا باشند ولی در کل در اقلیت بودن در کل جامعه (مثلا یک کشور ) جزو ذات این نوع گرایش است
یعنی هیچ جامعه ی بزرگی را نداریم که به طور طبیعی تماما هــمــجنس خواه باشد
همین الان در تعدادی کشورها خانواده هایی با دو پدر یا دو مادر وجود دارد.در بسیاری کشورها زوج های گی می توانند از حق داشتن فرزندخوانده استفاده کنند و زوج های لـز علاوه بر این می توانند از لقاح مصنوعی برای حاملگی بهره ببرند. یعنی می خواه بگویم لازم نیست که این اقلیت هم بخواهد بیاید و دست به تولید مثل بزند. در هر جامعه های آن قدر کودکان بی سرپرست وجود دارد که اگر تمام زوج های همــجنـس هم از طریق فرزند خواندگی مسئولیت پرورش یکی را به عهده بگیرد باز هم باقی باشد. بنابراین فکر نکنم مشکلی از این بابت باشد
اگر علاقه مند به دانستن بیشتر در این باره هستید باز به طور اکید به شما پیشنهاد می کنم مقاله آرسش نراقی در رادیو زمانه که لینکش را آن بالا گذاشته ام بخوانید( می دانم مقاله طولانی است ولی به خواندنش می ارزد) باز اگر سوال و ابهامی در ذهنتان باقی ماند تا آن جا که بتوانم بسیار خوشحال خواهم شد که جواب بدهمbehrad said this on 2009/02/25 روی 15:25 | پاسخ
-
-
اینکه این قدر سوال میکنم و میپرسم واسه اینکه میخوام دید درستی نسبت به افراد جامعه ام که حتی ممکنه از دوستان یا افراد نزدیکم باشن پیدا کنم
بازم ممنونم که وقت میذارین و جواب میدین…مرضیه said this on 2009/02/25 روی 14:07 | پاسخ
-
-
اینکه این قدر سوال میکنم و میپرسم واسه اینکه میخوام دید درستی نسبت به افراد جامعه ام که حتی ممکنه از دوستان یا افراد نزدیکم باشن پیدا کنم
بازم ممنونم که وقت میذارین و جواب میدینخواهش می کنم
بسیار خوشحال می شوم که تا آن جا که بتوانم به سوال های شما جواب دهم و جایی هم که جواب سوالتان را نمی دانم از کسانی که در آن زمینه مطلع باشند سوال خواهم کردابتدا جواب سوال دفعه پیشتان را که نتوانستم جواب بدهم از یکی از متفکران فعال در این زمینه پرسیدم.حمید پرنیان عزیز به سوالتان این گونه پاسخ دادند:
وقتی ما از کلیشه های جنسیتی مرد و زن حرف می زنیم منظورمان کارکردها و تعریف هایی از مرد و زن هست که اون ها رو در دو قطب کاملا مجزا از هم قرار می ده و خط قرمز کلفتی بین شون می کشه. برا یمثال وقتی ما می گیم مرد اون کسی هست که قوه ی تفکر داره و زن کسی هست که احساسات غلیظی داره، یا این که مرد کسی هست که همیشه در ســـکـــس فاعل هست و زن کسی ه که همیشه در ســـکــــس مفعول. کلیشه ها از مردانگی و زنانگی الگوهایی غالب درست می کنن و افراد جامعه رو وادار می کنن طبق این الگوها عمل کنن و اگر کمی از این الگوها فاصله بگیرن و مثلا زنی وارد تعریف مردانه بشه و بر عکس، مردم همون جامعه اون رو مجازات می کنن: مردی که گریه می کنه رو به اش می گن بچه ننه و مردی که بیش از هر مرد دیگه ای با زن اش مهربون ه و دلجویی می کنه ازش رو می گم زن ذلیل. کلیشه ها نه تنها روی افکار و احساسات ما عمل می کنن و اون ها رو به زور شکل می دن بل که روی تن ما هم تاثیر می ذارن: کلیشه های جــنــســی می گه اگه یه زن می خواد جذاب دیده بشه باید موهاش رو مش کنه کــون اش رو گنده کنه لباس های تنگ بپوشه و مانند اون. و همین طور در مورد مرد: کلیشه ، مرد رو وادار می کنه تا رفتار خشن از خودش نشون بده و تن اش رو مطابق اون خشونت شکل بده: زنجیرچرخوندن و سیبیل گذاشتن و ریش گذاشتن و نوع راه رفتن.
حالا بیایید دنیایی رو تصور کنیم که از این الگوهای غالبی برای مرد و زن خبری نیست: هر مردی می تونه هر جور که دوست داره عمل کنه و حتی وارد حیطه ی رفتارهای زنانه بشه و بر عکس. تصور کنین که ما میل جنسی مون رو از این
کلیشه ها دور می کنیم و اجازه می دیم هر جور که خود ما لذت می بریم عمل کنیم. اون وقت اگر ما دست به تجربه بزنیم برامون حتما ثابت می شه که این کلیشه ها چه فشار و اجبار وحشتناکی روی فکر و تن ما داشتن.اما تعریف مرد و زن و همین طور انسان در دنیایی که کلیشه ها وجود ندارن: وقتی که تعریف جــنــســی از انسان کسی ه که هم نوع خودش رو تولید می کنه و وقتی زن کسی ه که مادر ه و بچه تولید می کنه و مرد کسی ه که یه زن رو حامله می کنه اون وقت خیلی از مردها و زن ها شاید نتونن اون کارکرد رو داشته باشن و بنابراین از نظر جــنــســی انسان قلمداد نمی شن: زنی که فلج ه، مردی که عقیم ه، هــمــجــنــســگرایی که مفعول ه، زن ها و مرد های کهن سال، دیوانه ها، برخی از معلولین، زنی که زایمان موجب از بین رفتن خودش و بچه می شه و … . این نمونه ها به ما اجازه می دن کمی در مورد خشونتی که اون تعریف های کلیشه ای دارن فکر کنیم و راهی پیدا کنیم تا زندگی جنسی و اجتماعی ما بهتر و زیباتر بشه. همجنسگرایی، می تونه یه نگاه اجتماعی به قضیه ی مرد و زن باشه: چرا که هـــمــجــنــسگراها با این که مرد و زن هستن ولی مرد و زن کلیشه ای نیستن و این بهترین راه برای خراب کردن اون نگاه غالبی و سنتی به مرد و زن هست. در جامعه ای که هـــمــجــنــسگرایی آزاد باشه مردهایی که در پیوستار مردانگی نزدیک به زنان هستن شرم نمی کنن و رفتار خودشون رو مخفی نمی کنن و زن ها هم جنس دوم تلقی نمی شن و زنانگی محترم شمرده می شه و اگر زنی خواست پا در حیطه ی رفتارهای مردانه بذاره مشکلی براش پیش نیاد. … کلیشه ها، الگوهای غالبی ای هستن که انسان ها رو از تفکر دور می کنن و به شون اجازه نمی ده تا در این باره فکر کنن که آیا این رفتار از نظر شخصی درست هست یا نه. کلیشه ها فشار عجیبی روی روان و تن آدم ها می آرن که موجب صرف انرژی زیادی از طرف انسان هاست تا خودشون رو با اون هماهنگ کنن. اگر کلیشه ها از بین برن، تنوع و زیبایی های خلاقانه ی دیگه ای رو می تونیم ببینیم و در نتیجه تمایل جنسی ما هم می تونه گسترش پیدا کنه و ابژه های متنوع بیشتری رو جلوی خودش ببینه.
behrad said this on 2009/02/25 روی 15:11 | پاسخ
-





خیلی ممنون رضاجان
امیدوارم دیگران هم استقبال کنند و در بحث شرکت داشته باشند
.
منون بخاطر توجهتون
خیلی بهم کمک کرد.دارم سعی میکنم بیشتر در موردش اطلاعات کسب کنم
در مورد اون موضوع که گفته بودم تو طبیعت نیستم.و شما گفته بودی هست تحقیق کردم.حق با تو بود
راستی فکر میکنم همه تلاش شمااینکه کمک کنین تا ماها درک کنیم این حس این تمایل کاملا طبیعیه.مثل بقیه ادما.اما خودتون ماها رو از هم جدا میکنین.ماها غیر دگر باشیم.وقتی وارد حریمتون میشیم باید یه تابلو دستمون بگیریم که همه بدونن غیر دگر باشیم.اینطور نیست؟؟؟
راستش من سوالی شبیه به سوال شما را از رضای عزیز پرسیدم. بدون این که خودم قضاوتی بکنم پاسخ رضا را برایتان در زیر درج می کنم:
[این عبارت ] بهم اجازه می ده هر بار که میام روی پسر حس کنم اینجا خونه ای برای خودم و هم احساس هام هست و توقف ممنوعش برای اونهایی هست که درکم نمی کنند و نمی خواند بکنند یا حتی زحمت تحمل به خودشون بدن.
[...] ماه پیش یک نفر در وبلاگ پسر سوالاتی را راجع به همجنسگرایی پرسید که برای جواب دادن به آن هایی که خودمان هم بعضا جوابش را [...]
گفت و شنود با حمید پرنیان (بخش نخست: همـجـنـس گرایی در تقابل با کلیشه های جـنـسـیـتـی ) « آبی آسمانی گفت در 2009/04/13 در 16:49 |
[...] ماه پیش یک نفر در وبلاگ پسر سوالاتی را راجع به همجنسگرایی پرسید که برای جواب دادن به آن هایی که خودمان هم بعضا جوابش را [...]
آبی آسمانی: گفت و شنود با حمید پرنیان (بخش نخست: همـجـنـس گرایی در تقابل با کلیشه های جـنـسـیـتـی ) « پسر گفت در 2009/04/15 در 16:08 |