bayut: نامه انجمن روان پزشکی آمريکا به پارلمان فنلاند
مقدمه : در پی حذف همجنس گرايی از ليست بيماريهای روانی در دهه هفتاد ميلادی ، دولتهای هر چه بيشتری به تعديل قوانين قضایی خود و انطباق آن با آخرين داده های علمی مبادرت ورزيدند . در ادامه همين مسير ، از اواخر دهه هشتاد ميلادی موضوع ازدواج و ثبت رسمی زندگی مشترک جفت های همجنس گرا در دستور کار مجالس و پارلمانهای قانونگذاری کشورهای اسکانديناوی قرار گرفت و کشور دانمارک برای اولين بار در جهان ، ازدواج همجنس گرايان را قانونی اعلام کرد . بعد از آن کشورهای سوید ، نروژ ، ايسلند و فنلاند هم قانون ثبت رسمی و قانونی زندگی دو همجنس گرا با هم را به تصويب رساندند . اما برنامه کار چندان آسان نبود و بحثهای داغی بين موافقان و مخالفان حقوق همجنس گرايان در گرفت . در جريان همين مباحث در کشور فنلاند ، نامه زير از طرف انجمن روان پزشکان آمريکا ( به عنوان يک سازمان علمی و معتبرجهانی ) ، به تک تک اعضا مجلس فنلاند ارسال می شود . وبه همراه آن سه سن هم ضميمه می شود . برای جلوگيری ازطولانی شدن مطلب ، ما فقط بخش اول و سند شماره سه که بيشتر به مساله مورد نظر اشاره دارند را برای خوانندگان به فارسی ترجمه کرده ايم .
نامه انجمن روان پزشکی آمريکا به نمايندگان مجلس فنلاند . ( آی پی آی ) American Psychology Association = APA
مترجم : اهورا افشار

دکتر روانکاو آقای جک شردر * ، مدير کميته مربوط به همجنس گرايی و دوجنسگرايی سازمان روانپزشکی آمريکا ، اين نامه را به تمام اعضا مجلس فنلاند ارسال در سپتامبر 2001
نمود : جناب آقای استال استروم * من مدير کميته مربوط به همجنس گرايی و دوجنسگرايی انجمن روانپزشکی آمريکا هستم . از طريق اين نامه می خواهم به دو سوال شما جواب بدهم . سوال اول اطلاعات در باره نظر آی پی آی در باره همجنس گرايی و دومین سوال نظر آی پی آی در باره تحقيقی که دکتر رابرت اسپيتزر * اخيرا انجام داده و در جلسه آی پی آی ارایه داده است . الف - موضع انجمن روانپزشکی آمريکا در سال 1973 در مورد همجنس گرایی : در سال 1972 آ ی پی آی همجنس گرایی را از ليست اختلالات روانی حذف کرد . هر چند که اعتراضات طرفداران حقوق همجنس گرايان انگيزه سنجش مجدد نظر قبلی آی پی آی را فراهم کرده بود ، اما تصميم نهایی بر اساس ملاحضات سياسی گرفته نشد . اين ارزيابی دوباره توسط کميته علمی آی پی آی با مديريت دکتررابرت اسپتزر انجام گرفت . کميته مزبور ادعاهای سابق روانکاوی مبنی بر بيماری بودن همجنس گرایی ( رادو 1940 ، بايبر و همکاران 1962 ، سوکارديس 1968) * را ( مجددا ) مطالعه و آنها را با مطالعاتی که بر بيماری نبودن همجنس گرایی دلالت دارند (کينسی و همکاران 1948 و 1953 ، فورد و بيچ 1951 ، هوکر 1957 ، مرمور 1965 ) * سنجيد و سبک سنگين کرد . پس وزن و اعتبار مدارک علمی بود ، و نه فشار سياسی ، که باعث اتخاذ تصميم توسط آی پی آی مبنی بر حذف همجنس گرایی از ليست بيماريها گرديد . بايد در نظر گرفت که آن دسته از روانکاوهای آن زمان که با تصميم آی پی آی مخالفت می کردند ، خود به اين بحث جنبه سياسی دادند . مثلا ، بعداز تصميم گيری کميته علمی ، کسانی که با اين نظر مخالف بودند ، درخواست رای گيری از اعضا را مطرح کردند ، دادخواستی برای تحميل رفراندم به آی پی آی- يک رای گيری سياسی در باره يک موضوع علمی- تهيه وبه امضای 200 نفر شرکت کننده در يکی از جلسات انجمن روانپزشکی آمريکا رسيد . پس از شکست در اين همه پرسی ، بعضی ها اين وقايع را به شکل منحرفی وارونه جلوه داده اند . برای نمونه ، علاوه بر ادعای مبنی بر کاملا سياسی بودن تغيير موضع آی پی آی درباره هجنسگرایی ، آقای سوکارديز آی پی آی را به اشتباه در شمارش آرا رفراندم هم متهم کرد . ب- نظر اخير انجمن روانپزشکی آمريکا از آنجا که آی پی آی ديگر همجنس گرایی را بيماری به شمار نمی آورد ، مواضع فعلی آن هم منعکس کننده همين اعتقاد می باشد که همجنس گرایی نوعی طبيعی از تمايلات جنسی انسان است . بر همين اساس ، بعد از تصميم 1973 ، آی پی آی بيانیه های بسياری در پشتيبانی از حقوق مدنی همجنس گرايان صادر کرده است . از جديدترين آنها اعلاميه سال 1998 در باره درمانهای جبرانی است . درمان مرمتی/ بازسازی/ تعميرگرانه * اين بيانيه اعلام می کند که انجمن روانپزشکی آمريکا با هرگونه درمان روانکاوانه ، از جمله درمان مرمتی يا تبديلی که بر پايه باورمندی به اختلال روانی همجنس گرایی يا بر پايه اين پندار اوليه که بيمار بايد گرايش جنسی ( همجنس گرايانه ) خود را عوض کند ، بنا شده اند ، مخالف است . در سال 2000 ميلادی آی پی آی فراتر از اين رفت و روانکاوان کميسيون روان درمانی انجمن بيانيه ای صادر کرد که مورد تصويب کليه مديران بخشهای مختلف آی پی آی قرار گرفت . اين بيانيه پيشنهاد کرد که : آ ی پی آی نظر سال 1973 خود مبنی بر اينکه پديده همجنس گرایی به خودی خود اختلال روانی نيست ، را مجددا تایيد می کند . اصل راهنمای ادعاهای اخيرا منتشر شده مبنی بر قابل علاج بودن همجنس گرایی ، که با هدف بازگشت به گذشته و مجددا بيماری دانستن همجنس گرایی ، اخيرا منتشر شده اند ، نه دقت ، جديت و سختگيری تحقيقات علمی بلکه اغلب نيروهای مذهبی و سياسی ای هستند که با حقوق مدنی کامل لزبين و گی ها مخالفند . توصيه می شود که آی پی آی بعنوان يک سازمان علمی ، سريعا و بطور شايسته ، به ادعای مبنی بر بيماری دانستن همجنس گرایی ونتيجتا قابل درمان بودن آن ، که از طرف گروههای سياسی و يا مذهبی مطرح ميشود ، واکنش مناسب نشان دهد . بعنوان يک اصل کلی ، يک پزشک نبايد هدف درمان را خودش تعيين کند ، چه بصورت اجباری و چه از طريق نفوذ غير مستقيم . چگونگی روان درمانی که بنا را بر تغيير همجنس گرایی می نهند ، بر اساس آن دسته از نظريه های تکاملی هستند که اعتبار علمی بودنشان قابل سوال است . بعلاوه ، گزارشها و استدلالهای که از درمان حکايت می کنند در برابراستدلالهای مبنی برجراحات و آسيب های روانی وارده ( ازناحيه اينگونه درمانها ) خنثی می شوند . در چهار دهه گذشته ، هيچگونه تحقيق علمی جامعی در مورد درمانهای جبرانی صورت نگرفته است که بتواند نظريه های درمانیشان را ثابت کند . تا وقتی که چنين درمانی انجام بگيرد ، آی پی آی توصيه می کند که پزشکان درستکار از مبادرت به تغيير گرايش جنسی افراد خودداری کنند و در نظر داشته باشند که يکی از اصول پزشکی اين است که به کسی صدمه نرسانند . در مورد خاص وصلت مدنی * در سال 2000 هيات امنای آی پی آی رای داد که آی پی آی از برسميت شناختن وصلت بين افراد همجنس و تمام حقوق ، مزايا و مسوليتهای قانونی آنها پشتيبانی می کند . ( به سند ضميمه شماره 3 نگاه کنيد . ) چنانچه بتوانم کمک ديگری بکنم ، لطفا از تماس با من مضايقه نفرمایيد . ارادتمند : جک درشر . دکترعضو انجمن روانپزشکی آمريکا و مدير کميته مربوط به همجنس گرایی و دوجنسگرایی .
1- American Psychiatric Association Position Statement on Psychiatric treatment and sexual Orientation – December 11 , 1998
سند شماره 3 ضميمه نامه به مجلس فنلاند : اعلام موضع انجمن روانپزشکی آمريکا در باره وصلت افراد همجنس- صادره توسط هيات امنای آی پی آی بتاريخ دسامبر 2000آی پی آی علاقمندی خود را نسبت به بهروزی جفتهای دگرجنسگرا در مسایلی همچون سلامت روانی کودکان و ديگر جنبه های زندگی خانوادگی اعلام می دارد . روابط دگرجنسگرايانه از يک چارچوب قانونی ناظر بر خود برخوردارند که بعنوان يک عامل ثبات دهنده اين روابط عمل می کند . در ايالات متحده آمريکا ، منهای مساله اخير و استثنایی ( ايالت ) ورمونت ، جفت های همجنس از مزايا و مسوليتهای ازدواج قانونی محرومند . جفت های همجنس بر همين اساس چندين نوع تبعيض دولتی را تجربه می کنند که استحکام روابط آنها را تحت تاثير قرار می دهد . کودکان والدين گی و لزبينها از حمايتی که ازدواج قانونی برای کودکان جفت های دگرجنسگرا تضمين میکند ، محرومند . والدين گی و لزبين که کودکی را به فرزندی قبول کرده و يا از همسر خود جدا شده اند با موانع ديگری هم مواجه اند ، در بسياری از حوزه های قضایی آمريکا ، يک فرد لزبين يا گی که کودکی را به فرزندی قبول کرده است بعنوان يک والد ( پدر يا مادر ) نامناسب معرفی می شود . ( يعنی در اين ايالتها دولت می تواند کودک را باز پس بگيرد . – مترجم ) . علاوه بر آن ، زمانی که يک جفت ، کودکی را به فرزندخواندگی می پذيرد ، حقوق قانونی فقط به يکی از والدين اعطا می شود و به ديگری هيچ حقی نمی رسد . اين موانع و اشکالات در شرايطی اعمال می شوند که حتی تحقيقات هم دال بر آن دارند که کودکانی که در خانواده همجنس گرايان رشد و تربيت می شوند در تطبيق خود با محيط هيچ فرقی با کودکان پرورش يافته در روابط دگرجنسگرايانه ندارند . انجمن روانپزشکی آمريکابا استناد بر تاريخ از انصاف و برابری و عدم تبعيض در قوانينی که بر سلامت روانی شهروندان موثرند ، حمايت کرده است . آموزش عمومی درباره روابط لزبينها و گی ها و حمايت از تلاشهای ناظر بر قانونی کردن وصلت همجنس گرايان در چارچوب و مسير حمايت آی پی آی از اقليتهای محروم است . انجمن روان پزشکی آمريکا از اعتراف قانونی ثبت ازدواج به وصلت زوجهای همجنس وحقوق قانونی ، مزايا و ومسوليتهای مربوط به آن حمايت می کند .
*(Jack Drescher)
*(Stal Strom)
*( Robert Spitzer)
*(Rado, 1940, Beiber et al 1962, Socardes 1968)
*(Kinsey et al 1948, 1953, Ford and beach 1951, Hooker 1957, Marmor 1965)
*Reparative Therapies
*(Civil Union)




