پرش به محتوا

دست نوشته های یک همجنس گرا: سايت پاسخگو و مشاوران آن

2009/03/30
بدست

لینک به منبع

سايت پاسخگو و مشاوران آن

هر چند كه مطلب به نوعي قديمي مي باشد ولي بدليل درخواست يكي از دوستان آن را در وبلاگ خويش قرار دادم :

از يكي از دوستان شنيده بودم  كه سايت پاسخگو ،‌مشاوره مذهبي ارائه مي دهد  آنهم آنلاين . خيلي برايم جالب  براي اولين بار با آقاي عفتي  چت كردم  وباز دلايل بي منطق ديگر  . آري رابطه از مقعد را دليلي بر نفي همجنس گرايي دانسته بودند  ولي آيا مگر نه اينكه خدا  در قرآن ( سوره بقره  آيه 223 ) اينگونه سخن مي گويد :

زنان كشتزارهاي  شما هستند هر گونه مي خواهيد وارد كشتزارهايتان شويد و يا اينكه آيا آنها تفسير الميزان جلد 10 صفحه 520 را نخوانده ايد :

و در ((تهذيب )) از حضرت رضا (عليه السلام ) روايت آورده كه شخصى از آن جناب از اين عمل كه كسى با همسرش از عقب جماع كند سؤ ال كرد، حضرت فرمود: آيه اى از كتاب خداى عزوجل آن را مباح كرده و آن آيه اى است كه كلام لوط را حكايت مى كند

و دلايل ديگر اينكه همجنسگرايان  نمي توانند توليد مثل كنند و باعث انقراض نسل بشري مي شوند (ترک «لواط» را براى فزونى فرزندان ( نهج البلاغه – حكمت 252 )   اما آيا آنها نمي دانند كه هدف ازدواج تنها توليد مثل نيست . آيا ازدواجي كه بين دگرجنسها صورت مي گيرد و منجر به توليد مثل نمي شود بايد نفي كنيم ( همانند عمو و زن عموي من ) . در ضمن درصد  بسيار كمي از جمعيت جهان همجنس گرا مي باشند  بنابراين براي بقاي نسل بشر هيچ گونه مشكلي پيش نخواهد آمد .مشاور ديگري كه بسيار مشتاق بودم با آن صحبت كنم آقاي اوليايي بود زيرا آقاي اوليايي در وبلاگ خويش ادعايي بر درمان همجنس گرايي داشت . زماني كه ديدم با چت كردن نمي توانم كاري كنم از آقاي اوليايي عزيز خواهش كردم  كه بصورت تلفني با او صحبت كنم ( هر چند دوستانم آن را حماقت دانستند  و  گفتند ممكن است برايت مشكلي بوجود بياييد )  ولي برايم فرقي نمي كرد  . با تلفن منزل خويش با آقاي اوليايي تماس گرفته  و صحبت كردم .   بعد از گفتگوهايي كه با او داشتم به اين نتيجه رسيدم متاسفانه برادر خوبم همجنسگرايي را فقط بر رابطه جنسي منطبق مي داند  و فكر مي كند كه تمامي افرادي كه همجنسگرا هستند تا به حال رابطه جنسي را تجربه كرده اند  ولي برادر عزيزم ، آقاي اوليايي بهتر است همجنسگرايي را اين گونه براي شما تعريف كنم : همجنسگرايي رابطه عاطفي و احساسي وجنسي ميان دو همجنس مي باشد  نه صرفا جنسي. و زماني كه براي  شما گفتم نه تنها رابطه  اي نامشروع نداشته بلكه آن را گناه مي دانم به من گفتيد نمازم را بار ديگر بخوانم و روزه هايم را بگيرم  و به يك روانشناس مراجعه كنم ؟

آقاي اوليايي اي كاش با من نزد دكتر روانشناس مي رفتيد تا مي ديد كه دكترم به من چه مي گويد ؟ آقاي اوليايي نمازم را خواندم روزه هايم را گرفتم. برادر عزيزم اما تفاوت من برطرف نشد . و حال من  نمي دانم چگونه شما ادعاي درمان كسي را داريد لطفا اگر واقعا كسي را با نماز و دعا درمان كرده ايد بگوييد او كيست  و يا حداقل ايميل او را به من بگوييد .

آقاي اوليايي عزيز مشكل هم نوعان با شما همين است كه هميشه حرف مي زنيد  ولي هيچ گاه عمل نمي كنيد كسي را درمان كرديد چه كسي را .

پدر ،‌مادر ،‌ آقاي عفتي ،‌آقاي اوليايي ،روحانيون ، دوستان من ،‌مردم ايران عزيزم به خدا كه همجنسگرايي فساد و فحشا نيست فساد و فحشا كه انسان رو از فساد دور نگه نمي داره ولي مي دونيد اوني كه منو از خودارضايي نجات داد چي بود همجنسگرايي بود ،‌من كه يك همجنس گراي مفعول ( هر چند كه اين نوع دسته بندي را قبول ندارم ) بودم در ضمن نه نگران پرده بكارتي بودم نه نگران بارداري ناخواسته اما آنچه منو از فساد و لواط نجات داد عشق به همجنس بود ،‌اونچه كه باعث شد من خداي خودمو بهتر بشناسم  همجنسگرايي من بود. به خدا ، عشق و دوست داشتن  گناه نيست  ،‌فساد نيست ،‌فحشا نيست نمي دانم ديگر به چه زباني و با كدامين دليل و برهان با شما سخن بگويم .

4 دیدگاه یکی بگذارید →
  1. 2009/04/01 11:32

    سلام دوست من!!!

    یک سوال: اگه یک روزی بشنوی یا بفهمی که یکی از نزدیکانت(مثل یک عضو خانواده یا یک دوست نزدیک) همجنسگراست(حالا گی یا لزش فرق زیادی نمی کنه) چه حالی بهت دست می ده؟؟؟

    اگه همین الان توی دلت گفتی که خدارو شکر که دور و بر ما یک همچین … وجود نداره ؛ به نظرم لازمه یکجورایی چشمهایت را دوباره بشوری…

    راستی ؛ تا حالا شده فکر کنی اگه خودت به این صورت(تو بگو با این اختلال) به دنیا می امدی چه مصیبت هائی پیش رو داشتی؟؟

    اجازه بده یک سطح بالاتر سوال کنم… تا حالا شده که فکر کنی اگه همه همجنس باز زاییده می شدند , قوانین و مقررات و عرف(حداقل در این بلاد)همه الان حکایت از محدودیت برای دگرجنسگرائی می نمود؟؟

    اصلا چرا اینطوره که سلیقه ما (اکثریت) همیشه لازمه که حاکم باشه و حقوق و حریم اقلیت(در همه موضوعات و نه فقط موضوع سلیقه جنسی) در معرض اعمال نظر ما(به عنوان اکثریت)

    ———–
    خدا مرگم دهم؛ دیاپازون شده لز…

    یک سری بزن و پست آخرم رو بخون …

  2. 2009/07/25 16:10

    دیگه نمی تونم به زندگی ادامه بدم. از وقتی چشم باز کردم هیچ علاقهای به جنس مخالفم نداشتم. تا وقتی بچه بودم و کم سن و سال، سعی کردم خودم رو با درس سرگرم کنم. وقتی که پامو گذاشتم توی دانشگاه ناخواسته عاشق یکی از دوستام شدم. اما نگذاشتم که اون بفهمه. همیشه در لباس یک دوست با او رفتار می کردم. اما خودم می دونستم که نمی تونم دوریش رو تحمل کنم. نمی تونستم روزی رو ببینم که از هم جدا میشیم. اما بالاخره اون روز اومد. یکی دو سال رو به سختی گذروندم. روح و جسم من توی این دو سه سال به نابودی گشیده شد. تا اینکه دوباره دانشگاه قبول شدم. این بار سعی کردم دیگه عاشق کسی نشم. اما دست خودم نبود. شدم. اما این دفه سعی کردم که به طرفم اینو بگم. هرچند که این یکی سعی کرد کمکم کنه و منو نجات بده اما وضعیت من بدتر شد و بدتر از اون این بود که او هیچ احساس خاصی نسبت به من نداشت چون او یک دگرجنس گرا بود. بالاخره صبر او هم سر اومد و منو با سرزنش و ملامت و تحقیر زیاد کنار گذاشت. حالا دیگه نمی دونم با چه امیدی زندگی کنم. هر کسی رو دوست داشتم از دست دادم. از طرفی به هم سن و سالای خودم نگاه می کنم که بالاخره زندگیشون به سر و سامانی رسیده و ازدواج کرده اند. نمی دونم برای چه کسی زندگی کنم. نمی دونم اگه تمام زندگیم رو دعا کنم و به خدا التماس کنم چیزی عوض میشه. اصلا نمی دونم خدا به من نگاه می کنه یا جز اون دسته هستم که خیلی وقت پیش باید از صحنه روزگار محو می شدن. می دونم تقصیر کی بود که این طوری هستم. نمی دونم فلسفه خلقت چنین آدمایی مث من چیه. بزرگیترین لذت یه زندگی داشتن یه یار و همراه هست که حداقل من یکی از ش محرومم. اگه چپ نگاه کنم مجازاتم مرگه و اگه راست نگاه کنم مجازاتم زجر. بارها فکر خودگکشی به سرم زده اما به هزار دلیل نمی تونم. هدف زندگی من چی می تونه باشه. اینو حتی راشناسا و روانپزشکا هم نتونستن جواب بدن. حتی آخوندها و ملا ها هم نتونستن. حتی خودم هم….

    • 2009/07/26 05:32

      آقای حسن، هدف زندگی شما میتونه این باشه که از زندگی لذت ببری و شاد باشی، من دوستان همجنس گرای زیادی دارم و با تعداد زیادی هم رابطه جنسی داشتم و در تهران زندگی می کنم و همون طور که واضح است مرده نیستم و زنده ام که دارم برای شما جواب می نویسم، نتیجتا سیاه نمایی را کنار بزار، دور دوستان غیر همجنس گرایی که بهشون احساسی داری خط بکش، دوست های همجنس گرا داشته باش، و در سایر موارد زندگی هم واقع بینانه نگاه کن، زندگی اینقدر که شما نوشتید برای من سخت نیست، برای شما هم میتونه نباشه.

  3. 2009/10/04 10:32

    به نظر من ، خودم شبيه به اين دست نوشته هام

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 60 مشترک دیگر بپیوندید