EraZer Head: در باب سال نو و سلف استیم و گی پراید و باقی قضایا
از آنجا که در سکونت و اشتغال نسبت به گی ها، لز-بین ها، بایـ-سکـ-شوال ها، و تر-نس ها تبعیض قائل می شوند و کاری که می کنیم مهم تر از شخصیتمان است و اگر کسی مزاحممان شود مشکل خودمان است و اگر به ما حمله شود لابد خودمان تحریکش کرده ایم و اگر صدایمان را بالا ببریم داریم خودنمایی می کنیم و اگر از سکـ-س لذت ببریم منحرفیم و اگر ایدز داشته باشیم حقمان است و اگر راهپیمایی کنیم می خواهیم بچه ها را مثل خودمان کنیم و اگر بخواهیم بچه دار شویم والدینی نامناسب هستیم و اگر برای حقوقمان مبارزه کنیم پایمان را از گلیممان درازتر کرده ایم و از آنجا که مدام مجبوریم ارزش خود را به عنوان یک انسان به دیگران اثبات کنیم و اگر با کسی از جنس مخالف رابطه نداشته باشیم مشکل از خودمان بوده که امتحان نکرده ایم و اگر با کسی از جنس خودمان رابطه داشته باشیم به چشم نمی آید و به ما گفته می شود که عشقمان در واقع «حقیقی» نیست و اگر از پستو بیرون بیاییم(*) و به اطرافیان گرایشمان را اعلام کنیم توهم برمان داشته است و پس از مدتی بادش از کله مان خواهد افتاد و ظاهراً تاریخ از گی ها در ادبیات یادی نکرده است و از آنجا که هموفوبیا (هم-جنس-هراسی) از طرف دیوان عالی کشور تجویز می شود و به خاطر هزاران هزار دلیل دیگر…
من عضو فعال جنبش حقوق مدنی همـ-جنس-گرایان و اقلیت های جنـسی دیگر هستم.
اول اینکه دوست داشتم اولین پستم در سال جدید (یعنی اولین پستم بعد از اعتدال بهاری – اگر بخواهیم درست تر صحبت کنیم!-) درباره یکی از مهم ترین شخصیت های زندگی ام باشد. این شخص آن قدر برایم مهم است که آن موجود مجهول الهویه سه حرفی (خدا) برای معتقدانش، برای همین اسمش را خدا گذاشتم. ولی همین جا از روح پر فتوح جف باکلی می خواهم بنده را به خاطر این جسارت بزرگ یعنی مقایسه ایشان با آن موجود سادومازوخیست خیالی ببخشایند… که البته با توجه به دانسته هایمان از ایشان می دانیم می بخشایند!
دوم اینکه در یکی از پست های گذشته جمله عالمانه ای نقل کرده بودم که منبعش یادم رفته بود.. یعنی حدس می زدم منبعش سایت jonathanfranciscass.com باشد که البته الان دیگر درش تخته شده. از قضا بنده در اشتباه بودم و این جمله متعلق به آیت الله العظمی رهام بود، که از همین جا از ایشان مراتب عذرخواهی را به عمل می آورم.
حالا این جاناتان فرانسیسکس چه بوده؟!
جانم برایتان بگوید که یک سایتی بوده با مضمون «گی پراید» و از این جور مسائل، که حدود 70 برگه داشت و در هر برگه سخنی گهربار مزین به عکسی مکش مرگ ما گنجانده شده بود.

نمونه ای از عکس های مکش مرگ مای یاد شده
جدیداً که بین فایل های شصت سال قبلم کنکاش و خانه تکانی می کردم ته مانده فایل های این سایت مرحوم را هم پیدا کردم (و از همان جا فهمیدم که عبارت «در ارضا کردن لذتی است که در ارضا شدن نیست» مال این سایت نبوده!) اما در عوض گفته های دیگری پیدا کردم که جالب بودند و دلم نیامد شما را از آن ها بی نصیب بگذارم.
در سال جدید در اولین قدم شما را با یکی از بزرگترین خدایان المپ (در حد ژوپیتر) آشنا کردم، و حالا وقت اضافه کردن کمی گی پراید و سلف استیم و سلف ایمپرومنت است!
پس این شما و این هم دست چینی از سخنان حکیمانه بزرگان گی (یا گی دوست!)
ترجیح می دهم دیگران به خاطر چیزی که هستم از من متنفر باشند تا مرا به خاطر چیزی که نیستم دوست بدارند. – آندره ژید، درنامه ای به ادموند گاس، 16 ژانویه 1927 (این یکی رو تو یکی از پست های قبلیم هم نوشته بودم
)
چرا گی ها را به ارتش نمی برند؟ شخصاً، فکر می کنم می ترسند هزار پسر گی با M16 توی خیابان ها راه بیفتند و داد بزنند : «کی جرات کرد به من بگه ابنـه ای؟!» - جان استوارت
خیلی خوب، محافظه کارها نظر من را عوض کردند. قانع شدم که دادن اجازه ازدواج به همـ-جنس گراها بنیان خانواده را نابود می کند، تمدن غرب را تضعیف می کند، امریکا را تبدیل به سدوم و قوم لوط می کند، باعث افزایش کسری بازرگانی امریکا با ژاپن می شود، مزرعه خانوادگی را به خطر می اندازد و پوسیدگی دندان ها را افزایش می دهد. منطق بی عیب و نقس مخالفان محافظه کارمان به سادگی چنان قدرتمند است که نمی شود انکارش کرد. – استفان چپمن، ستون نویس شیکاگو تریبون
من از تبعیض بیزارم. همیشه با آن مبارزه کرده ام. چطور جرات می کنند به یک نفر دیگر بگویند که حق ندارد فلان کار را در رختخوابش بکند؟ چطور جرات می کنند بگویند نباید بچه داشته باشید، یا شخص ثالثی را در بیمه تان ذکر کنید؟
چطور جرات می کنند؟! - لیزا مینلی در مصاحبه با گی تایمز لندن
برای بخش بزرگی از جامعه، همـ-جنس گرایان کسانی اند که مرزهای تعریف شده جنسیـ-تی را شکسته اند… خدا مردهای دگرجنسـ-گرا را از کشف این حقیقت که لذت های فراوانی در ارتباط با مقعدش وجود دارند محروم کرده است.
این دری بسیار بسیار بزرگ به روی لذت است که خیلی از مردم نمی خواهند بازش کنند. – فیل هارتمن
فکر کردن درباره وا-ژن حسابی من را منزجر می کند. از آن ها بدم می آید، همان طور که بعضی ها از عنکبوت بدشان می آید. – بوی جورج، خوانند چیپ و مزخرف انگلیسی. (منتها این جمله اش جالب بود!)
اگر فردا یک میلیون دلار به من بدهند و بگویند «همـ-جنسـ-گرایی را ترویج کن»، کوچکترین ایده ای ندارم که چه کاری می شود کرد… شما چه می کنید؟ مسابقه می گذارید؟ پوستر می سازید؟ در تلویزیون تبلیغ پخش می کنید؟
این تصور «ترویج همـ-جنس-گرایی» که بعضی ها دارند چرند است. خواسته ما بسیار ساده است: لطفاً ما را به حال خودمان بگذارید. بگذارید چیزی که می خواهیم باشیم و با دیگران زندگیمان را بکنیم. – نماینده گی امریکایی، بارنی فرانک
مهم ترین قدم سیاسی که هر گی یا لـزبین در زندگی اش می تواند بردارد بیرون آمدن از پستو است… ثابت شده که بهتر است از ما بترسند و از ما متنفر باشند تا این که اصلاً ما را نبینند. – آماندا بیرس
هیچ وقت تحت فشار ساکت نشوید.
هیچ وقت به خودتان اجازه ندهید که به یک قربانی تبدیل شوید.
تعبیر و برداشت هیچ کس را از زندگی خود قبول نکنید. تعبیر را خود بسازید. – هاروی فیرستاین
پستو جای حقیری برای مردن است. – تابلویی در راهپیمایی همـ-جنس-گرایان در سال 1979
(*) : از پستو بیرون آمدن عبارتی است که به جای اصطلاح coming out of closet انتخاب کردم و به این معناست که شخص به خانواده و اطرافیانش اعلام کند همـ-جنس-گراست و زندگی در دروغ و تظاهر را کنار بگذارد و با خود و اطرافیانش روراست باشد. اصطلاحاً گفته می شود که فرد داخل پستو یا گنجه قایم شده بوده و بالاخره بیرون می آید و خودش (خود واقعی اش) را نشان می دهد. می بخشید اگر اصطلاح چندان رسا نیست! اگر کسی پیشنهاد بهتری دارد بفرماید!





«این مطلب حاوی نظر نگارنده آن نیست و انتشار آن دلیل بر تایید یا هم نظری با نویسنده می باشد… لازم به ذکر است که قسمتی از این نوشتار به دلیل توهین با اکثریت جنسی قرار بود حذف شود که یادمان رفت و از انتشار چنین مطلب تندی به هیچ وجه عذر خواهی نمی کنیم، چون گردنمان کلفت است و می خواهیم ببینیم کی جرات دارد حرف بزند.»
اینا رو یادت رفته بود بنویسی خودم این زیر گذاشتم.
مرسی
=))