آبی آسمانی: گفت و شنود با حمید پرنیان (بخش دوم: انسان موجودی بدون فاکتور جنسیت)
بهراد:
شما با این نوشتار به درستی و به حق ثابت کردید که تعریف سنتی از زن و مرد نخست این که شمول جهانی ندارد و دوم این که نقش هایی را که به آن ها تحمیل می کند انسان را از زندگی طبیعی باز می دارد و آشکارا به دسته هایی ستم می کند .
حال اگر اکنون بخواهیم با توجه به مسایل و معیارهایی که شما مطرح کردید انسان را تعریف کنیم این تعریف چه باید باشد و همچنین این که نقش زن و مرد در اجتماع بر اساس این تعریف جدید چه خواهد بود؟
حمید پرنیان:
کلیشه ها همان کارکردها هستند. کارکردهایی که سرمایه داری به انسان ها می دهد تا بتواند از آن ها به عنوان واحد تولید نوع انسان و واحد مصرف (مصرف نهادهای دگرجـنـسـگـرای جامعه) استفاده کند و دوباره از طریق اجتماعی شدن و تعلیم و تربیت و فرهنگ آن کلیشه ها بازتولید می شوند.
تمام ترس ما این است که انسان باید تعریف داشته باشد و این را نمی توانیم درک کنیم که هر تعریفی نوعی محدودیت است. ما با زدودن کلیشه ها سعی می کنیم تعریف ها را از بین ببریم.
اما در کل، وقتی کلیشه ها از بین می روند، مرزهای جـنـسـیـتـی خیلی خیلی کم رنگ می شوند. آن وقت انسان به مثابه ی چیزی نعریف می شود که فاکتور جـنـسـیـت ندارد. جـنـسـیـت یک برساخته ی اجتماع است و می تواند وجود نداشته باشد. خانواده اساسی است برای تعریف کردن جـنــسـیـت و در سرمایه داری دگرجـنـســگرایی و خانواده ارکان اصلی جامعه هستند.
پس، انسانی داریم بدون جـنـسـیـت. این تعریفی است که به جا می ماند. یک تعریف منفی به جای تعریفی مثبت.
مطالب مرتبط:
:: آبی آسمانی: گفت و شنود با حمید پرنیان (بخش نخست: همـجـنـس گرایی در تقابل با کلیشه های جـنـسـیـتـی )




