دست نوشته های یک همجنس گرا: متنی که باید چندی روز پیش نوشته می شد ( دوستانم چرا ؟ )
زماني كه دوستان عزيزم وبلاگهايشان را ( من زن نمي خوام و خاطرات یک مرد تنها ) را حذف كردند باور نمي كردم واقعا مات و مبهوت شده بودم و شايد در عزاي حذف وبلاگ دوستانم بود كه چندين روز مطلبي را اضافه نكردم ( علاوه بر فشردگي بيش ار حد كلاسهاي دانشگاه كه در اين ترم آخر كمتر برايم وقت آزاد مي گذارد ) . ولي چرا ؟ دوستانم چرا به همين راحتي وبلاگهاي خودشان را حذف كردند و رفتند . وبلاگنويسي به زندان مي افتد و در زندانهاي ايران عزيزم جان خويش را از دست مي دهد( در اين مورد هيچ گونه بحثي نمي كني و حرفي نمي زنم ) و اين بهانه اي مي شود براي حذف بلاگهاي مان . دوستان عزيزم نمي دانم براستي چرا وبلاگهايتان را حذف كرديد آيا دوباره دچار ترس شديم ترسي كه سالهاي سال همراه ماست .
دوستانم فقط يك سوال مگر در وبلاگهايتان چه نوشته بوديد چه گفته بوديد كه اينگونه هراسان و سريع وبلاگهايتان را حذف كرديد . حتي فراموش كرديد خداحافظي آخر را به دوستانتان نثار كنيد





نمیخوام قضاوت کنم و بگم که حتما اشتباه کردند….فقط دعا میکنم امیدوارم روزی در ایران همه با افکار متفاوت در کنار هم زندگی کنند…