شجاعترین وبلاگنویسان جهان « قمار عاشقانه »
متنی که در زیر میآید مصاحبهیی است که با کمک و ترجمهی دوست گرامیام لادن یزدیان با جیمز رابینز (Dr. james robbons ) برای روزنامهی واشینگتن تایمز در هفتهی گذشته صورت گرفت. متنی که پیش رو میبینید در مصاحبهی اصلی به خاطر کمبود جا با اندکی تلخیص امروز منتشر شد. قسمتی از آن در مورد وضعیت پیشین خودم بود، که در اینجا برای این که تکراری صورت نگیرد، حذف شده است.
The world’s bravest bloggers
خواستههای وبلاگنویسان
جامعهی چند صد هزار نفری وبلاگستان فارسی خواستههای بسیاری دارد. آنها بخش بزرگی از جامعه هستند با نیازهای گوناگون، بسیاری از اعضای این جامعه زنان هستند که به دنبال حق تاریخی و گرفتهی شدهی خود در کشور مردسالار ایران هستند، بسیاری از آنان دغدغهیی به نام آزادی دارند و….، دختران و پسران وبلاگنویس ایرانی در وبلاگستان فارسی به دنبال حق و سهم خود هستند، حق و سهمی که جامعهی بستهی ایران از آنها دریغ کرده است.
مشکلات وبلاگنویسان
سرعت کم اینترنت، فیلتر شدن وبلاگهایشان و تبلیغات منفی جمهوری اسلامی بر روی خانوادهها که به تازهگی شدت زیادتری به خود گرفته است، از جمله مشکلات وبلاگ نویسان ایرانی است. جمهوری اسلامی میخواهد به خانوادههای ایرانی بقبولاند که استفاده از اینترنت و وبلاگنویسی تاثیرات منفی بر روی فرزندانشان میگذارد. جمهوری اسلامی از تمام ظرفیتهای ممکن برای پیشبرد این هدف استفاده می کند. به تازهگی آنها برنامههای تلویزیونی متعددی برای این منظور میسازند و خبررسانی زیادی در روزنامهها و سایتهای اینترنتی میکنند.
وبلاگ نویسان پارسی تحت فشار
ایران کشور مجوزها است. برای تولید هر کالای فرهنگی در ایران؛ اعم روزنامه، کتاب، موسیقی و… شما باید مجوز بگیرید. در واقع بر روی هر اندیشهیی در ایران کنترل و نظارت وجود دارد، تا اندیشهیی از فیلتر دولت عبور نکند، حق انتشار ندارد و افراد نمیتوانند آزادانه به اطلاعات دست یابند.
خوشبختانه در وبلاگستان فارسی اینگونه نیست، نهادهای دولتی نمیتوانند نظارتی بر آنها داشته باشند و کنترلی را روی آنها انجام دهند. آنها از اینکه کنترل و نظارتی ندارند خشمگین هستند و به کرات نارضایتی خود را از این بابت اعلام کردهاند. اما متاسفانه این دلیلی است برای اعمال فشار بر روی وبلاگنویسان فارسی. آنها مدام تهدید میشوند، آنها اگر با اسم واقعی خود بنویسند دچار خطرات عدیدهیی میشوند، بازداشت و زندان و سلولهای انفرادی از خطرهای عمدهیی است که بسیاری از وبلاگنویسان را تهدید میکند. گر چه این تهدیدها چندین سال است که جامهی عمل به خود پوشیده و بسیاری از وبلاگنویسان بازداشت شده و به زندان رفتهاند.
اولین بازداشت گستردهي وبلاگ نویسان در سال 1383 اتفاق افتاد که در آن چیزی در حدود 30 وبلاگنویس توسط نهادی مختلف امنیتی بازداشت و روانهی زندان شدند…
آینده و خطرهای وبلاگستان پارسی
با تصویب لایحهی جرائم رایانهیی در سال گذشته وبلاگ نویسان ایرانی با خطرات جدی روبهرو هستند. در این لایحه وبلاگنویسی در ردیف جرائم خطراناکی همچون سرقت مسلحانه ، راهزنی، تجاوز و… قرار داده شده است و حکمهای در نظر گرفته برای آن در حد اعدام است. نکتهی مورد بحث این لایحه این است که در مورد وبلاگنویسان بسیار مبهم حرف زده شده است و هر وبلاگ نویس سیاسی و آزادیخواهی میتواند در آن جای گیرد.
دلیل تصویب این لایحه فشار بیشتر بر روی وبلاگنویسان است. جمهوری اسلامی از فیلتر کردن و دست کشیدن وبلاگنویسان از وبلاگنویسی ناامید شده است و میخواهد با تصویب چنین لایحهیی به فشار هر چه بیشتر بر روی وبلاگستان پارسی اقدام کند. آنها روشهای گوناگونی را برای مبارزه با اینترنت که هیچ کنترلی بر روی آن ندارند، انجام میدهند. در سال گذشته چندین وبلاگنویس در ایران بازداشت و به زندان محکوم شدند.
در روزهای پایانی سال شاهد مرگ یک وبلاگنویس در زندان اوین به نام «امیدرضا میرصیافی« بودیم. وی به خاطر مطالب وبلاگاش که یک وبلاگ فرهنگی و موسیقی بود به دو سال و نیم زندان محکوم شد و در زندان اوین درگذشت. مرگ وی به خاطر کم کاری مسئولین و تیم پزشکی زندان اوین صورت گرفت. او به خاطر مصرف قرص در زندان وضعیت جسمیاش بحرانی میشود. ولی آنها میرصیافی را به بیمارستان نمیرسانند و باعث مرگ این وبلاگنویس جوان میشوند. مرگی که بسیار تلخ بود و کام وبلاگنویسان فارسی را در شروع عید نوروز تلخ کرد. به فاصلهی یک روز از این اتفاق دردناک نیروهای سپاه اعلام کردند که یک شبکهی فساد اینترنتی را منهدم کردهاند و بسیاری از مدیران سایتهای ضددینی و ضد انقلابی و پورونو را بازداشت کردهاند. در خبرهای بعدی سپاه به عنوان یکی از ارگانهای برخورد با وبلاگنویسان معرفی شد که هزینههای هنگفتی را هم بدین منظور به آنان اختصاص دادهاند. آنها میخواهند وبلاگنویسان را شناسایی و بازداشت کنند. کسانی که به زعم آنان بر علیه انقلاب و نظام اسلامی مینویسند و فعالیت میکنند.
این دو اتفاق و با توجه به تصویب لایجه جرائم اینترنتی آیندهی آرامی را برای وبلاگنویسان ایرانی نمیتوان پیشبینی کرد. در سال پیش رو روزهای سختی با توجه به این وقایع در انتظار وبلاگستان فارسی است، اما آنها نشان دادهاند که «شجاعترین وبلاگنویسان جهان» هستند که با همهی مخاطراتی که در گذشته داشتهاند و در روبهرو میبینند، هم چنان وبلاگ مینویسند.
تاثیر وبلاگستان
هر وبلاگ به تنهایی یک رسانه است. در ایران همهی اخبار سانسور میشود و رسانهها نمیتوانند بدون در نظر گرفتن خواست حکومت خبر منتشر کنند و دست به انتقاد بزنند. اما وبلاگنویسان بسیاری از خبرها را منتشر میکنند و از بسیاری از واقعیات پردهبرداری میکنند. آنها وظایف رسانهها را به دوش میکشند و دست به انتقادات گوناگون میزنند. آنها نسبت به تمام اتفاقات داخلی و خارجی موضع میگیرند و عقایدشان را منتشر میکنند. مخاطب وبلاگستان فارسی یک مخاطب با تعداد میلیونی است، آنها میتوانند بر روی هر موضوعی تاثیر گذار باشند. گر چه هنوز به دلیل فشارها و تهدیدها و فیلترینگ و در پی آن خودسانسوری که برخی مجبور به آن میشوند وبلاگستان فارسی تاثیر کافی خود را هنوز نتوانسته داشته باشد.





