پرش به محتوا

آبی آسمانی: گفت و شنود با حمید پرنیان (بخش سوم: ازدواج همجنسگرایانه در حکم بازتولید کلیشه ها)

2009/04/25
بدست

لینک به منبع

بهراد:
به نظر شما آیا لازم است برای این که در جامعه پذیرفته شویم هدف خود را تخریب تمام واحد های آن و از جمله اصلی ترین واحد آن یعنی خانواده قرار بدهیم؟
در مورد این که اصولا این چقدر عملی باشد بحث نمی کنم بلکه بحث بر سر این است که اصولا آیا منافع حاصل از این حرکت برخسارت های ناشی از آن چربش خواهد داشت یا خیر؟
(از نظر من به هر حال این همجنسگرا هم در خلا زندگی نمی کند بلکه عضوی از این جامعه است و برای گذران زندگی اش به شغل و پول و در کل این نظام سرمایه داری نیازمند است)

حمید پرنیان:
مهم تخریب منافع یا به دست اوردن منافع همجنسگرایان نیست. مهم این است که جنبش همجنسگرایی در حال برداشتن باری از روی دوش تاریخ و فرهنگ انسان است. بی شک اگر منافع ما بخواهد بدون صدمه دیدن پیکره ی دگرجنـسگراباوری تامین شود ما هم به یک گروه ستمگر تبدیل خواهیم شد. نمونه ی بارز این امر را می توانی در گی های کانادا و آمریکا ببینی. در این کشورها گی های خوشگل همه تبدیل به فنچ های پیرمردها شده اند و از این راه کلی پول در می آورند. آنان در مراسم پرایدشان به جای تاکید بر روی ستم هایی که به  همجنسگرایان سایر نقاط جهان می شود لباس های عجیب و غریب می پوشند و کـ ون برهنه یشان را نمایش می دهند. (برای این جور نوشتن عذر می خواهم . وقتی که می بینم گروه ستم دیده ای هنوز به قدرت نرسیده، این گونه ستم می کند مغزم سوت می کشد و به هم می ریزم )
تو نگاه کن آیا یک لـ زبین میان آن ها می بینی؟
نه!
لـ زبین ها به خاطر این که به درد مصرف دگرجنسگرایی نمی خورند برای همیشه کنار گذاشته شده اند و تنها آن شکم های شش تکه مانده اند که فقط و فقط رژه می روند و هیچ کار دیگری نمی کنند.

کار کسانی که فکر می کنند این است که به زیرساخت ها و اشکالات آن نگاه کنند نه این که منفعت طلبانه حساب دو دو تا چهار تای گروه خاصی را مراعات کنند. یهودی ها این کار را نمی کنند و کل هولوکاست را به اسم خودشان ثبت کرده اند و بر آن اشک تمساح می ریزند و در این میان حتی یک کلام از همجنسگرایانی که بی رحمانه با یهودیان به کوره های آدم سوزی انداخته شدند حرفی نمی زنند.

بهراد:
با این تعریف شما تکلیف حق برابر زوج های هم جنس برای ازدواج یا پذیرفتن فرزند خوانده چه می شود؟ آیا این تلاش ها از اساس منتفی خواهد بود؟
یا کلی تر بپرسم انسانی که جنسیت ندارد چه نیازی به تشکیل خانواده خواهد داشت؟
در غیاب خانواده وظیفه ی تربیت نسل بعدی را چه کسی بر عهده می گیرد؟

حمید پرنیان:
ازدواج همجنسگرایان از اساس چیز مزخرفی است. این امر یعنی پذیرش نقش مردانگی و زنانگی. آن ها خودشان را زن و شوهر می دانند و به دلیل این که نمی خواهند از فکرشان استفاده  کنند و کمی پا را فراتر از جاده ی  آسفالت بگذارند می خواهند باز کلیشه ها را تکرار کنند.
من هم موافق تعهد هستم و البته اگر تمایلی باشد برای ثبت آن هم اقدام می کنم ولی اگر ازدواج به تنها گزینه ی رابطه ی همجنسگرایانه محدود شود ستمگرانه خواهد بود.
ازدواج یکی از گزینه های سبک زندگی همجنسگرایان است نه همه اش چرا که اساس زندگی همجنسگرایانه میل دو هم جنس به هم است.
نمی خواهم بگویم سئوال تو هنوز زود است بلکه می خواهم بگویم مسئله ی اصلی ازدواج نیست، مسئله این است که آیا ما می خواهیم با ازدواج همجنسگرایانه، روابط آزاد را زیر سئوال ببریم یا نه؟ چون آن ها می گویند همجنسگرایان خانواده را ویران می کنند و البته راست می گویند ولی نباید واکنشی عمل کرد و نشان داد که ما هم خانواده داریم. هر کاری بکنیم ما نمی توانیم تشکیل خانواده بدهیم. اگر منظورت زندگی متعهد است چرا می شود ولی خانواده ای که بچه تولید می کند و او را دگرجنسگرا بار می آورد  فقط مال خانواده ی دگرجنسگراست.
اصلا خانواده برای همین بنا شده است: کنترل میل جنسی و نظارت روی نفوس، همچنین محکم کردن هرچه بیشتر پایه های دگرجنسگرایی و حذف همه ی تنوع های جنسی دیگر.
از این زاویه، نباید به ازدواج همجنسگرایان اهمیت داد. تشکیل خانواده ی همجنسگرا هیچ نیازی به جنسیت ندارد اما این خانواده ی دگرجنسگراست که اندیشه ی جنسیت را هر چه بیشتر محکم تر و ثابت تر می کند و آن را مدام اجتماعی تر می نماید.
اگر بخواهیم عملی نگاه کنیم شما هیچ خانواده ی همجنسگرایی را نمی توانید پیدا کنید که به غیر از یک تاپ با یک بات عضو دیگری داشته باشد. همه ی این نوع خانواده ها به همین شکلند.
چرا؟
چون که یکی زن و یکی مرد احمقانه است.

همجنسگرایی بیشتر از آن که یک میل جـنـسـی باشد سیاسی است و ویران گر. حیف نیست همچین پتانسیل بسیار ارزنده ای را به چیزی ثابت و بازتولیدگر فروبکاهیم؟
باز هم می گویم که من مشکلی با ازدواج ندارم. قانون باید نشان بدهد که با چنین ازدواجی موافق است چون برخی هستند که مایل به این کار هستند ولی از زاویه ای دیگر حالم از هر چه ازدواج است به هم می خورد. نمی توانم ببینم انسان ها به درجه ای می رسند که از هم برده می سازند.

ازدواج صرفا یک گرایش شخصی است و هیچ انگیزه ی سیاسی ندارد و اگر هم داشته باشد آن قدر بی جون و بی مزه است که هیچ نفعی برای ما به همراه ندارد.
چرا دارد : ازدواج همجنسگرایان به اربابان دگرجنسگرا می گوید قربان ببینید ما رو چه رام شدیم ببینید که داریم از شما تقلید می کنیم. می بینید سرمان توی لاک خودمان است و داریم بچه بزرگ می کنیم
ازدواج همجنسگرایانه در سطح سیاسی و کلان و غیرشخصی هیچ ارزشی ندارد.

هنوز دیدگاهی بیان نشده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 60 مشترک دیگر بپیوندید