گذر
2009/04/25
میون اون میدون نکبتی،
بین شیارهای آسفالت،
لاله ای تک و تنها، اما زیبا قد کشیده بود.
زیبایش توصیف نشدنیه،
هیچ وقت نتونستم زیبایی یه لاله رو توصیف کنم، این که دیگه جای خودش رو داره.
انگار اونجا رو انتخاب کرده بود تا یادم بندازه سخت ترین و خشن ترین محیط ها و افکار! هم جایی برای رسوخ دارند،
به بچه ها نشونش دادم،
گفتم بی خیال نظم و خشم!
پاشید بریم پیشش،
اومدن، دمشون گرم!
رسیدیم کنارش، همه از تنهاییش دلخور بودن اما هیچ کس نتونست تقدیر و تمجیدش نکنه،
میون همه، دست به سینه گذاشتم و جلوش تعظیم کردم
جز این راهی برای تقدیری درخور نمی شناختم!
هنوز دیدگاهی بیان نشده




