همین که هست: مشکل فورد با گی ها و فیلم کوهستان بروک بک
درد هه ی نود فیلم کوهستان بروک بک روی پرده های آمریکا رفت. داستان دو گاوچران -هیت لجر و جیک گیلنهال- که در سال 1963 ضمن هم کاری عاشق هم و وارد زندگی مخفیانه ی سکسی می شوند و قصه با قتل یکی از این دو نفر به پایان می رسد. با دیدن این فیلم یاد عشق های تراژیک اجبارا نفی شده، بی عدالتی، جنایت، حماقت واقعی و قضاوت گروهی بر گروهی دیگر می افتیم.
آن ها که تنور انتخابات سال 2004 آمریکا را با وجهه ی سیاسی همجنسگرایی داغ کردند انگار گی بودن را فقط در سکس می بینند. اما نیس دلمار و جک تویست فیلم کوهستان بروک بک گی بودن را یک نفرین، محکومیت و زندگی انفرادی و ملاقات های گاه به گاه می بینند.
قدرت این فیلم در همین است که دو دهه عشق و احساس گناه و تنهایی را به نمایش می گذارد. انیس و جک رابطه ی جنسی را می خواهند اما مهم تر از آن رابطه را می خواهند. دوست دارند دیدارهای شان هر روزه و آزاد باشد. جک رویای ان را در سر می پروراند ولی انیس که می داند چه عاقبتی –کشته شدن- در انتظارشان خواهد بود این کار را نمی کند. به جای رویای ناممکن، خرد ستایش برانگیز او می گوید : "اگر نتوانی به دیگران بقبولانی لازم است بهای آن را بپردازی".
اما جالب آن که کمپانی فورد با نمایش این فیلم تبلیغاتش جگوارها و لندرورهایش را از مجلات گی بیرون کشید و گفت دیگر هیچ نهاد همجنسگرایی را حمایت نخواهد کرد. در مقابل انجمن خانواده ی آمریکا –آفا- تحریم شش ماهه ی فورد را لغو نمود.
فورد جز به روابط عمومی و تجارتش به چیزی فکر نمی کند. طبعا تحریم آفا باعث تحمیل ضرر های مالی به فورد شده بود ولی بعد از آن حامیان آفا بار دیگر ماشین های فورد را خریدند. اما در عوض تسلیم شدن فورد به قوانین کوفتی مسیحیت ده ها هزار گی و لزبین و حامیان حقوق بشر را از خرید جگوار و لندرور و لینکلن باز می دارد. این یعنی تف سر بالا.
تنتیجه آن که نهایتا همین پنج شنبه مسوولان فورد با رهبران نوزده نهاد همجنسگرایی دیدار می کنند.
حالا فورد چگونه می خواهد نظر رهبران هم جنسگرای را جلب کند بی این که اخمی بر ابروان مسیحیان محافظه کار آفا بنشاند؟




