آبی آسمانی: دو راهی تحریم یا شرکت در انتخابات
لینک به منبع
پیوند مطلب در بالاترین
این روزها نگاه ها در کشور به دهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری معطوف شده است. از هفته ها پیش بحث هایی میان طرفداران تحریم و شرکت در انتخابات در گرفته است. به نظر من برای این که دید درستی نسبت به موضوع داشته باشیم لازم است هزینه های شرکت در انتخابات یا تحریم آن را در مقایسه با دستاوردهای آن و همچنین استدلال های طرفداران شرکت در انتخابات و طرفداران تحریم انتخابات را در برابر یکدیگر بررسی کنیم.
از نظر منتقدان انتخابات در جمهوری اسلامی با معیارهای یک انتخابات آزاد انطباق چندانی ندارد. وجود نهادهایی مانند شورای نگهبان قانون اساسی که همواره به جز اولین دوره ی انتخابات نامزدهای جریان های فکری مختلف که در خط فکری جریان حاکم نبوده اند از رقابت های انتخاباتی حذف می کردند، از جمله ی این انتقادات است. در مرحله ی اجرای انتخابات و شمارش آرا هم شفافیت لازم وجود نداشته و مخصوصا در سال های اخیر اعتراضات جدی و صریح نسبت به این امر صورت گرفته است.
از نظر طرفداران تحریم انتخابات رای دادن در هر انتخاباتی در این رژیم همان طور که رهبر انقلاب و دستگاه تبلیغاتی آن اعلام می کنند در واقع تایید مشروعیت نظام حاکم و انتخابات غیر رقابتی و غیر آزاد در جریان است. این استدلال خصوصا زمانی قوت گرفت که با فوت آقای خمینی و انتقال قدرت به رهبری فعلی ِنظام به نوعی بحران مشروعیت برای رهبر جدید به وجود آمد. آقای خامنه ای بر خلاف آقای خمینی دارای مرجعیت دینی نبودند و حتی موضوع اجتهاد ایشان هم از سوی بسیاری روحانیون آن زمان مورد تردید قرار گرفت. پس از این سال ها سعی شد این خلا مشروعیت با تاکید بر انتخابات و حضور گسترده ی مردم برطرف گردد. این گروه معتقدند که تحریم گسترده ی انتخابات موجب بحران مشروعیتی در نظام خواهد شد که در نهایت به فروپاشی آن خواهد انجامید. همچنین این تحریم، موضع جمهوری اسلامی را در مواجهه با جامعه ی جهانی تضعیف کرده و فشارهای فزاینده ی بین المللی و حتی بایکوت سیاسی به سقوط نظام کمک خواهد کرد.
در برابر این استدلال طرفداران شرکت در انتخابات می گویند که تحریم انتخابات در دوره های پیشین اثر چندانی در کاهش مشروعیت ظاهری نظام نگذاشته است و افرادی که در انتخابات تخریم شده برگزیده شده اند حتی اختیارات و اثرگذاری بیشتری نسبت به پیشینیان خود داشته اند. از جمله تحریم انتخابات ریاست جمهوری دوره ی نهم که موجب روی کار آمدن محمود احمدی نژاد شد که به دلیل همسویی بیشتر با رهبری جمهوری اسلامی از اختیارات بی سابقه ای در اداره ی کشور برخوردار گردید تا آن جا که حتی با گرفتن حکم حکومتی از او مجلس شورا و منتخبین مردم را در قضیه ی واردات بنزین و دیگر کالاهای مصرفی دور زد. حتی با حمایت های رهبری از اجرای بسیاری قوانین سر باز زد و عملا برنامه ی چهارم توسعه را اجرا نکرد.
در عرصه ی بین المللی هم آمریکا برای اولین به طور رسمی بار باب گفتگو با ایران را ابتدا بر سر مسئله ی عراق و بعد به تدریج در دیگر عرصه ها از جمله پرونده ی هسته ای باز کرد بنابراین آن بایکوت سیاسی که مورد انتظار تحریم کنندگان بوده است حاصل نشد.
از طرف دیگر تحریم کنندگان انتخابات بیان می کنند که فرق چندانی بین کاندیدای ریاست جمهوری از لحاظ سیاست های کلی و خط قرمزها وجود ندارد و همه ی آن ها در چارچوب خط فکری نظام بوده و از فیلتر نظارت استصوابی شورای نگهبان عبور کرده اند که افرادی که به اصطلاح غیر خودی باشند موفق به عبور از آن نمی شوند. چون سیاست های کلی نظام چه در عرصه ی سیاست خارجی و چه سیاست داخلی توسط رهبر تعیین می شود رئیس جمهور قدرت مانوری نداشته و در حقیقت کارگزاری برای اجرای فرامین رهبر است در نتیجه نمی تواند تغییر چندانی در وضع اداره ی کشور به وجود آورد.
در برابر این گفته ها آن هایی که معتقد به شرکت در انتخابات هستند می گویند تجربه ی این چهارساله نشان داده است که تغییر دولت می تواند تاثیرات بسزایی در زندگی روزمره ی مردم داشته باشد. با انتخاب محمود احمدی نژاد و سیاست های غلط دولت وی در عرصه ی اقتصاد ضمن از بین رفتن منابع سرشار ارزی که از افزایش بی سابقه ی قیمت نفت در سال های اخیر حاصل شد، تورم هم به طرز بی سابقه ای بالا رفت و فشار فزاینده ای بر اقشار ضعیف و متوسط جامعه وارد آمد.
کاهش آزادی های اجتماعی و افزایش خفقان سیاسی و حاکم شدن جو امنیتی در جامعه از دیگر اثرات دوره ی ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد بود. پس بر خلاف آن چه تحریم کنندگان انتخابات می گویند رئیس جمهور می تواند وضع ادراه ی کشور را تغییر داده و مثلا مانند محمود احمدی نژاد کشور را به تعبیری به لبه ی پرتگاه بکشاند.
گروه هایی مانند دفتر تحکیم وحدت و سازمان ادوار تحکیم که در گذشته از جمله ی تحریم کنندگان انتخابات بودند، در این دوره اعلام کرده اند که در انتخابات شرکت می کنند و یک عامل اساسی تصمیم خود را امید به انجام اصلاحات از بالا با تغییر دولت و فضای سیاسی کشور اعلام کرده اند.
در برابر، منتقدان می گویند وقتی که حکومت توانسته است قسمتی از اپوزیسیون را برای شرکت در همین انتخابات غیر آزاد و غیر رقابتی متقاعد کرده و با این کار بر مشروعیت انتخابات خود بیفزاید دیگر چه دلیلی دارد که تن به اصلاحات دموکراتیک داده و مثلا بخواهد که انتخابات دوره های بعدی را در فضایی آزادتر از انتخابات فعلی برگزار نماید.
شاید مهم ترین استدلال شرکت کنندگان در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری جلوگیری از به قدرت رسیدن دوباره ی محمود احمدی نژاد برای یک دوره ی چهارساله ی دیگر است. عمق خرابکاری های احمدی نژاد در چهارسال نخست ریاست جمهوریش در تمام بیست و شش هفت سال پیش از آن بی سابقه بوده است. افزایش تورم، فقر، بیکاری و رواج تحجر و خرافه پرستی تنها گوشه هایی از این فاجعه را نشان می دهد. رفتارها و اظهارات تحریک آمیز احمدی نژاد درباره ی غرب و اسرائیل و پافشاری او بر غنی سازی اورانیوم ایران را در آستانه ی حمله ی نظامی قرار داده و موجب وضع تحریم های بین المللی بسیاری بر علیه ایران چه از طریق شورای امنیت و چه از طریق اتحادیه ی اروپا و آمریکا گردیده است. همچنین احمدی نژاد با دروغ گویی های گسترده و ارائه ی آمار جعلی و غیر واقعی که حتی با آمارهای رسمی نهادهای دولتی از قبیل بانک مرکزی مغایر هستند سعی دارد دولت خود را موفق و کارآمد جلوه دهد و از طریق توزیع بخشی از درآمدهای نفتی به صورت اعانه های دولتی به اقشار محروم و کم درآمد برای خود رای بخرد. ادامه ی وضع موجود برای چهار سال دیگر باعث سقوط ایران به پرتگاه و ایجاد بحران های اجتماعی گسترده و فروپاشی اجتماعی خواهد شد. در صورت حمله ی نظامی اسرائیل به ایران که هنوز هم احتمال آن می رود جبران خسارت های ناشی از آن بسیار دشوار خواهد بود. پس بنابراین باید با شرکت در انتخابات و رای دادن به کاندیدایی غیر از احمدی نژاد کشور را از وضعیت کنونی خارج سازیم.
در برابر این رویکرد و استدلال، تحریم کنندگان انتخابات می گویند که بسیاری مسائل که موجب به وجود آمدن بحران و وضع کنونی شده است در واقع خارج از حیطه ی اختیارات رئیس جمهور بوده و مشخصا به دستور رهبری انجام شده است. نقاط مورد اختلاف حکومت اسلامی با غرب از جمله تداوم غنی سازی اورانیوم، حمایت مالی و تسلیحاتی و آموزشی از گروه های شبه نظامی در عراق، افغانستان، لبنان و فلسطین و همچنین رویکرد جمهوری اسلامی در قبال صلح خاورمیانه و عادی سازی روابط با آمریکا همگی توسط شخص رهبر سیاست گذاری می شوند و رئیس جمهور نقشی در آن ندارد. چرا که حتی شروع از سرگیری فعالیت های هسته ای با فک پلمپ از تاسیسات فرآوری اورانیوم اصفهان از زمان سید محمد خاتمی انجام گرفت و در تمام دوران خاتمی و هاشمی حمایت ایران از گروه های شبه نظامی تداوم یافت. در ضمن هیچ کدام از رقبای احمدی نژاد در انتخابات اشاره ای به دگرگونی سیاست تداوم غنی سازی اورانیوم که در حقیقت منشا بحران های بین الملی و تحریم های اقتصادی ایران است نکرده اند چون که اصولا توانایی آن را ندارند. بسیاری مشکلات اقتصادی کشور هم از همین تحریم ها و در نتیجه عدم جذب سرمایه های خارجی در بخش های مختلف مخصوصا بخش انرژی ناشی می شود. پس تا مساله ی ایران با غرب بر سر مسئله ی هسته ای حل نشود گشایشی هم در وضع اقتصاد کشور پدید نمی آید.
از طرف دیگر تحریم کنندگان انتخابات معتقدند با تغییر دولت فشارها بر فعالین سیاسی و شدت سرکوب ها کاهش نخواهد یافت. گرچه دولت در چهار سال اخیر نقش مهمی را در این سرکوب ها و ایجاد فضای خفقان ایفا کرده است ولی در غیاب دولتی سرکوب گر نهادهای دیگر مانند اطلاعات موازی ( اطلاعات سپاه و حفاظت اطلاعات قوه ی قضائیه) و دستگاه قضایی می توانند این نقش را بر عهده گیرند. به طور مثال در زمان محمد خاتمی مطبوعات با حکم دادستانی تعطیل می شدند و حالا این امر با حکم هیئت نظارت بر مطبوعات که زیر مجموعه ی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است، انجام می پذیرد، در نتیجه در اصل قضیه تفاوتی پدید نیامده است.
از طرف دیگر قرار دادن احمدی نژاد در برابر کاندیدای دیگر از طرف حکومت مصداق گرفتن به مرگ و راضی کردن به تب است و حکومت در هر دوره ای از انتخابات بهانه ای برای کشاندن مردم به پای صندوق های رای ایجاد خواهد کرد. اهداف سلبی برای شرکت در انتخابات به جای اهداف ایجابی به سرانجام خوبی منتهی نمی شود و باعث می شود که کاندیدای دیگر سوار بر موج تنفر از آن کاندیدای خاص بدون این که برنامه ی خاصی ارائه کرده باشند یا وعده ی مشخصی بدهند به جذب آرای مردم مشغول می شوند. ضمن این که در فقدان مطبوعات آزاد و نبود حق آزادی بیان مکانیزمی که مردم از طریق آن بتوانند اجرای وعده هایی را که از طریق کاندیداها داده شده است پیگری کنند وجود ندارد بنابراین تضمینی هم برای اجرای وعده های داده شده وجود نخواهد داشت.
در پایان آرزو می کنم صرف نظر که در انتخابات شرکت می کنید یا خیر این کار را بر اساس تعقل و تفکر و فارغ از هیجان و احساسات انجام دهید تا به امید خدا آن چه که بهتر است برای کشورمان اتفاق بیفتد.





پاسخ دهید