برای ایران!
2009/06/28
هنوزم فانوس این دهکده ام
حرمت نفت و طلا تو خونمه
تو رو با تموم حرفا دوس دارم
اسمتون هنوز سر زبونمه
واسه کاشیکاریات دلواپسم
واسه حوضای عمیق نقاشی
واسه آینه کاری طاقای نور
واسه گنجشککای اشی مشی
هنوزم ساقه ی لاله های تو
تازه از اشکای پنهون منه
مشتی از خاکتو بردار و ببین
تو رگاش نفت تو و خون منه
اگه من مثل درختا ایستادم
ریشه هام تو دستای تو محکمه
رگام از تو خون می گیره شب و روز
منو با اسم تو می شناسن همه
مال من باش و نذار ستاره ها
مث فانوسای مرده بد بشن
وقتی سرما می زنه زمستونا
از سر نعش درختا رد بشن
( این ترانه از “استاد عبدالجبار کاکایی” به تازگی با صدای علی اصحابی منتشر شده )
هنوز دیدگاهی بیان نشده




