آرشام پارسی: تمرین اتحاد و یک سویی در ایرانیان
رضا “پسر”: با قسمتی از نظر آرشام عزیز موافق نیستم اما شاید در وقتی دیگر پاسخ دادم
به نظر من از چند هفته پیش در ایران یک سری کلاس های تمرین همسویی و اتحاد به صورت رایگان در خیابان ها برگزار شده است و همه با هم همسو و یک صدا شده اند. یکی از دوستان می گفت در زمان انقلاب ما اینقدر همسو نبودیم و از گروه ها و احزاب مختلف مردم در کنار هم جمع می شدند و این همه یکدلی و یکرنگی که در جامعه ی امروز به چشم می خورد در نوع خود نیز بی نظیر است.
اما هنوز در این میان مسائلی هست که ریشه در تک روی و عدم آشنایی و تمرین با همسو شدن با جریان به دارد و به چشم می خورد.
در روز های اول لوگوی رای من کجاست به رنگ سبز در تمام سایت ها فراگیر شد و همه عکس فیس بوک و توییتر خود را عوض کردند و این شد که توجه خیلی از اجتماعات بین المللی جلب شد و حتی من تعداد زیادی ایمیل داشتم که در پایان می پرسیدند راستی چرا همه ی ایرانی ها یکدفعه سبز شدند؟ این نشانه ای از این بود که این اتحاد در لوگوهای سایت های اینترنتی نتیجه ی غیر قابل باوری در اطلاع رسانی ایفا کرده و همهی مردم در پی کسب اطلاعات هستند. اما بعد از گذشت کمتر از چهل و هشت ساعت آن عدم تمرین و نا آشنایی بروز کرد.
لوگوها تکه پاره شد.
عده ای یک لکه خون بر آن پاشیدند.
عده ای آن را سیاه کردند.
عده ای یک خط سیاه کنار آن گذاشتند.
رضا پسر عزیز هم آن را صورتی کرد.
عده ای نقشه ی ایران آتش گرفته را استفاده کردند.
عده ای ندا شدند و …
همه به جای خود ارزشمند اما جامعه چند دسته شد. درست است که هر کس نظر و خواسته ای دارد و باید به آن احترام گذاشته شود اما ما ایرانی ها باید در یک سری اصول متحد باشیم و هدف از این اتحاد را هم بدانیم. مثلا رنگ سبز را ممکن است خیلی از ما قبول نداشته باشیم و یا با موسوی مشکل داشته باشیم اما امروز به عنوان یک رنگ سمبلیک در آمده است و موسوی به عنوان رهبر جناح مخالف در شبکه های جهانی معرفی می شود پس باید پشت سر او ایستاد.
در چندین مصاحبه ای که به این منظور داشتم از من پرسیده شد که آیا فکر می کنید موسوی بهتر باشد و واقعن حقوق همجنسگرایان را به رسمیت بشناسد؟ و من پاسخ دادم که امروز این مسئله در اولویت ما قرار ندارد چون امروز بحث بر سر دموکراسی و آرای مردم است. اگر از آرای مردم صیانت شود و قدرت از دست یک عده ی محدود خارج شود می توان به رعایت دیگر حقوق نیز امیدوار بود. امروز مردم ما تمرین دموکراسی را به دولت می آموزند.
این اختلافات در فرهنگ ما دیرینه است. بعد از گذشت سی سال از انقلاب اسلامی هنوز دعوا بر سر پرچم وجود دارد. هنوز خیلی ها در تورنتو و خیلی از شهرهای دیگر با آوردن پرچم شیر و خورشید مراسم را به تنش می کشانند. عده ای شیر خورشیدی، عده ای الله و اکبری، عده ای ایران فارسی، عده ای ایران انگلیسی، عده ای بدون آرم، عده ای شیر و خورشید کمرنگ و … عده ای می گویند مرگ بر جمهوری اسلامی، عده ای می گویند موسوی رای من را پس بگیر، عده ای می گویند غلط کردی که رای دادی، عده ای می گویند و باز می گویند و باز می گویند و هیچ کاری هم نمی کنند.
واقعن این کارها چه معنی ای می دهد؟
من معتقدم که امروز پرچم و نشان و هویت ملی و … مهم نیست امروز خواست ملت که ما عضوی از آن هستیم اهمیت دارد. این حرف ها باشد برای بعد. امروز باید بگوییم رای ما کو؟





چرا به چیزی که نداریم یعنی اتحاد تظاهر کنیم؟ به قول خودش «عده ای می گویند مرگ بر جمهوری اسلامی، عده ای می گویند موسوی رای من را پس بگیر، عده ای می گویند غلط کردی که رای دادی»
خب وقتی واقعاً هنوز سر این قضایا بحث نشده و هدف ها یکی نیست دیگه ادای وحدت کلمه به سبک خمینی وار در آوردن واسه چیمونه؟
Ageh yekam khob tavajoh konim va moghiyat va makan va zaman haro dar nazar begirim etefaghan hamahangi dar in harekat ha mostater hastesh ,nabayad goole in harfaro khord ke etehad nadarim.