سوسول: فراخوان اولين جشنواره صدسالانه آسيب شناسي وبلاگي، راهكارهاي تنش زدايي و بهره وري به همراه كارگاه آموزشي "بهينه سازي كمي و كيفي نمايه هاي كانتنت دسكريپ

لینک به منبع

فراخوان اولين جشنواره صدسالانه آسيب شناسي وبلاگي، راهكارهاي تنش زدايي و بهره وري به همراه كارگاه آموزشي "بهينه سازي كمي و كيفي نمايه هاي كانتنت دسكريپتور به انضمام توصيه هاي آشكارسازي و در امان ماندن از اعدام" يا چگونه به طرفة العيني انتشارات آنلاين خود را در كنج جنگل اينترنتي ايران تاسيس كنيد و كسي(=اشاره به مشخصات خاص، موهن بود خودسانسوري كردم) هوس نكنه شما را از اشجار نارگيل ساحل دريايي كه جزيره جنگلي شما را محصور كرده، تا شما از جنگل فرار نكنيد، در ملأ خاكزيان، ماكيان و آبزيان براي زهرچشم گرفتن از معدود آدميان دار بزنه

قبل از هر چيز تصور كن…

سوسول با اسلحه اي روي شقيقه ات: آدرس وبلاگتو بده بلينكونمت!

رقيف جون جوني سوسول: هان؟! چي؟ درست شنيدم؟ حالا وبلاگ از كجا بيارم؟! عجب گيري افتاديما!

احتمالا حالا اين منم كه غرق در افكار خودگنده بينانه ام بايد بشم شايد به اين دليل كه تصور مي كنم عجب آدم گوليه!

اما آيا اين درسته كه يه وبلاگ صرف نظر از محتواش بتونه چنين موقعيتي به نويسنده اش بده كه خودشو مثل يه پنكه سقفي ببينه كه بين ابرها سير مي كنه!؟

خيلي از ماها هنوز! وبلاگ نداريم شايد چون فكر مي كنيم مطلب خاص (حتي در نظر بعضي ها مطلب خيلي خاص) نداريم و البته دلايل ديگه اي وجود دارند كه به بعضي هاشون مي پردازيم و هر كدوم رو من از قلم انداختم رو خودتون موشكافي كنيد!

انتظار اینكه در وبلاگ مطلب واقعا جدی نوشته بشه (بجز در موارد نادر و در حد چند پست) انتظار نابجایی هست چون وبلاگها در سطح پایین تری از مجلات رسمی قرار می گیرند و ابزاری همگانی با محتوای ساده و عامیانه باید باشند كه بتونند به سادگی به كار گرفته بشن و به سادگی نوشته بشن، با كمترین واسطه دردسترس قرار بگیرند و به راحتی خوانده و درك بشن نكته ویژه ای كه در این بین باید بهش توجه بشه اینه كه متاسفانه خیلی از ماها (از جمله خود من در مواردی) در وبلاگهامون اونقدر نگارش دشوار و پیچیده ای در پیش میگیریم كه خیلی از تازه واردهایی كه علاقه مند به داشتن یك وبلاگ شخصی هستند دچار نگرانی ناشی از پایین آمدن اعتماد به نفس شون می شن و از تجربه نوشتن در وبلاگی متعلق به خودشون محروم می مونن حتی گاهی دوستان نزدیك مون از سر خیرخواهی ما بهمون ابراز می كنن كه مطالب وبلاگت پیش پاافتاده هستند و سعی كن بهتر بنویسی و این جور حرفا. این نظرات محترم هستند و بی شك در اكثر موارد دلسوزانه. اما پتانسیل مخرب نهفته در پس همین واژه ها بیشتر از تاثیر مثبت آنهاست مگر اینكه واقعا این گفته های منتقدانه حداقل از اصول درك و احترام متقابل برخوردار و بر پایه منطق و هدفی برای ایجاد پیشرفت باشند.

آيا شما ابراز مي كنيد كه وقت كافي براي نوشتن وبلاگ نداريد؟

در جواب شما بايد بگم كه كي گفته نوشتن وبلاگ وقت مي بره اصلا چرا بايد وقت بگيره؟ اگر شما بخوايد يه صفحه را باز كنيد و توش يه متن يك صفحه اي از هر چيز پيشبيني نشده اي كه همون لحظه به ذهن تون خطور مي كنه بنويسيد و بعد از اتصال به اينترنت توي وبلاگتون بذاريد چه وقت خاصي ميگيره؟ با خودتون صادق باشيد شما بيشتر از اين زمانها رو پاي تلويزيون و يا در هنگام گفتگو با دوستانتون اختصاص مي ديد چرا موقع نوشتن همون حرفايي كه با همكار يا همكلاسي تون يا حين يه چت ساده رد و بدل ميشن دچار ترديد يا كاهش اعتماد به نفس مي شيد؟
كي گفته كه وبلاگ نويس بايد بالفطره شاعر، نويسنده يا خبرنگار باشه هيچ جاي متن "شرايط سرويس دهي" سيستم هاي عمومي وبلاگ محدوديت اينچنيني براي شما قائل نشدن. آيا صرفا به اين دليل كه فقط يه بخشي از طبقه نخبگان و فرهيختگان هستند كه وبلاگهاي سرشار از پست هاي با محتواي تاثيرگذار دارند ديگران بايد خودشونو محروم كنند از نوشتن حتي يك صفحه متن.

اگر واقعا فكر می كنید اینها دلایل كافی برای نوشتن شما نیستند بازهم امتحان اون مجانیه كافیه یه وبلاگ در سرویسهای Blogger یا WordPress ایجاد كنید این كار به همون سادگی ساختن یك آی دی و ایمیل Yahoo یا GMail هست. اما مرحله استرس زا محتوای وبلاگ شماست كه اینجا كمی صحبت خودمونی در موردش بی نتیجه نیست آیا شما از اینكه مطالب تون مورد انتقاد، تمسخر، بی اعتنایی یا تنفر واقع بشه یا هر پیامد ناخوشایندی در پی داشته باشه هراسان هستید؟ یا اینكه پرستیژ شما در نزد دوستاتون با نوشتن احساسات یا نظراتتون در وبلاگ تحت تاثیر سوء واقع می شه؟ شاید بهترین چاره برای این پرسشهای اخیر استفاده از یك هویت ناشناس باشه و اینكه نام و مطالب وبلاگ به شكلی باشند كه با هویت واقعی شما همخوانی نداشته باشند بعد از حل شدن این مشكل دیگه چه اهمیتی داره كه شما در وبلاگتون چه مطالبی بنویسید و چه كسانی از شما تعریف كنند یا انتقاد كنند یا حتی دشنام دهند؟ شما می تونید از نكات مفید بهره بگیرید و از رفتار ناشایست دیگران صرف نظر كنید مشابه تجربه ای كه در چت رومها داریم و با هر كسی ممكنه سر صحبت را باز می كنیم و هر مشاجره ای بین مون ممكنه اتفاق بیافته سعی كنید در مورد وبلاگ تون هم چنین روحیه ای داشته باشید و همونطور كه برای دوستانتون در متنهای چت یا ایمیل صمیمانه و مهربان می نویسید در نوشتن وبلاگتون هم برای مخاطب تون راحت بنویسید و بعد از بستن پنجره وبلاگ، همانند وقتی كه صفحه چت روم را می بندید حداقل همه موارد ناخوشایند را فراموش كنید.

شايد شما دوست نداريد در شرايطي كه خودتون دچار احساس گناه از همجنسخواه بودنتون هستيد با نوشتن خاطرات و مطالب مؤيد اين گونه گرايشات يا درج تصاوير نيمه برهنه يا برهنه باعث شدت گرفتن اين احساسات ناخوشايند توأم با لذت در خودتون يا ديگران بشيد. ولي آيا شما صرفا به اين دليل كه همجنسخواه، دوجنسخواه يا دگرجنسگونه هستيد گناهي مرتكب مي شويد؟ وبلاگهاي متعددي هستند از بسياري افراد مشابه شما كه بعضي نوع گرايشات جنسي شونو هم صريحا اعلام كردن ولي هيچ مطلب بي پروايي در اونها يافت نمي شه در وبلاگهاي ترنسسكشوالها اين حالت بيشتر مشهوده.

انیشتین جمله جالبي گفته كه بي ربط به اين مطلب نيست: «از برایِ رَختِ کهنه‌ات شرمگین مباش، از برایِ اندیشه‌های کهنه‌ات شرم‌ناک باش.»آيا جز اينه كه بسياري از محدوديتهاي تنيده شده به هنجارهاي ما حاصل همين كليشه اي نگاه كردنه اينكه براي هر رويدادي يه جواب آماده نگه داشته باشيم و مثل يه روال فاقد پارامتر در زبانهاي برنامه نويسي در همه شرايط فقط يك واكنش بروز بديم اينكه تعداد مصاديق اين نوع نگاه ناقص چقدر زياده بر همگان واضحه ولي اون چيزي كه به بحث ما بيشتر مربوط مي شه اينه كه تصورات اشتباهي باعث شده وبلاگنويسها رو افراد بخصوصي تصور كنيم كه تا اون شرايط مختص اونها براي ماها فراهم نشده حق ورود به حريم اونها را نداريم حال اينكه اصلا چنين حريمي تعريف نشده. يا اينكه تصور مي كنيم نوشتن نظرات غيركارشناسي مون در عين حال كه مفيد نمي تونه باشه مضر هم هست در صورتي كه اصولا اگر بيشتر در اين مساله عميق بشيم مي بينيم زياني هم تعريف نشده هزينه نگهداري آنلاين وبلاگها به عهده شركتهاي اينترنتيه و خوانندگاني كه مطالب شما را مفيد ندونن هم اجباري به ادامه مطالعه وبلاگتون ندارن.

اما اين نوشتن ها چه فوايدي براي خود شما مي تونه به دنبال بياره مطمئنا به شما كمك مي كنه سبك نوشتارتونو بهبود ببخشيد، غلط هاي املايي تون به تدريج كاهش پيدا مي كنه، دايره كاربرد واژه هاتون افزايش پيدا مي كنه و بهتر شدن نوشته هاتون يه پيشرفت محسوب مي شه و اين به معني يه حس بهتره. چه ايرادي داره كه شما خاطرات و تجربيات هر روزه تونو بنويسيد اينطوري يادآوري اونها آسونتره البته اگر خاطرات و تجربيات شيرين را بنويسيد بهتره چون يادآوري شون خدايي ناكرده منجر به خودكشي شما نمي شه! نتيجه همه اينها بهترشناخته شدن شما در بين هم احساسانتون و جذب مخاطبان داري سلايق و ويژگيهاي مشابه با شما خواهد بود در اين بين اگر حتي فقط يك دوست خوب به دوستان سابق تون افزوده بشه ارزش همه وقت و انرژي صرف شده را خواهد داشت.

گذشته از همه مزاياي فوق الذكر شما معمولا ترجيح مي ديد كه مطالب مفيد مرتبط يا غيرمرتبط با وبلاگ تونو از جاهاي ديگه نقل قول كنيد اين يه مشوق براي خوندن مطالب مفيد بيشتر در زمينه هاي دلخواه شما هست به هر حال در يك روال عادي بعد از چند ماه ده ها پست در وبلاگتون خواهد بود كه بعد از اين مدت مطمئنا متوجه بهبود شيوه نوشتاري و افزايش معلوماتتون خواهيد شد.

در پايان اينجانب هيچ مسئوليت دنيوي و اخروي در قبال اروتيك يا پورنوگرافيك بودن وبلاگ شما نمي پذيرم چه برسه به سياسي بودنش. ولي اگر پولي چيزي توش باشه منم ذي حق بدونيد! در ضمن به دليل كمبود بودجه بسياري از مباحث حياتي سرهم بندي و بعضا حذف شدند كه نسل بعدي اعلام كرده اند نسل بعد از نسل بعد از اونها تنها در صورتي حاضر مي شن صد سال ديگه دومين دوره آموزشي ساير مباحث مطرح نشده را برگذار كنن كه بقاياي فسيل حداقل يك وبلاگر كه در حال تايپ كردن زير آوار مونده توسط باستان شناسان كشف بشه. اينم از راز جاودانگي!

~ با 5pesar در 2009/07/05.

پاسخ دهید