برای روز پدر « دفتر بی مخاطب »
مانند هر سال روز پدر فرا رسیده و فرزندان و همسران در تدارک برگزاری یک جشن کوچک خانوادگی برای پدران هستند، اما آیا امسال روز پدر برای همه یکسان است؟
برای آنانی که اکنون هفته هاست در سلول های انفرادی اند و دست شان از دنیای اطراف کوتاه و در آرزوی دیدن فرزندانشان؛
برای آنان فرزندانی که روزهاست در حسرت دیدار پدر چشم به در دوخته اند تا شاید بعد از هفته ها به خانه باز گردد؛
برای آن کودکان خردسالی که هر روز بهانه نبود پدر را می گیرد؛
برای آن پدرانی که هفته هاست در آرزوی دیدن روی فرزند دربندشان هر روز راهی اینطرف و آن طرف می شوند تا خبری از دلبندشان بگیرند؛
و برای آن همسرانی که روزهاست دل نگران مرد خانه شان هستند که چه اتفاقی ممکن است برای پدر فرزندانشان در سلول های تاریک اوین بیافتد؛
برای فرزندان سعید حجاریان که هر روز دل نگران حال پدر چشم انتظار هستند تا شاید خبری برسد، برای فرزندان میردامادی، امین زاده، رمضان زاده، تاج زاده، صفایی فراهانی، تاجرنیا، شیرکوند، طباطبایی، خدایاری، سلیمانی، رمضان پور، نبوی، عطریانفر، جواد امام، نوروزی، آقایی، خانجانی، ابطحی، سلطانی، زیدآبادی، مومنی، لیلاز، کامبیز نوروزی و بسیاری پدران دیگر که این روزها بی نام و بی گناه در بندند و تنها جرمشان آزادی خواهی و دمکراسی بوده است.
برای پدران و همسرانی که چشم هایشان به درها دوخته شده تا دلبندشان بازگردد، برای عباس کوشا، سعید نورمحمدی، حمزه غالبی، رضا همایی، زویا حسنی، سعیده کردی نژاد، امیر حسین رحیمی، مرتضی اوسطی، امیر حسین مهدوی، محمدرضا جلایی پور، سمیه توحیدلو، محمد قوچانی، عماد بهاور، عبدالرضا تاجیک، مهسا امرآبادی، ژیلا بنی یعقوب، بهمن احمدی و …. که به جرم تلاش برای رساندن ایران به فردای بهتر امروز از عمر عزیزشان هزینه می دهند.
هیچکدام از این یاران در بند فکر نمی کردند که شاید روز پدر امسال را بایستی با خاطرات فرزندان و همسران و پدرانشان بگذرانند و تنها فکر و ذکر و یادشان در این بود که ایرانی بسازند لایق ایرانی و همگی حتی به مخیله خود راه نمی دادند که تا روز 22 خرداد برای این کشور تلاش کنند و در روز پس از آن به اتهاماتی واهی و خیالپرداز گونه در محبس باشند.
همیشه برای همه دربندانی که جرمشان آزاد اندیشی است دعا کنیم: اللهُمَ فكِّ كُلِ أَسير
الهی آمین





منم واسشون دعا می کنم …
تقریبن نصفه روز داشتم میون کل پست هایی که نخونده بودم از آخرین بار تا حالا می چرخیدم … چه قدر همشون جالب بودن و البته Wallpaper های خیلی جالبی هم بود !!
راستی من یه چیزیو نفهمیدم … فیس بوک خودت هست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
روی این آدرس:
http://www.facebook.com/pesarha
منم هستم
بنده پیشنهاد عنوان دیگری برای این مطلب دارم: خیاط در کوزه افتاد!
آقای سعید حجاریان از پایه گذذاران وزارت اطلاعات و از مسئولین شکنجه و اعدام هزاران نفر می باشد… که هیچ اعتقادی به آزادی افکار غیر اسلامی ندارند وبعید نیست اگر قدرت دست اینها باشد بدتر از احمدی نژاد با مردم تا کنند. اگر فکر می کنید این ها برای گذشته است و باور ندارید بگذارید از آقای رمضانراده مثال بزنم: ایشان در سال 79 در زمان دولت خاتمی زمانی که استاندار کردستان بودند به بک تظاهرات مسالمت آمیز در سنندج که در اعتراض به دستگیری اوجلان در ترکیه بود( موضوعش هم ضد حکومتی نبود!) دستور تیراندازی دادند که بنا به آمار خود استانداری 13 نفر کشته شدند…
دوستان عزیز اینها واقعا جنایکارن و هیچ ریطی به آزادی و عدالت که مطالبات اساسی مردم ایران است ندارند… دوستان عزیز می دونید خامنه در اوایل انقلاب و دهه 60 به چی معروف بود: به آخوند روشنفکری که پیپ می کشد به جلسات شعر خوانی اخوان ثالث می رود و آدم با مطالعه و روشنی است! و حالی می بینید چه دیکتاتوری از آب در امده…
دوستان نگذارید موسوی و کروبی یک بار دیگر مثل انقلاب 57 حاصل مبارزاتمان، حاصل خون نداها و هزاران ندای دیگر که توسط این حکومت کشته شده اند را غصب کنند…
ما باید برای آزادی، عدالت ، حقوق بشر، یک جمهوری دموکراتیک با عقاید روشن و مدرن مبارزه کنیم که در آن به جای این که آیت الله صانعی و امثال این افراد سرشار از جهل و خرافه و عقب ماندگی به ما قالب کنند با سیاستمدارانی در شان فرهنگ و تمدن خودمان رو به رو باشیم…
جنگی که بین قطب هاشمی- موسوی از طرفی و قطب خامنه ای-احمدی نژاد از طرف دیگر برقرار است… یک سرش به رقابت قطب های آمریکا- انگلیس و چین-روسیه در خاورمیانه مربوط است… متاسفانه سیاست امروز ایران به طرز عجیبی به دوران اوایل مشروطه شبیه شده است… عزیزان لطفا تاریخ گذشته این کشور را مطالعه کنید… راه دیگری باید رفت و آن ساختن آلترناتیوی مردمی، آزادی خواهانه و عدالت طلبانه است..
در پایان به یاد همه فرزندانی که این حکومت سراسر ظام و جور یتیم کرد.. به باد جانباختگان اعدام های دست جمعی سال 67، به یاد تمام کسانی که در بند 209 اوین به زیر شکنجه رفتن، به یاد کشته شدگان کوی و به یاد…. به یاد جانباختگان راه آزادی و عدالت
بهروز جان نمی تونم با قسمت اول پیامت موافق باشم، چون هیچ خبر موثقی در این مورد تا حالا نخوندم و ندیدم
اما با قسمت بعدی نظرت موافقم، اتفاقا دوستی به ما خرده گرفته بود که چرا “رای من کجاست” شما صورتی رنگه، که شاید جوابش همینجا باشه، واقعا همراه شدن دوباره با متفکرین اسلامی ( خواه متحجیرنشون، خواه روشنبین و روشنفکرشون ) برای من یکی که منطقی نیست و تکرار مضحک تاریخه
و البته نمی شه به راحتی از زندانی عقیدتی هم گذشت و گفت حقشونه، هرچی هم که بگیم دعوای خودی ها! است باز در این دعوا عده ای دارن ظلم می کنند و عده مظلوم واقع شدند ( آن هم به دلیل عقاید یا بیان متفاوتشون ) که بر این هم نمی شه چشم بست
دوست عزیز شاید مطلبم رو درست بیان نکرده باشم. من از مخالفین حکم اعدام هستم و اصلا خوشحال نیستم که هیچ کس در زندان باشه و این پدیده نلخ را تجربه کنه…
اما متنی که نوشته شده بود، منو خیلی احساساتی کرد، منو یاد بسیاری کسانی انداخت که ترجیح می دم این جا اسمی از اونها نبرم و فقط در انتهای نظرم به بخشی از اونها اشاره کردم. شاید بهتر باشد جان کلامم را در 2 نکته خلاصه بگویم:
1- آرزو می کنم همه ی افراد در زندان آزاد گردند حال با هر عقیده و با هر گذشته ای… من اصولا به فلسفه مجازات باوری ندارم(که بحث مفصلی)…
2- باید نسبت بهاین که خمینی دیگری برای مردم ایران بی بی سی ها و رادیو فردا ها بسازند هشیار باشیم. نمی دانم اطلاع دارید یا نه، اما اولین کسی که گفت خمینی رهبر انقلاب ایران است در سال 57 همین آقای بهنود در رادیو بی بی سی بود. امثال آقای صبا هم که منظما به ایران رفت و آمد دارند…
نمی خواهم تئوری توطئه بدهم. اما باید هوشیار باشیم. ما آزادی می خواهیم در تمام جوانب زندگی و عدالت و نباید اجازه بدهیم یک استبداد دیگر را به نام آزادی به ما قالب کنند، باید با توهمات دوستان و آشنایانمان مبارزه کنیم.
به نظر من نامزد ندا در مصاحبه ای که با بی بی سی انجام داد خیلی هوشیارانه گقت ” ندا طرفدار هیچ نامزدی نبود، ندا طرفدار آزادی بود”… من بحثم این است: به ندا وفادار بمانیم
بهروز جان ما برای “پسر” یک سری کلمات رو به عنوان خطرناک معرفی کردیم که 0 و 1 هم جز اونها هستن تا اگر کسی خواست شماره تلفنی قرار بده نظر نیاز به تایید داشته باشه ( برای اینکه کسی نخواد دیگری رو از این طریق به خطر بندازه و … ) خلاصه اینکه یک سری کامنت ها خودکار به تایید نیاز پیدا می کنند که همین باعث شده بود نظر شما برای تایید در لیست انتظار باقی بمونه
کی گفته اصلاً اون روز روز پدر بوده؟ بنده قبول ندارم!!
EraZer Head جان، دیگه این رو می شه قسمت نوبر! قضیه دونست
رضای عزیز، چرا نظر دوم من را تایید نمی کنید؟ کامنت من نه در اون از لفظ بدی اسلفاده شده و نه توهینی در اون به کار رفته!
نظر erazer head که 20 دقیقه بعد از من نظر داده گذاشتی، اما نظر دوم من را اجازه ندادی! قضیه چیه؟
بله منم قبول ندارم lol روز پدری که معلوم نیست توی تابستونه یا زمستونه به چه درد میخوره