همین که هست: دموکراسی؟ هه هه … دیش … دوفت … ترق … پوف … تترق … هه هه
- برای چی به من زنگ زدی اصلا
- ماها می خواهیم هدایتتون کنیم شماهارو
- وا؟ مرسی. حتما هم یه مشت آدم کش بای مارو هدایتمون کنن.
- آدم کش؟ ما کیو کشتیم؟ تو دیدی؟
- چرت نگو. اگه واقعا هم تو نکشتی ما کشتیم.
- هیچ می دونی چندنفر از بچه های بسیج تو همین دریگری ها آسیب دیدن و بیمارستانن الان؟
- خداروشکر. خداکنه یک کدومشون به صبح نرسن عوضی ها.
- حمید اعصاب منو خرد نکن. می خوای یه کاری کنم دو ساعت دیگه تو حوزه باشی؟
- بچه جون. برای من حوزه حوزه نکن. تو کی هستی که منو تهدید کنی.
- من هر کی هستم حالیمه خدا کیه بر خلاف شماها
- خدا؟؟ هه هه
- بچه سوسول ..ونی. به خدا می خندی؟

- نه بچه هپلی ..یری. به تو می خندم که خدایی که ازش حرف می زنی چقدر ضعیفه که نمی تونه انگل های مخرب و آدم کشی مثل شماها رو برداره از رو زمین. واقعا که ناتوانه اگه این کار ازش برنمی آد. چون از ما سوسل های ..کونی برمی آد. مجبورمون نکنید این کارو بکنیم.
***
ادامه ی مکالمه رو بخوام بنویسم تمومش می شه نقطه چین.




