به خاطر یک مشت پسر!

اول: آهای پسر تی شرت سفید چشم قهوه ای با ابروهای مرتب شده و کمان و با قد متوسط و اندام متناسب و که چهار هفته پیش توی تالار معروفترین هتل شهر مهمون بودی، من همون پسرک مو سیخی با تی شرت خاکستری رنگ و یقه سکسی ام که دم در کار تابلوی راهنمایی رو می کرد تا ماشین ها رو راهنمایی کنه و گاهی هم خوش آمدی می گفت، همون که انقدر سفید کننده مالیده بود که خودشم جلوی آینه از تفاوت رنگ گردن و سینه اش با صورتش خنده اش می گرفت، همون که اومدی دو قدمیش دم در واسادی و اونم اومد تو 20 سانتی ات لم داد به یه ماشین و سعی کرد سر حرف رو باز کنه که … ( لعنت بر خرمگس معرکه! )، همون که دیگه تا آخری های مهمونی ندیدت ( می گن تو دیدیش! ) و آخر کار موقع رقص وقتی داشت خودش رو جر می داد همین که به تانگو رسید در رفت تا نکنه دست پسر/دختری رو بگریه و تو با یه لبخند سوسکش کردی!، خب من همونم، اون شب کلی خودم رو جر دادم که بشه سر حرف رو باهات باز کرد اما از بخت بد از میزبان ها بودم و هی باید این ور اون ور می پریدم و نشد دیگه، شماره ایران ولم هم که اصلا یادم نمی اومد که بخوام بهت شماره بدم، اگه این طرفا راحت افتاد با خودته، ما که در خدمتیم ولی خب …

دوم: آقا پسری که با قد تقریبا کوتاه و چشای سبز براق! و پیراهن آستین کوتاه و چهارخونه دو هفته قبل سر سه راهی ( اون بالاها! ) واساده بودی و بر و بر ماشین من و دقیقا سمت راننده اش رو نگاه می کردی، خب من همون راننده هستم، همون که یه تی شرت نیمه! زنونه تنش بود و اونم داشت بر و بر تو رو نگاه می کرد و نزدیک بود بره توی تاکسی که داشت از روبه رو می اومد، گفتم بگم اگر این ورا اومدی بدونی داشتم از یکی از محل های دوست داشتنیم ( پرخاطره ) بر می گشتم و اتفاقا اگر فکر کردی اون چشم خیز پشت ماشین مالیه! که اونطوری براش لبخند ارسال می کردی، فردا روزی اگه دوباره دیدیش و این بار سوارت کرد ذوق مرگ نشی و بدونی نه به قایفه اش باکره بودن میاد و نه دست اوله!، به هر حال مراقب باش!، راستی اینم بگم که با یکی دیگه اشتباه گرفته بودت که اونطور نگات می کرد.

سوم: آهای آقای پسر عضله ای با عضله های کشیده و رگ هایی که از بازو تا مچ دستت رو خط خطی کرده بود، با اون چشم های مشکی و تی شرت زرد رنگ و شلوار جین به پا و ساک ورزشی به دوش، من همونم که هفته قبل وقتی داشتی از پله های باشگاه زیر زمینی محله بالا می اومدی با یه نگاه عجیب و غریب از سر تا پاش رو نگاه کردی و بعد دیدن انگشترها چشم دوختی به چشمش، من همونم، همون که یه تی شرت سرمه ای تنگ تنش بود و یادش نیست موهاش چه مدلی بود که همچون نگاهشون می کردی، همون که …، برادرجان! انقدر از این قرص های هورمونی نخور، کار دستت می ده ها، این ورا هم اگر اومدی و شناختی چون یه خورده ترسناکی، از ما انتظار روی خوش نداشته باش.


پی نوشت:
حق کپی رایت برای EraZer Head
محفوظه و امیدوارم برای گند زدن به سبکش ازم شاکی نشه

~ با 5pesar در 2009/08/20.

20 پاسخ to “به خاطر یک مشت پسر!”

  1. اشکال نداره بخشیدمت.
    فقط بگو ببینم این تیپای ضایع چیه میزنی
    لااقل یه مشاوره فشن بیا پیش ما بعد لباس یپوش!
    راستی یه چیزی به ذهنم رسید. بیا همین به خاطر یه مشت پسر رو بازی وبلاگی کنیم بدیم بچه ها بنویسن! خوبه ها! تو این دوره اعصاب خوردی هم حال بچه ها عوض میشه! کسی چه می دونه… شاید یه کسی بالاخره یکی از این پسر گمشده ها رو پیدا کرد و بانی خیر هم شدیم…!

    • می شه یه جور دوست یابی وبلاگی
      مخالف نیستم ( البته از جنبه تنوع )
      اما می ترسم اگر این پیشنهاد رو روی پسر بدیم فردا صدای وا … در بیاد که ببین اینها وسط این بلوا هم فکر … دادنشونن
      راستش می خوام تو بازی دست خط هم شرکت کنم، البته چون دستختم افتضاحه یه عکس از قسمتی از اتاقم رو می خوام روی پسر بذارم

  2. زار و زندگیمون رو ول کنیم و صبح تا شب بزنیم تو سرمون و داد و فریاد و ناله و فغان بکنیم احیاناً آقایون صداشون در نمیاد؟ خب چی کار کنیم؟ زندگی ادامه داره. زندگی ما هم …. دادنه دیگه هاهاهاهاها!
    این پیشنهاد رو هم نمی خواد رو پسر بدی. خودم رو اریزر میدم. این طوری بهتره. دستخط رو هم پایه ت هستم اما از اونجا که دست خطم خیلی تکه مطمئنم که سریعاً شناسایی میشم! صرفاً قرار شده من مفسر دست خط ها باشم :-D

  3. ببخشید وسط حرفهاتون می پرم!… این موضوع جالبیه… خیال کردم بازی شده که این رو نوشتی. ولی چه اشکالی داره رو پسر پیشنهاد بدی… اجازه میدی راه و روش وبلاگت رو دیگران تعیین کنن… هر قدمی که کوتاه بیای توقع ها بیشتر میشه.

    • دیگه تا این حد هم به حرف های دیگران نیستیم، اگر به حرف دیگران بود که باید درش رو تخته می کردیم
      اما نمی شه نظرات جمعی و شرایط رو هم نادیده گرفت

  4. هه هه هه …
    اتفاقا الان یک ایده ی جالب برای نوشتن در این سبک به خاطرم رسید
    با این … گشاد بنده تا کی عملی بشود!

  5. آقا یا خانم هملت. بنده به خودم اجازه ندادم که برای صاحب این وبلاگ تعیین تکلیف کنم. ایشون فقط یک کم نگران بودن که آدم های تنگ نظر ایراد گیر شروع بکنن به غر زدن که تو این وضعیت سیاسی و فلان و بهمان چه وقت این بازی هاست. من هم از اونجایی که این ایرادهای بقیه اصولاً به تخمم هم نیست و همیشه یه جواب آماده دارم گفتم پس پیشنهادش رو من میدم. می خواستم کمک کنم در واقع. وگرنه نوشتن یه متن به خاطر یک مشت پسری نمایشنامه شکسپیر نیست که بخوام امتیاز و افتخار!!ی نصیب خودم کنم. این ها رو گفتم که کس دیگه ای همچین برداشتی نکنه.

    • EraZer Head جان اینجا فکر کنم یه سوء تفاهمی پیش اومده چون برداشتی که منم از پیام هملت داشتم چیزی جز تایید کامنت اولی خود شما نبود و دقیقا همون رو گفته که شما گفتی.

  6. ای ریزر جان فکر کنم یه کم تند رفتی احتمالا منظور هملت اون کسایی بود که می گن تو این شرایط نباید چیز ی غیر از غم و ماتم رو وبلاگ بره نه نظر تو.

  7. کله جان هاملت عزیز هم به واقع نظر شما را تایید کرد و گفت که نباید به حرف های ایرادگیران و طعنه زنان توجه کرد. لطفا قبل از این که پاسخی به کسی بدهی کمی بیشتر دقت کن.

  8. آقایون شاید بنده اشتباه کرده باشم اما چرا شماها بهتون بر خورده؟ مگه من حرف زشتی زدم؟ ایشون اول گفتن که چرا تو پسر مطرح نشه و بعد اضافه کردن که چرا اجازه میدن خط و مشی این وبلاگ رو بقیه تعیین کنن. خب هر کی باشه و رو با دو جمع می کنه و به چهار می رسه. اگر هم من اشتباه می کنم که چه بهتر. در ضمن بهراد جان بنده همیشه دقتم در همین حده. لطفاً از این توصیه ها بهم نکن چون بهم بر می خوره. هر کی دیگه جز تو همچین حرفی بهم می زد کولی بازی راه می انداختم!

    • EraZer Head جان نه نظر شما و نه نظر دیگران به من یکی که بر نخورده، درضمن باران دختره،
      اون آقایون اول این کامنتت انتقاد ایشون رو احتمالا در بر نمی گیره D:

    • قبل از هر چیز بگم که متاسفم و منظور بدی نداشتم. پاسخی که دادم به صحبت شما نا متناسب بوده و امیدوارم که از من دلگیر نشی و عذرم را بپذیری.
      ولی EraZer Head عزیز وقتی کسی درباره ی حرف دیگران حساس ه خوبه که متقابلا این حق رو برای دیگران هم قائل باشه. وقتی به یک پسر ترنس می گی آقا یا خانم فکر نکنم توصیف مناسبی باشه.

  9. خب نه در بر نمی گیره چون وقتی میگم آقایون منظورم آقایونه!

  10. احتمالا خودم هم باید بگم منظورم به شما نبود… erazer head عزیز.
    باید اشاره میکردم به کسانی که خود رضا حرفشون رو زد… کسانی که در چنین شرایطی انتظار دارن همه مثل خودشون باشن.. فکر میکنن الان زمان شوخی نیست.
    آخه پسر تو چرا اینقدر زود عصبانی میشی آدم میترسه یه چیزی بگه به شما بربخوره… من اگه منظورم به شما باشه حتما مستقیما میگم با شما هستم از حرف زدن غیرمستقیم و ایما و اشاره خوشم نمیاد… گفتم که در آینده دوباره سوتفاهم پیش نیاد.

  11. خوب …خوبه الان منم داد بیداد کنم؟؟ یعنی چی؟؟؟… چرا تبعیض می زاری بین آقایون خانوما؟؟مگه کامنت من چش بود بازیش نمی دی :-)
    ..هر کی هم جای شما بود جناب ایریزر الان فکش…. D:(اوه اوه خطری شد…ایریزر جان قبل از این که جواب بدی یه نفس عمیق بکش باور کن کسی نمی خواد با تو در بیوفته D:)
    .

  12. نمیخواستم این رو بگم.. ولی نظرم عوض شد. erazer head من واقعا نفهمیدم منظورت چی بود که گفتی آقا یا خانم هملت!.. یعنی تو نمیدونی هملت اسم مرد یا زن؟… اگه خودت به حرفها اینقدر حساسیت نشون میدی که هر حرفی رو بی جهت به خودت میگیری بهتره در حرف زدن با دیگران هم بیشتر دقت کنی… بهرحال دیگران هم آدم!اند ممکنه بهشون بربخوره.

  13. بهراد جان من هیچ وقت همچین ایرادی به کسی نگرفتم همون طور که هر وقت هر کسی خواست ایرادی به اخلاق من بگیره خودش مستقیم اومده بهم گفته.
    در ضمن من نمی دونستم ایشون ترنس هستن. اصلاً جنسیتش رو نمی دونستم واسه همین گفتم آقا یا خانم. اگه ناراحت شدن عذر می خوام.

    • سو تفاهمی پیش آمده بود که احتمالا عامل تشدیدش من بودم.
      خوشحالم که به خوبی و خوشی تمام شد!

  14. zaheran in sabk mod shode harja miram 6 noe zantezi in shekli radif kardan yekam realtar betare nist benvisin?

پاسخ دهید