پسر!
2009/08/22
یه زمانی خانه هنر وقتی می خواست پسر رو لینک کنه حداقل اینطور لینک می کرد:
و حالا رسیده به اینجا:
انگار تمام تلاشم برای اینکه “پسر” یک وبلاگ انفرادی ( شخصی ) نباشه و یا باقی نمونه نتیجه ای نداشته، می شه اون همه تلاش برای کارهایی مثل زیرنویس فارسی، ترجمه و … که در هیچ کدومشون رضا نقشی نداشته اما “پسر” پایگاهی بوده براشون نادیده گرفت؟! واقعا انقدر از کنار این وبلاگ گذشتن ساده است؟! یعنی این وبلاگ دیگه حتی برای خانه هم جایگاهی نداره؟!
این فقط یک گلایه است و نمی خوام زحماتی که برای خانه کشیده می شه رو نادیده بگیرم و امیدوارم دلیل بر سئو تفاهم نشه. ( طبق معمول انتظار پاسخ هم ندارم )
12 دیدگاه
یکی بگذارید →





من فکرمیکنم این مشکل به هر طرفین برمیگرده !
اصولا وقتی کاری پشتش معلوم نیست همیشه مورد توجه تره ! مثلا خود بچه های خونه هنر که کلا سکرت هستن و خب به عنوان پایگاه محسوب میشن که در مرجع بودن اونها شکی نیست و در عوض همین وبلاگ که به قول خود رضا علی رغم همه تلاش هاش به صورت شخصی دیده میشه !
»ن فکر میکنم این یه اصله که همیشه لیدرها به عنوان تموم کننده محسوب میشن ! و حالا روی صحبتم با تو هست که درسته خیلی از کارها برای تو نبوده و به عبارت بهتر تو انجامشون ندادی اما انحصار خیلی چیزها دست خودته !
من با کار خونه هنری ها کاری ندارم اما باید قبول کرد که گاها پسر از استاندارد و بی طرف بودن خارج میشه و میشه به راحتی جانبداری اونو حس کرد که طبیعتا ناشی از سیاست های صاحبشه !
نکته ی جالبی بود
اما لطفا برام نمونه بگو، می خوام بدونم نمود این جانبداری ها کجا است؟ کدوم موارد بیشتر مد نظرته
بهبد راست میگه
از مطالب دست چین شده و نوشته هایی که گاهی اوقات بالاشون اضافه می کنی این مطلب احساس میشه
حالا اینا بی خیال
خونه کیلو چنده!
EraZer Head جان برای من کارهایی که تدوام داشتن، جاهایی مثل خانه که با همه ی اشکالات ( فنی و غیر فنی ) که بهشون وارده باز برای خیلی ها پلی برای شروع و خاطره بودن ارزشمند هستن و نمی تونم نادیده بگیرمشون
درست است که پسر یک رسانه ی حرفه ای نیست و نوعی روزنامه نگاری شهروندی به حساب می آید ولی موضع آشکارا جانبدارانه ندارد.
به هر حال عقاید صاحب یک وبلاگ در نوشته هایش منعکس است و حتی بسیاری رسانه های بزرگ جهان هم معروفند که به یک خطی مشی فکری مشخص وابسته هستند.
این بی طرفی نسبی است و نمی توان کسی را پیدا کرد که صد در صد بی طرف باشد.
تازه به نظر من اگر طرفداری ای هم صورت گرفته باشد در جهت همان صاحب خانه ی هنر بوده است!
روزنامه ی ما کار خیلی خوب و جالبی در برابر خانه ی هنر بود که متاسفانه ادامه پیدا نکرد
مرسی بهراد جان
اما در مورد اون یک خط مونده به آخری که نوشتی، نمی دونم اینطور برداشتی می شه کرد یا نه اما اگر هم بشه و بیاییم آمار بگیریم و … و وزنه به یک سمت بخوابه بیشتر به خاطر کم فعالیت یک طرف می دونم تا اونچه که خواستم
salam, be nazare man ham yek meghdar janebdari to karhaye pesar dide mishe va shayad ham yek gune baha dadan. aslan hamin ke bayad khaneye honar ro inghadr jedi begiri. man ba on comment ke mige secret bodan mohem hast movafegh nistam chon secret bodan khodesh mitone yek nokteye manfi bashe. khaneye honar sabegheye toolaniee dar ertebat ba tabeeiz va janebdari dare va aslan nemishe on ro yek webloge marja goft chon faghat tarafdaraye khodesh ro link mikone va harfe mokhalef ro nemishnave va ahamiyat nemide.
pesar nabayad nesbat be in mavared hasasiyat dashte bashe va be onha bal o par bede. bayad khodesh bashe ta khodesh bemoone.
پیام جان فکر می کنم پاسخ شما رو در پاسخ به بهراد و EraZer Head دادم
به نظر من پسر باید تا جایی که می تونی نسبت به پایگاه های دگرباشان حساس باشه
با بهراد موافقم که بی طرف بودن نسبی هست.
و من اصولا (به ویژه در محافل ایرانی از بلاگ تا هر چه…)
از اینکه کسی یا کسانی میگن ما یا من به همه حرفها امکان ِ شنیده شدن
می دیم/می دم، حالم بد میشه، چرا نمی گیم خط مشی هامون چیه؟
چرا دمکراسی رو هم از دید خودمون تعربف می کنیم؟
من شخصا نه منتظر ٍ برچسب دمکرات خوردن هستم نه از این ادعاها خوشم می آد…
به نظر من هر کس در پایگاه خودش باید نظر هاشو بگه و در اون حیطه تبادل نظر بشه
در ضمن تا همه ی ما به تعریفی واحد از دمکراسی نرسیم، مضحک ترین حرف، دمکراسیه. من که در شرایط کنونی اصلا دمکرات نیستم.
aseman22 جان تا جایی که می دونم دموکراسی هیچ وقت تعریف واحدی نداشته
حتی اگر به الگوی حکومتی کشورهای به اصطلاح دموکرات نگاه کنی خواهی دید که هر کدوم راه و روش و نوعی رفتار رو دارن و به قولی هرجا برای خودش تعریف خاصی از دموکراسی داره، یک جاهایی هم برخی تعابیر از دموکراسی رو باید شکست مثلا اونجا که می گه رای حداکثری، خب اگر اینطور باشه اککثریت همیشه می تونه اقلیت ها رو نادیده و حتی بدتر له کنه و این تعابیر از ریشه اشتباه می شن
در کل با نظرت موافقم
پسر عزیز
کوچک شدن فانت «پسر» این هفته عمدی نبود اما «به روز است» را از زمانی برداشتیم که «پسر» در لیست وبلاگ های مرجع خانه و در لیست وبلاگ های رسانه خانه خبر گذاشتیم. تغییر دیگر این بود که هر هفته یکی از متن/عکس العمل رضاپسر را به عنوان نظر هفته وبلاگ پسر منعکس کردیم. وبلاگ پسر به چند دلیل از سوی خانه هنر مورد احترام است و یکی از آن دلایل اینه که وبلاگ رضا پرچمدار خبررسانی انبوه و بلندگوی اخبار اجتماعی با حساسیت مختلط دگرباشی و غیردگرباشی است و رسانه است.
افزون بر این – در هفته های آینده لیست پیوندهای خانه را با لیست پیوندهای دیگر وبلاگ های دگرباشان مقایسه می کنیم تا وبلاگ های از قلم افتاده را به پیوندها اضافه کنیم
با آرزوی امروز بهتر
خانه هنر
«خانه هنر» عزیز مرسی از پاسخت
اما منظور من فونت و رنگ نبود، پسر طی هفته های اخیر فعالیت های فراگیری داشته که هیچ کدوم روی خانه انعکاس نداشتن، یک زمانی خانه تیتر های پسر رو می زد، با خواهش خود من به علت وقت گیر بودن این کار رو دیگه نکرد و اشکالی هم نبود
اما گذشتن از کنار بعضی از زحمات واقعا برام غیر قابل درکه
زیر نویس هایی که دوستان ما با ساعت ها وقت گذاشتن تهیه می کنن، برای اینکه فیلم های هومو اونطور که ما می خواییم شنیده و دیده بشن، برای اینکه …
کدوم از اینها را خانه دید؟!
در روزهای نکبتی پسر چندین گزارش داشت از تغییر لوگو و هدر وبلاگ های مختلف، حتی خود خانه ( هنر/خبر ) هم از لوگو استفاده کردن و خبرش روی پسر هم اومد اما این روی خانه جز مطلب اولیه پسر بازتاب دیگه ای نمی تونست داشته باشه؟
ترجمه هایی که پاشون زحمت کشیده می شه و … هم که دیگه نگم بهتره
من نمی خوام وقت خانه همش برای پسر خرج بشه،
بی تعارف حقیقت هم اینه پسر نه از نظر بازدید و نه از نظر اعتبار نیازی نداره خودش رو به جایی بچسبونه،
اما دلیل نمی شه ایرادات رو هم نگم و بذارم جاهایی که دوستشون دارم سیر نزولی پیدا کنند
اما نکته آخر اینکه اسم این وبلاگ » پسر » هست، رضا «پسر» یکی از اعضاشه و هرچند هم که نقشش پر رنگ باشه دیگه همش نیست، پس لطفا به این نکته هم توجه کنید.