طعم زندگی: بدون تیتر ه
سخن “پسر”: مطلب حاوی نظر نگارنده است و انتشار آن بر روی پسر دلیل بر تایید یا رد آن نیست
در مورد پست آخری که گذاشتم… دوستان نظرهای جالبی گذاشته بودن و اینطور که از کامنتها نتیجه گرفتم اکثریت با مطلب موافق بودن ولی میرزا کسری عزیز نظر متفاوتی گذاشتن… نظر ایشون رو اینجا به همراه جواب خودم رو گذاشتم… دوست دارم بدونم نظر شما درمورد کامنتهای کسری عزیز چیه.
===================
1: من با نظر شما كاملاً موافق هستم.اتفاقاً در همين زمينه يك مطلبي براي يكي از سايتها فرستاده ام كه هنوز نمي دونم آيا چاپ مي شه يا نه. اما خوب اينطور هم نيست كه همهء مردهاي استريت از هم تعريف نكنند. اما كم پيدا مي شه. درعوض زنهاي استريت خيلي از هم تعريف مي كنند. اين شايد به خاطر زن بودن يا مرد بودن باشه و نه گرايش جنسي. مردها كلاً اهل كلام نيستند. حتي يكي از مشكلات زنهاي استريت با مردهاي استريت اين هستش كه زنها دوست دارند مردها از آنها تعريف كنند و بهشون بگويند دوستشون دارند، اما مردها بيشتر با رفتار خود اين محبت خود را نشان مي دهند. در عوض زنها از نظر كلامي بيشتر به ابراز احساسات مي پردازند و گاهي با رفتار عكس آن ابراز احساسات را به مرد نشان مي دهند.يعني فقط حرف مي زنند، عمل نمي كنند.
شايد يك راه حل برگشت به طبيعت خود و نترسيدن از انتقادات ديگران و خوردن برچسب همجنسگراي غير واقعي اين باشه كه همجنسگراها بيايند و از زيبائيها و علايقشون به جنس مخالف صحبت كنند. من در بين همين وبلاگنويسان گي خودمون مي شناسم افرادي را كه كاملاً گي هستند و دوست دختر هم زياد داشته اند. با زنها خيلي خوبند. آنها را در آغوش مي گيرند و مي بوسند. به زنها هم نگاه مي كنند و از اينكه زني آرايش كند و لباسهاي سكسي بپوشد خوششان مي آيد. اما اصلاً به زن گرايش جنسي ندارند. زنها را دوستانه در آغوش گرفته و مي بوسند. لباسهاي سكسي زنها هم براي آنها فقط جنبهء زيبائي دارد. بالاخره يك لباس دكلته خيلي قشنگتره تا يك لباس خيلي پوشيده.
من خودم هم همينطور هستم. اتفاقا من از صورت مردها خوشم مي ياد و بدم نمي ياد صورت مردها را ببوسم. بدن مردها هم اگر مو نداشته باشد، بعضي وقتها بد نيست. اما ترجيح مي دهم پوشيده باشند. زيبائي مردها و تيپ خوبشون من را به سمت خودشون جذب مي كنه. حتي از خيلي از مردهائي كه زيبا نيستند يا هيكلي هستند هم خوشم مي ياد و جذبشون مي شم. نسبت به مرها هم هميشه احساس علاقه داشته ام.هميشه هم از جانب ديگران برچسب خورده ام كه همجنسگرا نيستم. دو جنسگرا هستم. اتفاقا از جانب يكي از همونهائي كه دوست دختر داشته فراوون و آنها را بوسيده و از لباسهاي سكسي و آرايش زنانه خوشش مي ياد. اما اصلاً براي من مهم نيست. من حتي با مرد هم سكس داشته ام و ارضا هم شده ام. اما علاقه اي به سكس با مرد ندارم. هرچند از هارد سكس بدم نمي ياد. ولي از نظر من هارد سكس فقط مكمل سكس است و به تنهائي اصلا به درد نمي خوره. از طرفي آدم به جاي اينكه مجبور باشه با مرد هارد سكس داشته باشه مي تونه آن را به كمك ديلدو و با يك زن ديگه تجربه كنه. بهترين قسمتش مربوط به اون قسمتي مي شه كه من يك زن ديگه را ارضا مي كنم. به نظر من دو انسان تاپ مي تونن با هم ارتباط جنسي داشته باشند، يا به صورت اورال يا اينكه بالاخره يكي نقش بات را بپذيره و بعد تعويض نقش جنسي كنند. اما دو بات نمي تونند با هم ارتباطجنسي داشته باشند مگر به صورت اورال. شايد همون را هم نتونند. زياد به سيستم مردها وارد نيستم ولي ظاهراً باتها نمي توانند فرو كنند. حالا اورال براي آنها كار مي ده يا نه را نمي دونم.
ج: از نظر من زن یا مرد بودن بیشتر به تربیت و فرهنگ بستگی داره و خود ذات زن و مرد بودن چندان تاثیری نداره. البته به ذات با هم متفاوتن در این شکی نیست ولی بیشتر تفاوت زن و مرد به آموزه ها بستگی داره تا به خود جنسیت.
من با این نظرتون کاملا موافقم.. باید به خود طبیعیمون برگردیم بدون اینکه نظر دیگران اهمیت داشته باشه. شخصیت خود ه طبیعیی که دیگران از طریق اون به شناختی از ما میرسن… در زندگی خصوصی و همینطور اجتماع. کلا جامعه افراد رو به جهت خاصی سوق میده.. جهتی که بتونه فرد رو قبول کنه.. ولی به این ترتیب افراد جامعه دسته بندی میشن. جامعه شامل ما هم میشه بنابراین نباید خودمون رو به دست جریان اکثریت بدیم… باید همگام با جامعه خودمون رو هم به جامعه بشناسونیم.
راستش این رفتار همجنسگراهای ایرانی برام عجیب ه… همونطور که شما هم گفتین کسانی هم هستند که فارق از تعریفها هر جور که هستند خودشون رو نشون میدن… توجه به جنس مخالف و به زیباییشون میشه گفت از خصایص گی هاست… مردان همجنسگرا نسبت به استریتها از حس زیبایی شناختی خاصی برخورددارن.. فقط هم شناختن و درک زیبایی.. این به معنی گرایش جنسی نیست.
درمورد نظرتون از تاب یا بات و امکان پارتنر بودنشون… با شما موافق نیستم.. فکر کنم باید دیدتون رو کمی تغییر بدین.. تاپ یا بات بودن گذشته از پوزیشن های سکسی ..شامل احساسات و روحیه افراد هم میشه. نمیشه قاطعانه تعیین کرد چه کسانی با هم میتونن رابطه داشته باشن.. این فقط بستگی به اون دو نفر داره.
مرسی
——————–
2: هملت جون خودم بعد از اينكه كامنت را گذاشتم حس كردم كه فقط يك جنبه از قضيه را نوشتم. اما ببين چه در مورد همجنسگرايان و چه دگرجنسگرايان، جدا از تربيت خانوادگي، اين خود ذات طرف هستش كه در روحيات و زنانگي يا مردانگي آنها تأثير داره. من با نظر تربيت خانوادگي زياد موافق نيستم. چون زن و مرد اگر واقعا مثل هم بودند و تربيت خانوادگي باعث مي شد بخواهند زنانه يا مردانه باشند كه ديگه زن و مرد نبودند. زن و مرد ذاتاً از هم متفاوتند و زنها دوست دارند زنانه باشند و مردها مردانه. يك زن اگر موهايش را پسرانه كوتاه كند افسرده مي شود. يك زن دوست دارد زنانه باشد و آرايش كند. يك مرد هم آن رفتارهاي مردانه اش را دوست دارد. حالا اين وسط دو چيز مطرح مي شود. آن دسته از زنها و مردهائي كه مثل جنس مخالفشان عمل مي كنند يا ذاتشون اينطوريه و دوست دارند مثل جنس مخالف عمل كنند، يا دچار مشكل شده اند. يا طبيعي اند يا غير طبيعي. غير طبيعي هاش اونهائي هستند كه دچار از خود بيگانگي شده اند. احساس خود كم بيني دارند. اين بين دخترها بيشتر ديده مي شود كه دليلش نظام مردسالارانه در جامعه است.
و اما در مورد بات يا تاپ بودن. اگر احساسات و عواطف را در نظر بگيريم اتفاقا من اصلا با اين موافق نيستم كه يك بات بتونه با يك بات ديگه زندگي مشترك داشته باشه. دو تا تاپ شايد بتونند، اما دو تا بات نه. من نمي دونم شماها چرا سعي داريد قوانين طبيعت را به هم بزنيد و از خودتون قانون اختراع كنيد. كسي كه بات هستش روحيه اي بسيار زنونه داره. اين فرد دلش يك مرد تمام عيار مي خواد. بر چه اساسي بايد بتونه با يك بات ديگه كه اون هم دلش يك شوهر تمام عيار مي خواد زندگي كنه؟ من با نمونه هاش در عالم واقعيت سر و كار دارم. از نظر علمي هم كاملاً براي من پذيرفته شده است و قابل قبول. موضوع اصلاً بر سر تابو بودن يا عرف جامعه نيست. موضع بر سر ذات انسانها و تمايلاتشون و خواسته هاشونه. من حتي يك بات مي شناسم كه نه تنها طرف مقابلش بايد خيلي مردونه و تاپ باشه، بلكه بايد حتما از خودش درشت تر و بلند تر و سنش هم از او زيادتر باشه. يعني دقيقاً بايد نقش سنتي يك شوهر را براي او ايفا كنه. اينها توي طبيعت بشر هستش و متأسفانه اين عقايد فمنيستي جديد و مدرن برخلاف ظاهرشون كه فكر مي كنند دارن به نفع زنها و مردها عمل مي كنند، دراصل دارن مغاير با طبيعت بشر عمل مي كنند. و به همين دليل هم من چندان با آنها موافق نيستم.
ج: من به ذاتی بودن مردانگی و زنانگی معتقدم و منکر تفاوت جنسیت آدم ها نیستم. ولی از نظر من تربیت و فرهنگ تاثیرش برروی نقش پذیری افراد بیشتر از ذات خود افراده…. ساده ترین مثالی که میتونم بزنم تقسیم رنگهاست.. اگه توجه کرده باشی از همون ابتدا و قبل از حتی بدنیا اومدن ما رنگها رو برحسب جنسیتمون تعیین کردن.. رنگ آبی برای پسرها.. رنگ صورتی برای دخترها.. از همون ابتدا تعریفهای جنسیتی به هر طریقی به ما تحمیل شده.. تحمیل چون بدون دونستن خواست افراد ه. خانواده.. جامعه.. همه آموزش میدن که چی باشیم چی نباشیم.
ما مردانگی و زنانگی رو یاد میگیریم.. این رفتارها در ما تقویت میشه.
با نظرتون درمورد رفتارهایی که مطرح کردین برای هر دو جنس موافق نیستم… انسانها متفاوت تر از این هستند که براشون چهارچوب قاطع رفتاری درنظر بگیریم… باید گفت درکل ولی نه قانون.
درمورد دخترانی که ناخواسته با جنسیت خودشون ناراضیتی دارن.. بله شما درست میگین. در فرهنگهای مردسالار چنین مواردی هست و بسیار هم شایع است. حالا لطفا به این مساله توجه کنین جامعه ای که میتونه چنان حس عمیق نارضایتی به زنان جامعه اش بده چطور ممکنه الگوهای جنسیتی تحمیلی نباشه و بر مبنای ذات انسان باشه؟
درمورد بات و تاپ بودن گی ها باز هم نظر موافقی با شما ندارم… این دقیقا نظر استریتهاست… البته گی ها هم مثل همه متفاوتن در همه چیز… سلیقه و فکر و …. ولی اینکه شما قاطعانه بگین دو بات (قبلا گفتم که این نوع تقسیمات رو نمی پسندم) هرگز نمیتونن با هم روابط پارتنری داشته باشن به هیچوجه صحیح نمیدونم…. و البته خود گی ها فکر میکنم بهتر باشه در این خصوص نظر بدن.





این نوشته پره از استریوتایپ های غلط و نادرست
وقتی خودمون درباره همدیگه چنین قضاوت های عجیب غریبی می کنیم دیگه از بقیه چه انتظاری داریم
جدیداً خوندن پست های پسر حال من رو بد می کنه
منم گاهی خوشم از بعضی رفتارها و مطالب نمیاد اما اینم نظر یک دگرباشه
نمی شه به خوش اومدن ما یا نیومدن ماها دید یا ندیدش
به هر حال نظرات متفاوتی هست و البته این خرده بر من وارده که چرا بالای این مطلب دیر نوشتم که این نظرات نگارنده است وانتشارش بر روی پسر دلیل بر تایید یا ردش نیست
این ها فقط نظر دو نفر هستش… بحث علمی.. فلسفی یا هر چیز دیگه ای نیست.
اگه میگفتین با کدوم طرف مخالفین خوب بود.. فقط حالتون بد میشه؟!
برای اینکه مشکلی پیش نیاد میگم که با شما هستم ایریزهد.
یک کم از این و یک کم از اون. اما بیشتر با نظرات شما مشکل دارم.
چون میرزا کسرا اگر هم نظری میده تهش اضافه می کنه که البته اینا نظرا و فکرای منه و ممکنه اشتباه باشه و درباره گی ها هم زیاد مطمئن نیستم.
نمیفهمم منظورت چیه… خب اینم نظر منه…. نظراتم هم مال خودمه نظر قرض نمیکنم!.. و البته نگفتم که حق با منه.. من به کامنتش جواب دادم.
تو اگه با نظر کسی مشکل داشته باشی حالت بد میشه یا میگی با چی مشکل داری؟
در مورد بات يا تاپ بودن. اگر احساسات و عواطف را در نظر بگيريم اتفاقا من اصلا با اين موافق نيستم كه يك بات بتونه با يك بات ديگه زندگي مشترك داشته باشه.
این یک
من نمي دونم شماها چرا سعي داريد قوانين طبيعت را به هم بزنيد و از خودتون قانون اختراع كنيد.
عجب!!! این دو
كسي كه بات هستش روحيه اي بسيار زنونه داره.
این سه
اين فرد دلش يك مرد تمام عيار مي خواد
این چهار
بر چه اساسي بايد بتونه با يك بات ديگه كه اون هم دلش يك شوهر تمام عيار مي خواد (این پنج) زندگي كنه؟ (این شش)
من با نمونه هاش در عالم واقعيت سر و كار دارم.
این هفت. به شما پیشنهاد می کنم کمی اثبات ها، آزمون ها وتحلیل های آماری را یاد بگیرید.
من حتي يك بات مي شناسم كه نه تنها طرف مقابلش بايد خيلي مردونه و تاپ باشه، بلكه بايد حتما از خودش درشت تر و بلند تر و سنش هم از او زيادتر باشه.
این هشت. رجوع شود به توضیح قبلی
اينها توي طبيعت بشر هستش
این نه
و متأسفانه اين عقايد فمنيستي جديد و مدرن برخلاف ظاهرشون كه فكر مي كنند دارن به نفع زنها و مردها عمل مي كنند، دراصل دارن مغاير با طبيعت بشر عمل مي كنند.
این ده. منظور کدوم عقایده؟ منظور از طبیعت بشر چیه؟ این عقاید و این طبیعت دقیقاً در کجا با هم ضدیت دارند؟
فکر کنم این ده تا که همه از یک بند نوشته شما برداشته شدند کافی باشند. نمی دانم شما نوشته اید یا میرزا کسرا. در واقع چندان اهمیتی هم ندارد. در ضمن جملات شما همه به سبک جمله های خبری انگار که اشاره کننده به موضوعاتی بدیهی باشند (این طبیعی است، بات این طوری است، قانون طبیعت فلان است) نوشته شده اند، نه به سبک کسی که دارد نظریات شخصی خودش را می گوید.
فکر کنم همین مشت نمونه خروار باشد. نبود خبرمان کنید یک مشت دیگر بیاوریم.
شما نمیتونین بجای یه بات حرف بزنین… حتی اگه آماری از این افراد داشته باشین
قوانین طبیعت چیه که من بخوام بهمش بزنم…. در قوانین طبیعت جنبه های مختلفی از زندگی و روابط وجود داره… هیچ قانون کلیی نمیشه برای اون درنظر گرفت. اتفاقا بحث من سر همین قوانین ه… شما دارین به اسم قانون طبیعت یک تفکر خاصی رو به افراد تحمیل میکنین.
بات یک آدم با یک خط تعریف نیست که شما اینجا تعریف میکنین… حرف سر انسانهایی که در کل به اسم بات بودن ازشون نام میبریم ولی هر فرد از این گروه به درجات مختلفی رفتارهایی رو که اشاره کردین رو دارا هست.. همونطور که نمیتونیم یه تعریف خاص از یک مرد همجنسگرا ارایه بدیم درمورد بات ها هم همینطور هست…. نباید و نمیشه که آدم ها رو با قاطعیت تقسیم بندی کرد.
شما خودتون هم نمیتونین کاملا مطمین باشین که در برخورد با آدم های مختلف چه حسی میتونین داشته باشین… مثلا شاید از نظر خودتون شما به یک مرد به قول شما تمام عیار علاقه و احتیاج داشته باشین… ولی با وجود احساسات و خواستهای مشخص به یک بات علاقمند بشین… شما باید به احساسات هم توجه داشته باشین.. احساسات آدم متغییر ه و همیشه مطابق میلش جهت پیدا نمیکنه… و اگه من رو از جهت مردی که روحیات یک بات رو داره قبول داشته باشین باید بگم آماری که گرفتین به هیچوجه نمیشه به همه باتها تعمیم داد… اگه شما از افرادی که میشناسین اطلاعاتتون رو دریافت کردین من از قول خودم حرف میزنم… مگه اینکه بگین منم بات نیستم.
من همه حرفم برای این ه که افراد از طبیعتشون پیروی کنن نه بر مبنای آموزشهای هدفداری رفتار کنن که بگفته شما در ظاهر به نفع افراده.
اگه از جمله های من چنین برداشتی دارین.. بی تقصیرم.. نحوه حرف زدنم اینطوری ه.. سعی کردم تا حد امکان صددرصد جانب موضوعی رو نگیرم.. ولی یکم بی طرفانه نوشته های خودتون رو مرور کنین بعد بگین سبک نوشتن چه کسی به بدیهیات شبیه.
شماره ها رو هم خودتون پیدا کنین. از پیشنهاد یادگیری اثباتها و آزمون…. مرسی. منم پیشنهاد میکنم تحلیل ها رو که یادمیگیرین احتمالات رو هم درنظر داشته باشین.
در کل با نظرتون مخالفم چون حالت تحکم داره… احتیاج به یه خروار دیگه هم نیست.. هر کسی نظر خودش رو داره و هر نظری در محدوده خودش هم درست ه هم نادرست.. نظر و آمار هیچکسی هم صددرصد نیست.
با توجه به نوشته ها و افکارتون انتظار بیشتری ازتون داشتم.
بهرحال از اینکه حوصله بخرج دادین و جواب دادین ممنونم.
اينها نظرات من هستند. كسري بختياري. من هنوز هم به آنها معتقدم. شماها آزاديد هرجور دوست داريد فكر كنيد.
من و هملت هم با همین دیدگاه های خانم کسری مخالف بودیم و سعی کردیم برای نظر مخالف مون استدلال بیاریم .
پسر جان
اون مطالبی که من نوشتم و شما مثلاً ایرادهاش رو گرفتی دقیقاً مطالبی بوده که تو پست خود شما بوده.
من هیچ وقت نگفتم بات این طوریه یا قانون طبیعت این طوریه. این مطالب توی نوشته خود شما بودن!! و من داشتم اونا رو نقل قول می کردم! شما مثل اینکه خودتون هم خبر ندارین چی چی نوشتین! خودتون دارین غلط مطالب خودتون رو می گیرین یعنی در واقع همون حرف های من رو با کمی تغییر می زنین و اون ایرادهایی که خودم گرفتم رو می گیرید و بعد میگین حرف من غلطه!
نمی دونم متوجه شدین چی دارم می گم یا نه؟! جدیداً به ظرفیت های زبان فارسی شک کرده م!!
عجب بابا!
وقتی میگی مهم نیست برات که کدوم نظر رو کی داده همین میشه. تو اصلا متوجه نشدی کی چی گفته.. خوبه توضیحش رو قبلا دادم.
مثلا میشه بگی چرا نقل قول کردی.. گفتی با نظرم مشکل داری منم گفتم مشکل رو بگو.. بعد تو حرفهای خودمو(که اصلا حرف من نبود و همه نظرات کسری بود) رو نقل قول کردی که چی بشه؟!
ظرفیت زبان فارسی!.. حالا دیگه شک دارم معنیش رو بدونی… چون هنوز متوجه نمیشی ازت نظر خواستن یا نقل قول. این فقط یه بحث بیمورد ه تو اصلا از اصل موضوع انگار خبر نداری. بیخود دارم وقت تلف میکنم.. هر جور راحتی همونطور هم فکر کن.. مهم نیست
در بی مورد بودن بحث با شما که مسلماً شکی نیست.
پسر جان. کامنت اول من رو بخون. مگه من گفتم جنابعالی این حرفا رو نوشتی؟! من به کلیت این مطلب ایراد گرفتم و گفتم پر از استریوتایپ های غلطه. اصلاً حمله شخصی هم نکردم. اما شما مثل اینکه علاقه به رفع اتهام از خودتون داشتید اصرار داشتید مشخص کنم با حرف کی مشکل داشتم. من هم گفتم هر دو. مثال هایی که زدم از حرف های کسرا بود. خب گفته های شما هم مشکل داشت. اما کمتر.
مثلاً گفته اید: «توجه به جنس مخالف و به زیباییشون میشه گفت از خصایص گی هاست» یا «مردان همجنسگرا نسبت به استریتها از حس زیبایی شناختی خاصی برخورددارن»
که خودش یه استریوتایپ خیلی معموله.
یا اینکه گفتین «تاپ یا بات بودن گذشته از پوزیشن های سکسی ..شامل احساسات و روحیه افراد هم میشه» که بازم یه استریوتایپ معمول و البته پرته.
درباره تفاوت نقل قول و نظر هم همین بس که شما دقت کنین از من چی خواستین. شما پرسیدین من با کدوم قسمت ها مشکل داشتم، من هم نقل قول کردم. عوض اینکه عصبی بشی و فقط به جواب دادن فکر کنی کمی هم به این فکر کن که چیزی که داری میگی چقدر موضوعیت داره!
اولش هم به خاطر همین بود که میلی به ذکر کردن مثال و توضیح بیشتر نداشتم چون تجربه بهم نشون داده این جور موقع ها آدم ها فقط عصبانی میشن و به نکته ای که آدم منتقد میگه اصلاً توجه نمی کنن. نتیجه ش این بحثی میشه که ما داریم می کنیم.