جُل پاره هايِ بي قدرِ عورتِ ما: خُردک اندرزهای بس شتابناک
تاکیدها از پسر است
می خواستم ادامه مطلبی را بنویسم که ضرورت این نوشتن پیش آمد چرا که باز جمعه ما را می خوانند تا در خیابان ها رنج دیکتاتوری را فریاد کنیم بی آنکه بگویند قربانی کدام قربانگاه هستیم. ولی چه باک عادت کرده ایم به قربانی بودن در این صدسال نسل اندر نسل در جستجوی رویایی گمشده گشتند و آزادی را هرچند کوچکتر از گلو پرنده ای به انتظار نشستن ، بی آنکه تصویرش کنیم. با آنکه پشت دست داغ کرده بودیم که کاری به کار جماعتی نداشته باشیم که تنها خود را می بیند و آزادی را آنگونه که خود می پندار به رخ می کشد ولی چه کس را توان آن است که بازایستد از فریاد کردن رنج دیکتاتوری در خیابان هایی که متعلق به ماست. چه کس را توان آن است که انسان را در زنجیر ببیند و لب فرو بندد و سردرگریبان به راه خویش رود.
چگونه می توان در تونل تاریک سی سال فاشیسم دینی ، کورسوی نوری دید و دل به امید رهایی نداد. به این تفسیر هر چند امکان تعبیر به حماقت شویم ، باز نیز در کنار شما هستیم وچون دل به وصال این شهر برهوت نبستیم ، بارو بنه بستیم و راهی پایتخت هستیم تا در کنار شما رنج دیکتاتوری را فریاد کنیم. بگذار باز هم به حماقت محکوم شویم . بگذار باز هم سرکوب شویم بی انکه صدای ما را بشنوید ولی بازهم کنار شما خواهیم بود.
در این میان بگذار محض احتیاط ، خردک اندرزی را گوشزد کنیم. هرچند کنار شما هستیم ولی می ترسیم که اگر فردایی بود با ما همان کنید که اکنون می کنند. پس بگذار بی باکانه بگویم هرچند کنار شما هستیم ولی به خدا ایمان نداریم و این را شهامت خود می دانیم ، هرچند کنار شما هستیم ولی به دین و کارکرد آن در قدرت باور نداریم، هرچند کنار شما هستیم اما نه مرجعیت متعقدیم ، نه دموکراسی دینی را می پسندیم ، نه این ساختار حکومت دینی را قبول داریم که به گمان ما دین امری شخصی است و حکومت و سیاست امری عمومی که هیچگاه این دو به هم گرد نمی آیند. هرچند کنار شما هستیم ولی همجنسگرا هستیم و بدان افتخار می کنیم چه بپسندید و چه انکار کنید. با تمام این تفاسیر انسانی هستیم در کنار شما که انسانید و درد مشترکی داریم که همان آزادی ست و رزم مشترکی داریم که به چالش کشیدن دیکتاتوری ست. در این راه در کنار شما هستیم . آری ما نیز چون شما هسبز هستیم ولی سبز تنها بخشی از ماست.
پی نوشت : این نوشتار یادآوری احترام به انسان بودن ، دیگرگونه بودن در لوای اهدافی مشترک است و تاکیدی است بر احترام به حقوق انسان اقلیت که نباید در هیاهوی مبارزه با دیکتاتوری گم شود همانگونه که سی سال پیش چنین شد و انسان اقلیت به مسخ برده شد و هنوز تا هنوز از آنها یادی نمی شود.




