آبی آسمانی: بازی وبلاگی؛ وبلاگ نویسی را چگونه آغاز کردید؟
قبل از هر چیز لازم است از هاملت عزیز که من رو به این بازی دعوت کرد و همچنین از حامدجان که مبتکر و پایه گذار این بازی وبلاگی شد تشکر کنم.
ورود من به دنیای وبلاگ های همجنس گرا به چهار، پنج سال پیش بر می گردد. البته تا چند سال صرفا خواننده بودم ( و الان هم عمدتا خواننده باقی ماندم) ولی از حدود دو سال پیش به این فکر افتادم که یک وبلاگ برای خودم داشته باشم. این تصمیم چند ماه بعدش و در اسفند سال 86 محقق شد و در سرویس وردپرس دامنه ای به نام خودم ثبت کردم. اسم وبلاگ هم همین طور که مشاهده می کنید آبی آسمانی است. تا یازده ماه به جز “آغاز با نام خدا” مطلب دیگری در وبلاگ ننوشتم. در همین مدت هم دوستان خیلی لطف داشتند و من هم جواب کامنت های عزیزان را در حد توان می دادم.
اولین پست من مربوط به زمستان پارسال می شود که دیگر رسما این وبلاگ یک سال پس از افتتاح به بهره برداری رسید! قبل از شروع به کار طرح های زیادی برای نوشتن مخصوصا در زمینه ی ادبیات در ذهنم داشتم که اکثرش تا به حال کامل نشده و بعضی ها هم که کامل شده به دنبال یک فرصت مناسب برای انتشار، دارد خاک می خورد!
در این مدت خاطرات خوب زیاد داشتم و تقریبا همه ی خاطراتی که در رابطه با وبلاگ نویسی دارم خوب است و از جمله بهترین آن ها آشنایی با افراد بسیار عزیز و دوست داشتنی ای است که ادامه ی کارم را مدیون لطف و محبت های همیشگی آن ها می دانم.
خاطره ی بد من هم مربوط به حوادث بعد از انتخابات می شود که تاثیر عمیقی بر روی من گذاشت و هنوز هم از اثرات آن کاملا فارغ نشده ام. این همه جنایات وحشیانه و از همه بدتر دستگیری دوستم و مدت ها بی خبری از اون من رو شاید برای همیشه عوض کرد. گرچه سعیم بر این بوده که هر چه زودتر دوباره همه چیز رو به حالت اول برگردونم ولی انجام این کار خیلی سخت است هر چند که پیشرفتم راضی کننده است.
پ.ن1: دوستان، حالا که حرف به این جا رسید لازم هست که یادآوری کنم:
وعده ی ما روز جمعه، خیابان انقلاب، راهپیمایی برای آزادی وطن
پ.ن2: تمام دوستانی که نام وبلاگشان را در لیست پیوندهای کنار وبلاگ بنده می بینند و تا به حال بازی نکرده اند را به بازی دعوت می کنم. امیدوارم از این که برای جلوگیری از اطناب، تک تک نام نمی برم عفو بفرمایید.




