تاثیر وزیر خارجه آتی همجنس گرای آلمان بر سایر کشورها
لینک به منبع(انگلیسی)
برگردان به فارسی: باران
هيئت دولت در کشورهای دموکرات اروپایی همیشه در حال تغییر اند و آلمان نیز اکنون وزیر خارجه جدیدی خواهد داشت اما این مورد متفاوت است.![]()
گیدو وستروله،رهبر حزب دموکرات های آزاد،نخستین وزیرخارجه همجنس گرا در تاریخ خواهد بود ،البته اشتغال همجنس گرایان در سمت های سیاسی در اروپا موضوع جدیدی نیست؛
جوآنا سیگورادوتیر (Jóhanna Sigurðardóttir)نخست وزیر ایسلند نخستین همجنس گرایی است که سمت ریاست دولت رابر عهده داشت. شهردار پاریس و برلین نیز همجنس گرا بودن خود را اعلام کردند. بله ، در آلمان نیز وجود یک همجنس گرا در پست سیاسی واقعه ی عجیبی نیست ( همان کشوری که تا 70 سال پیش قصد داشت همجنس گرایی را به طور کامل نابود کند ) اما آنچه برای وستروله و سمت سیاسی اش اهمیت ایجاد می کند نه تاثیر آن بر خود کشور قدرتمند و همجنس گرا دوست آلمان است بلکه تاثیراش بر سایر کشور های جهان خواهد بود.
وستروله چهره ای خواهد بود که آلمان به سایر کشورهای جهان ارائه خواهد کرد و این برای کشور هایی که در آن وجود همجنس گرایان انکار می شود و شکنجه حبس و یا اعدام آنان در سیستم قضایی شان قانونی محسوب می شود مشکل خواهد بود.
و به همین دلیل است که اگر وستروله بخواهد شروع کارش را با سفر کردن به کشورهای هموفوبیک ( همجنسگراستیز ) جهان و سخنرانی در مورد جنایت هایی که این کشور ها در قبال همجنس گرایان انجام داده اند آغاز کند، او مدت ها باید دراین سفر بماند.
او می تواند این سفر را از ایران آغاز کند کشوری که از لحاظ اقتصادی شریک غیر اروپایی اش محسوب می شود. دو سال پیش در دانشگاه کلمبیا محمود احمدی نژاد در یک ادعای محال، وجود همجنس گرایان را در ایران به طور کامل انکار کرد.
سه سال پیش اعدام دو نوجوان به جرم همجنس گرایی در ایران توجه جهانیان را به نقض آشکار حقوق بشر در این کشور جلب کرد.
در همسایگی ایران کشور عربستان می تواند کشور بعدی باشد کشوری که با وجود تلاش های آغاز شده هنوز همجنس گرایان اعدام می شوند. بعد از آن او می تواند به کشور زیمباوه سفر کند، کشوری که رییس جمهور آن رابرت موگابه (Robert Mugabe) همجنس گرایان را بیماران جنسی نامیده و از خوک و سگ پستر شمرده است. همچنین از سیاستمدار ناپخته ای مانند هوگو چاوز (Hugo Chávez) بعید نخواهد بود که مسائلی مانند مبارزه با یهود ستیزی و همجنس گرا ستیزی را قربانی سیاست های ویرانگرش کند. چه کسی بهتر از وستروله نخست وزیر کشوری که خود بر تعصبات موجود در هر دو زمینه فایق آمده، می تواند چاوز را به توجه به این دسته از مردمان آسیب پذیر جامعه سوق دهد؟
براستی این دیکتاتورهای هم پیمان با این سیاست های همجنس گراستیز چگونه با وستروله نخست وزیر چهارمین قدرت برتر اقتصادی جهان دیدار خواهند کرد؟
اگرچه متاسفانه سیاست این نظام ها انعکاس عقاید همجنس گراستیزی مردمان آن جوامع است اما این نیز حقیقت دارد که افراد اگر در برخورد مداوم با همجنس گرایان قرار گیرند بیش تر طرفدار تساوی حقوق آنان خواهند بود.
برای بسیاری از مردمان کشورهایی که وستروله به آن سفر خواهد کرد او تنها یک مقام سیاسی معمولی خواهد بود که بر صفحه روزنامه ها و تلویزیون او را می بینند و نه چیزی بیشتر. اما برای گروهی نیز حضور او در یک اتاق طی گفتگوهای سیاسی با افرادی مانند احمدی نژاد و ولادمیر پوتین می تواند منجر به تغییر- هر چند اندک – دیدگاهشان نسبت به همجنس گرایی گردد.
حتی اگر وستروله قصد نداشته باشد که گرایش جنسی اش را به عنوان یک مسئله مطرح کند، باز هم به رسمیت شناختن آن به خصوص برای کشورهایی که همجنس گرایی را به عنوان مقوله ای غربی و ناشی از ترویج فرهنگ غرب می دانند غیر قابل اجتناب خواهد بود.
هنوز هم بسیاری از جوامع با بهت و حیرت شاهد به مقام رسیدن یک همجنس گرا هستند. کسی که در کنار شغل سیاسی اش دارای پارتنر همجنس است و به همراه او در مناسبات و جشن های سیاسی شرکت خواهد کرد و کشور های میزبان ملزم خواهند بود که زوج همجنس را به رسمیت شناخته و اقدامات لازم را برای حفاظت آنان انجام دهند و این تعصبات سرسختانه ی بسیاری از مردمان این کشور ها را کاهش می دهد.
همزمان در بسیاری از کشور ها عجیب خواهد بود اگر وستروله در حمایت از حقوق همجنس گرایان سخنی نگوید و اقدامی نکند چنان که زنان در دهه ی گذشته پس از رسیدن به مقامات سیاسی، به دست آوردن حقوق برابر برای زنان را در دستور کارشان قرار دادند.
زنانی مانند مادلین آلبرایت (Madeleine Albright) و بعد از او هیلاری کلینتون (Hillary Clinton) و کاندلیزا رایس (Condoleezza Rice) تبدیل به نماد شدند اما جنبه اصلی مبارزات آنان صرفا حضورشان در این پست های سیاسی است. حضوری که این مفهوم را در پی داشت که زنان نه تنها مستحق داشتن فرصت های سیاسی برابر هستند، بلکه توانایی برعهده گرفتن پست هایی چنین حساس و پر مخاطره را نیز دارند. اکنون می توان امیدوار بود که جهانیان با حضور وستروله در این مقام نیز به همین نتایج در مورد همجنس گرایان برسند.
اگر چه در گیر و دار مسایل پیرامون انرژی هسته ای در ایران احتمال مطرح کردن این موضوع و به خطر انداختن روابط دوستانه با سایر کشورها از سوی کشور آلمان ناچیز است اما هنوز این امید وجود دارد که گیدو وستروله بتواند روزنه ای بر اذهان متحجر برخی ملت ها ایجاد کند.
مطالب مرتبط:
:: یک همجنس گرا وزیر خارجه آتی آلمان خواهد بود





البته احمدی نژاد فک کنم به جای این که نظرش نسبت به همجنس گرا ها تغییر کنه رابطه اش رو با آلمان قطع کنه
bayad ye safar be iran bere ve az hogoge hamjensgarehaye irani defah kone shayad mardom betonad kami gay haro dark konan va beheshon esmhaye gare ensani mesle eva khahar ya koni ya obneie nagan
فکر نکنم گرایشش رو تو کارش دخالت بده…. با اینحال چه اتفاق جالبی مخصوصا تو این مورد:
“کسی که در کنار شغل سیاسی اش دارای پارتنر همجنس است و به همراه او در مناسبات و جشن های سیاسی شرکت خواهد کرد و کشور های میزبان ملزم خواهند بود که زوج همجنس را به رسمیت شناخته و اقدامات لازم را برای حفاظت آنان انجام دهند”