پرش به محتوا

آرشام پارسی: صفحه ی سوم دفترچه ام

2009/10/22
بدست

لینک به منبع

دیروز یکی از بهترین دوستانم عازم سفر بود و با او به فرودگاه رفتم. حدود یک هفته ی دیگر برخواهد گشت و مطمئن هستم که خیلی دلم برای او تنگ خواهد شد. از فرودگاه که بر می گشتم چند نفر مسافر اسپانیایی که یک کلمه انگلیسی هم نمی دانستند را دیدم. آنها می خواستند به یک هتل بروند و با هزار زخمت ایما و اشاره متوجه آدرس آنها شدم. هتل آنها تقریبن نزدیک به خانه ی من بود و آنها را تا هتل همراهی کردم. آدم های خوبی بودند با وجود اینکه اصلن نه حرف های آنها را می فهمیدم و نه آنها حرف های من را متوجه می شدند اما کاملن واضح بود که یک خونگرمی خاص اروپایی (ایرانی) در آنها وجود دارد. برایم جالب بود چطور بدون دانستن زبان می خواهند یک هفته در اینجا اقامت کنند. یادم افتاد به روز های اولی که به ترکیه رفته بودم و هیچ چیز از زبان ترکی نمی دانستم. اما ارتباط انسانی شاید نیازی به زبان نداشته باشد.
امروز هم جلسه ی شورای حقوق بشر همجنسگرایان ایرانی بود که حدود دو ساعت طول کشید و گزارش آن به زودی در سایت شورا منتشر می شود و شاید روی این وبلاگ هم بگذارم.

هنوز دیدگاهی بیان نشده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 60 مشترک دیگر بپیوندید