پاسخ به یک سئوال و چند سئوال دیگر
از ساقی و آرشام سئوالی پرسیدم ( این لینک ) سئوالم در مورد مطلبی بود که مانی نوشته بود ( این لینک )
پاسخ هر دوی این عزیزان با توجه به ساعت پاسخ گویی به ترتیب این هست:
“ رضا جان. بله هم اینکه خوندم و هم اینکه هر وقت از من سوالی شود پاسخ خواهم داد. هفته ی پیش هم حدود یک ساعت به صورت تلفنی با مانی صحبت می کردم و هفته ی آینده هم احتمالا به همراه مانی و آریا در جلسه ی شورای حقوق وبشر همجنسگرایان ایرانی شرکت خواهیم کرد و راجع به برخی از مسائل صحبت خواهیم کرد.
برخی از این موارد را من هم تاکید می کنم و بنا به وظیفه ی خودم به سازمان ملل و سازمان های مربوطه نیز گزارش داده ام. قبلا هم مطلبی در وبلاگم گذاشته بودم که خانم ساقی قهرمان با معرفی خودشان از طرف من سعی در جلب اعتماد پناهجویان و دریافت اطلاعات آنها می کند. ایمیل هایی که این گزارش ها را برای ما ارسال کرده اند نیز موجود است.
آن سازمان امریکایی که در ترکیه هم به تازگی دفتری تاسیس کرده است و این حرف ها را به برخی پناهجویان زده است را می شناسم و از فعالیت های آنها با خبرم.
آن افرادی که هم تهدید شده اند را هم می شناسم حتی آن افرادی که در قبال کمک کردن به آنها و معرفی کردن برخی از سازمان ها درخواست شده که تن به رابطه ی جنسی بدهند نیز با ما در تماس هستند و گزارش های آن متاسفانه موجود است.
بله متاسفانه شرایط خوبی نیست و در این میان خود پناهجویان در وهله ی اول باید مراقب خود باشند.
چند روز پیش به یکی از پناهجویانی که چند ساعت قبل از مصاحبه ی خود با خانم قهرمان ملاقات کرده است و ایشان به آن پناهجوی بیجاره گفته است که اگر این داستان را تعریف کنید حتما رد خواهی شد و داستانت را باید عوض کنی با من تماس گکرفت. این پسر بیچاره ی از همه جا بی خبر و حتی آن مدعیان راهنما نیز نمی دانستند که سازمان ملل خانه ی خاله و یا عمع نیست که هر روزی یک حرفی بزنی. این پسر یک داستان غیر واقعی تعریف کرده است و در روز مصاحبه اش متن صحبت های روز اولش را جلواش گذاشته اند که چرا حرف تو دو تا شده است. بیچاره این پسر از شدت ناراحتی چندین ساعت گریه می کرد و حتی تصمیم گرفته بود که خودکشی کند. برادرش با من تماس گرفت و خواست که کمکش کنیم. گفتم کمکش می کنم اما نمی دانم چرا هر کس وقتی به مشکل برخورد می کند یادش به کمک خواستن می افتد و چرا در روز اول فکر نمی کند که نباید همه ی اسرارش را برای هر کس که از راه رسید تعریف کند.
به هر حال رضا جان خیلی مسائل دیگری نیز وجود دارد که هنوز منتشر نشده است و خود تو و دیگر دگرباشان موظف هستند که جلو ادامه ی اینگونه رفتارها کرفته شود نه اینکه انجام این تجاوزها و تحقیرها و مشکلات را با سکوت نادیده بگیرند و اعتراضی هم نککند. بله خود تو هم باید اقدام کنی.”
” این متن را الان و به دلیل اشاره ی رضا خواندم. ساقی قهرمان، یعنی کسی که به نمایندگی از طرف شورای دبیران سازمان ایرکو، و به عنوان پرزیدنت سازمان ایرکو با جامعه ی دگرباشان جنسی ایرانی و پناهجویان دگرباش جنسی و سازمان ها و افرادی که با ایرکو در تماس هستند، مکالمه و مکاتبه و مراوده دارد، هرگز و به هیچ یک از پناجویان و پناهندگان هیچ گونه اشاره ای مبنی بر کنارگذاشتن یک سازمان دیگر، هر سازمانی، و کناره گرفتن از سازمان های دیگر، هر کدام از سازمان ها، نکرده است. توصیه ی ساقی قهرمان به پناهجویان و پناهندگان دگرباش جنسی مقیم ترکیه، و دیگر جاها، همیشه و صد در صد این بوده که از هر کدام از سازمان های حامی دگرباشان جنسی در ترکیه و در هر کجا که مستقر هستند هر کمکی که از این سازمان ها بر می آید را با پیگیری طلب کنند تا مراحل پرونده با سعی همه ی طرف های درگیر تسریع شود.
آقای مانی زانیار، به عنوان یک فعال حقوق بشر، و وبلاگ نویس، محبت کنند و متن خود را با ذکر نام شخص و سازمانی که این تهدیدها و یا توصیه های غیردوستانه را به پناهجویان منتقل کرده است، بازنویسی کنند تا از یک “اتهام همگانی و مبهم” جلوگیری کرده باشند.
هر کدام از دوستانی که از ساقی قهرمان و سازمان ایرکیو، توصیه ای نظیر آن که در در متن مانی زانیار آمده است، یعنی پیزی شبیه: اگر می خواهید از کمک های این سازمان برخوردار شوید با دیگر سازمان ها کار نکیند… و دیگر موارد، شنیده و یا خوانده اند حتمن ابراز کنند. من پاسخگو خواهم بود. اولین و مهمترین مساله ای که سازمان ایرکو و ساقی قهرمان در مورد شرایط پناهجویان دگرباش جنسی در نظر گرفته اند این است که تا سرحد ممکن برای تسریع روند پرونده ی پناهجویان کار کنند و تا سرحد ممکن به اضطراب و دغدغه ی خاطر پناهجویان، به هیج بهانه ای، به هیچ بهانه ای، نیفزایند و یکی از موارد نگران کننده را تهدید پناهجویان به قطع ارتباط با سازمان های دیگر، و محدود کردن پناهجویان در ارتباط گیری با دیگر سازمان ها می دانند.
.
یکی از مواردی که در متن مانی زانیار مطرح شده مربوط به سازمان اورام، مستقر در امریکا، و حامی حقوق پناهجویان دگرباش جنسی در ترکیه است. اشاره ی مانی زانیار به این مورد، از روی بی اطلاعی از اصل موضوع است. سازمان اورام، که مسوولیت حمایت حقوقی از پناهجویان و پناهندگان دگرباش را به عهده می گیرد، از یک پناهجوی ساکن ترکیه که وکالت خود را به این سازمان تفویض کرده بود خواسته است که بدون اطلاع این سازمان، شخصن به مکاتبه با سازمان های دیگر در ارتباط با پرونده ی پناهندگی خود، اقدام نکند. درخواست سازمان اورام، به عنوان وکیل این پرونده، منطقی و بر اساس اصول وکالت است. این سازمان این پناهجو را از ارتباط با هیچ سازمانی منع نکرده است و در این توصیه کوچکترین نشانه ی تهدید موجود نیست. سازمان ایرکو از این پرونده و از توصیه ی سازمان اورام، و تصمیم پناهجوی مزبور، و استنتاج سازمان اورام، مطلع است.
.
مورد دیگر برای اطمینان خاطر پناهجویان، پناهندگان، و جامعه ی دگرباشان جنسی: کمیساریای عالی پناهندگی سازمان ملل، از هیج کس و هیچ سازمانی توصیه ای به زیان مراجعان پناهجو و پناهنده قبول نمی کنند. هیچ سازمانی و هیچ فردی که نام فعال حقوق دگرباشان و یا فعال حقوق بشری را برخود می گذارد و با این نهاد تماس می گیرد این امکان را از سوی کمیساریای عالی پناهندگی سازمان ملل نمی یابد که علیه پرونده ای اقدام کند. کمیساریای عالی پناهندگی سازمان ملل، و سفارت خانه های کشورهای پناهنده پذیر، صد در صد با رای و نظر وکیلان خود در مورد پرونده های پناهجویان و پناهندگان نظر می دهند، و به توصیه ی سازمان ها و افراد حامی حقوق دگرباشان، تنها در صورتی که فرد از طرف پناهجو و یا پناهنده با امضای پناهجو یا پناهنده به عنوان نماینده معرفی شده باشد، نظری می اندازند و با یافته های خود مطابقت می دهند. در همین راستا، و به دلیل همین چارچوب اصولی، هیچ گونه دخالت منفی را از فرد و یا سازمان حامی حقوق بشر و غیره، قبول نمی کنند.
.
یک بار دیگر، مانی زانیار و دیگر دوستانی که از این تهدیدها و توصیه های محدودیت زا برای پناهجویان خبر دارند، با ذکر نام – اگر می خواهیم معضلی حل شود و ابهامی از میان برود – با ذکر نام فرد تهدید کننده، و یا سازمان تهدید کننده و یا فرد/پناهجوی مضایقه کار، موضوع را مطرح کنند.
.
علاوه بر این، به هر سوال مشخص در مورد وضعیت پناهندگان و تهدیدهای احتمالی نظیر آنچه در متن مانی زانیار آمده و از موارد نگرانی رضا است، من، ساقی قهرمان، و شورای دبیران سازمان دگرباشان جنسی ایرانی، ایرکیو، پاسخ می دهیم.”
به ترتیب نکاتی که مورد نظرم هست رو می نویسم و پیش می رم، آرشام می گه:
”بله متاسفانه شرایط خوبی نیست و در این میان خود پناهجویان در وهله ی اول باید مراقب خود باشند.“
خب آرشام جان به نظرت چقدر ما باید خودمون از شکم مادر همه چیز رو بدونیم و یاد گرفته باشیم؟!
اگر قرار نیست ماها همه چیزدون! باشیم، که صد در صد چنین قراری نیست چه کسی و کجا می تونه کمکمون کنه و این وظیفه واقعا به عهده کی هست؟
بارها سازمان شما اظهار کرده که تمرکزش رو روی پناهندگان قرار داده، خب من به این خرده ای ندارم، و ما می دونیم که مراحل پذیرش پناهندگی برای غالب افراد یک سری مراحل دنباله دار و طویل مدته، با این توصیف تا به حال سازمان شما برنامه ریزی برای آموزش عده ای از پناهجویان داشته که اونها هم بتونن به افراد دیگری انتقال بدن و این به صورت یک روش آموزشی مستمر و با برنامه مدام برای کمک به افراد تازه پناهنده شده تکرار بشه؟
این سئوال رو از ساقی بانو هم دارم.
در کل بگم با پاسخ آرشام نمی تونم بگم قانع شدم، حس می کنم آرشام در این پاسخ داره مدام توپ رو به زمین دیگری می ندازه، البته شاید مقصودش این نبوده ولی برداشت من اینه، و اما در آخر آرشام می گه:
” به هر حال رضا جان خیلی مسائل دیگری نیز وجود دارد که هنوز منتشر نشده است و خود تو و دیگر دگرباشان موظف هستند که جلو ادامه ی اینگونه رفتارها کرفته شود نه اینکه انجام این تجاوزها و تحقیرها و مشکلات را با سکوت نادیده بگیرند و اعتراضی هم نکنید. بله خود تو هم باید اقدام کنی “
اینکه من تا به حال در سین جین کردن ملت! کوتاهی کردم رو قبول دارم، و از زیر بار مسئولیت شونه خالی نمی کنم اما اگر منظوری بیش از این هست لطفا برام توضیح بدین. و درضمن باز هم می گم این دلیل نیست که آرشام مسئولیتی نداشته باشه و همه تقصیرها به گردن دیگری باشه.
اما نکته دیگه بر می گرده به اتهام هایی که آرشام بر ساقی وارد کرده، یکی از این اتهامات از طرف ساقی پاسخ داده شده اما اتهام دوم یعنی گمراه کردن یک پناهنده ( حالا به هر دلیلی ) رو هم باید دید ساقی وارد میدونه یا نه؟
ساقی می گه:
“ ساقی قهرمان، یعنی کسی که به نمایندگی از طرف شورای دبیران سازمان ایرکو، و به عنوان پرزیدنت سازمان ایرکو با جامعه ی دگرباشان جنسی ایرانی و پناهجویان دگرباش جنسی و سازمان ها و افرادی که با ایرکو در تماس هستند، مکالمه و مکاتبه و مراوده دارد، هرگز و به هیچ یک از پناجویان و پناهندگان هیچ گونه اشاره ای مبنی بر کنارگذاشتن یک سازمان دیگر، هر سازمانی، و کناره گرفتن از سازمان های دیگر، هر کدام از سازمان ها، نکرده است “
این همون نکته ای که من می خوام بدونم آرشام هم چنین کرده یا نه؟ و حاضره چنین شهادتی بده؟
و ساقی ادامه می ده:
”توصیه ی ساقی قهرمان به پناهجویان و پناهندگان دگرباش جنسی مقیم ترکیه، و دیگر جاها، همیشه و صد در صد این بوده که از هر کدام از سازمان های حامی دگرباشان جنسی در ترکیه و در هر کجا که مستقر هستند هر کمکی که از این سازمان ها بر می آید را با پیگیری طلب کنند تا مراحل پرونده با سعی همه ی طرف های درگیر تسریع شود”
ساقی بانو شما هم در چراغ و هم در جاهای دیگه از سازمان هایی گفتین که از پناهندگان دگرباش ایرانی اخاذی می کنند، خب با این اوضاع ساقی چطور همه رو توصیه کرده به کمک گرفتن از همه ی سازمان ها و آیا هیچ ملاکی ( مدرک قابل ارائه ) برای شناخت سازمان های متخلف هست و ساقی و سازمان مطبوعش واقعا هیچ لیست سیاهی ندارند؟
( این سئوالم دلیل بر مخالفت پیگیری پرونده یک پناهجو از طرف چند سازمان نیست و اتفاقا با این موضوع به شدت! موافقم اما با شرایطی، که اگر لازم شد توضیح خواهم داد )
و در جای دیگه ساقی می گه:
” یکی از مواردی که در متن مانی زانیار مطرح شده مربوط به سازمان اورام، مستقر در امریکا، و حامی حقوق پناهجویان دگرباش جنسی در ترکیه است. “
تا جایی که من می دونم منظور یک سازمان نبوده، و از منبع دیگه ای هم شنیدم ( در حد یک شنیده ) که به تازگی چند سازمان در ترکیه مشغول به فعالیت شدند که اعتبار اونها هم مورد سئواله! ( شنیده من دقیق نیست لطفا اگر اطلاعی در این مورد دارید ارائه کنید )، طبق آخرین خبری که روی وبلاگ مانی و آرشام رفته، این دو در مورد مطلب مانی گفتگو داشتند که مشتاقم بدونم گفتگویی بین مانی و ساقی قهرمان یا سازمان مطبوعش هم بوده یا نه؟
پی نوشت:
1 – چندی پیش با دوستان “پسر” بحثی داشتیم در مورد اینکه پسر می تونه به نقد روی بیاره یا نه که هرچند رای غالب بر این شد که پسر می تونه نقد رو هم در میان خودش جای بده اما نگرانی دوستان این بود که بحث به حاشیه های بی فایده کشیده بشه، به دوستان حق می دم و جدا توصیه می کنم دوستان ما ( ساقی و آرشام ) به جای اتهام زدن سعی کنند قدری از آنچه انجام دادن و از برنامه هاشون بگن تا اینکه مدام دیگری رو مورد اتهام قرار بدن.
اتهام به دیگری نمی تونه برای ما پاسخ محسوب بشه.
2 – در این مقطع من به داخل ایران و اوضاع اینجا نگاهی! ندارم و نگاهم به اوضاع پناهندگانی هست که به اقرار هر دو سازمان نام برده شده قابل دسترس تر از دگرباشان داخل ایران هستند و این سازمان ها کارهای قابل لمس تری می تونن براشون انجام بدن.
3 – با اینکه مانی اعلام کرده سخنانش مستند هستند ( و با نظراتی که آرشام و ساقی دادند هم گویا ادعاهای مانی در حد یک ادعا نیستند )، اما این کافی نیست و به نظرم این طبیعی باشه که از مانی بخواییم تا جایی که ممکنه و برای افراد مطرح کننده این ادعاها خطر نداره مدارک رو منتشر کنه و یا حداقل در اختیار هر دو سازمان قرار بده و از طرف هر دو سازمان رسیدی قابل ارائه دریافت و رسید رو در معرض دید عموم قرار بده.
4 – بذارید در آخر برای آنچه تا به حال ارائه شده از طرف ساقی و آرشام یک نظر دهنده برتر انتخاب کنم، به نظرم پاسخ ساقی جامع تر و پذیرفتی تر بود و نکته بسیار مثبتش این بود که ساقی بدون به حاشیه رفتن و اتهام زدن پاسخش رو بیان کرده که امیدوارم این رویده از طرف آرشام هم پیگیری بشه و البته ساقی هم از این راه خارج نشه.





رضا جان. اگر اول از همه پی نوشت شماره ی یک رو پاسخ می دم. تا به حال همیشه به من اعتراض می شده که چرا هیچ پاسخی به اتهاماتی که ماه هاست داره به تو وارد میشه نمی دهی و قضیه را مسکوت می گذاری. دلیل آن رویه شخصی من است که دنبال اتهام زدن و به قول تو توپ را به میدان دیگری هل دادن نیستم. نویسنده هم نیستم که برای پاسخ دادن مقاله نویسی کنم و از فوت و فن نویسندگی استفاده کرده و خودم را خوب و دیگران را با زبانی خوب، بد جلوه دهم. فکر هم نمی کنم لازم باشد که برنامه هایم را بگویم زیرا همه ی شما از نه سال پیش تا به حال در جریان کارهای من بوده اید و همه کارهایی که انجام می شود بر روی سایت سازمان نیز موجود است. هر جلسه، گفتگو و یا از این قبیل فعالیت ها هم که باشد از قبل اعلام یم شود.
برنامه ی خاصی برای آموزش پناهندگان وجود ندارد و وجود این گونه برنامه ها می تواند توهینی باشد به شعور انسان ها چون این وظیفه ی هر فرد است که موارد مختلف را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهد و در نهایت تصمیم به انجام کاری بگیرد.
تصور اینکه آرشام پارسی چون آرشام است باید تمام مسئولیت کارها و تصمیم ات و حتی خودکشی کردن افراد را به گردن بگیرد خنده دار است زیرا من با تمام پناهجویان و در کل با چندین هزار نفر ارتباطات هفتگی دارم و نه فرصت آموزش رفتاری فردی وجود دارد و نه اگر وجود داشت من آموزگار آن.
این یک واقعیت است که همه باید خودشان مراقب رفتارها و تصمیماتشان باشند. من هیچ گاه به کسی اتهامی نزدم و همیشه بر اساس اسناد و مدارکی که در اختیار دارم صحبت کرده ام. هر چند که خیلی ها ادعا ها و اتهاماتی به من وارد کرده اند در حالی که هیچ سند و مدرکی نداشته اند و هیچ کس هم از آنها نپرسید که مدرک شما چیست و حالا که بعد از گذشت ماه ها بیان می کنم که چه اتهامات واهی به من وارد شده است از من دلیل و مدرک خواسته می شود. جالب است. یک سال پیش وقتی همه خبرهایی مبننی بر دزدی های آرشام پارسی را با ولع هر چه تمام تر می جویدند کسی نپرسید که آیا سند و مدرکی دارید و اگر هم پرسیدند هیچ گاه آن مدارک را دریافت نکردند. حتی وکیل من نیز وقتی با موکلین آنها تماس گرفت که آیا هیچ مدرکی دال بر خلاف یا هر اشتباه و سواستفاده ی مالی توسط آرشام دارید که این ادعا را می کنید آن را برای مدت یک سال مسکوت گذاشتند و هیچ گونه پاسخی از طرف آنها و همچنین هیچ گونه مدرکی ارائه نشد چون شاید دیگر نیازی به آن نبود. مقام پرزیدنتی محیا شده بود. (آقای احمدی نژاد شما تنها پرزیدنتی نیستید که اینچنانی مقام به دست می آورید)
امروز جلسه ی شورای حقوق بشر همجنسگرایان ایرانی بود و مانی به عنوان رئیس این شورا مدارک و شواهد خود را ارائه کرد و در هفته ی آینده بیانیه شورا منتشر خواهد شد. این صحبت ها فراتر از گفتگوی بین من و مانی بوده است و در یک جلسه ی رسمی و بر طبق اسانامه ای که یک سال پیش تهیه شد این موارد مورد بررسی قرار گرفت و گزارش جلسه منتشر شد. مدارک زیادی وجود دارد که پناهجویان تهدید شده اند، در قبال کمک از آنها درخواست رابطه ی جنسی شده است، متهم به ارتباط با دیگران و تهدید به دست کاری پرونده شان شده اند و موارد دیگری که قبلن نیز به سازمان من و مانی نیز ارسال شده بود.
من هیچگاه نگفتم که حرف های مانی زانیار ادعا بوده است به دلیل اینکه ما بارها در این مورد جلسات تلفنی و اینترنتی داشته ایم و با افراد مختلفی نیز گفتگو کرده ایم تا صحت و سقم آنها را دریابیم.
با دفتر کمیسریای عالی پناهندگان سازمان ملل در ترکیه و همچنین سفارت های کانادا، استرالیا و سازمان طرف قرارداد دولت امریکا هم در ارتباط مداوم هستیم و مطلعیم که چه اقداماتی انجام گرفته و گزارش دقیق آنها را نیز برای این سازمان های نام برده شده نیز ارسال نموده ایم.
هر زمان که پناهجویان نیز از ما سوال کرده اند پاسخ داده ایم اما ما این حق را نداریم که برای کسی تکلیف مشخص کنیم که با فلانی حرف بزن یا نزن. این تصمیم و اختیار خودشان است که حرف بزنند یا نزنند.
همیشه نوشتن ساده تر از عمل کردن است و باید دید ادعای افراد مبنی بر نوشته هایشان است یا رفتار آنها.
رضا جان بحث بر سر قانع کردن نیست. امروز در مدت زمانی که برای صحبت در جلسه ی شورا داشتم به موردی اشاره کردم که بد نیست در اینجا نیز بنویسم: ما فعالان حقوق دگرباشان ایرانی باید امروز مراقب باشیم که چه کارهایی می کنیم که در آینده مسئول اتفاقات بد نباشیم. به هر حال نام همه ی ما در آینده خواهد ماند. هنوز وقتی نام محسن رضایی می آید خیلی ها می گویند او هزاران نفر را کشت چون خبردار شده بود که عملیات فاو لو رفته است اما با این وجود دستور حمله داد. خود محسن رضایی شاید شخصن کسی را نکشته بود اما مسئولیت مرگ آن رزمندگانی که در آن عملیات کشته شده اند تا ابد بر گردن محسن رضایی است چون می دانست و چمش را بست. امروز هم ما باید مراقب باشیم که در آینده مسئولیت بیچاره شدن و به فلاکت نشستن دگرباشان بر گردنمان نباشد. اگر چیزی دیدیم بگوییم و اگر خلافی سر زد بیان کنیم تا جلو عواقب آن گرفته شود. این می تواند همان موردی باشد که قبلا گفتم خود تو هم باید اقدام کنی. اگر دوست داشتی می تواینم در این مورد بیشتر صحبت کنیم.
بر خلاف میلم این کامنت طولانی شد اما در آخر باید اضافه کنم که من، مانی و دیگر فعالان دگرباش و همه ی جامعه ی دگرباشان داخل و خارج ایران به اندازه ی کافی مورد تبعیض قرار گرفته و سختی کشیده ایم و این وظیفه ی ماست که اجازه ندهیم از این به بعد این موارد تکرار شود. بیکار هم ننشسته ایم.
1- رضای عزیز
این مورد را در چراغ به تفصیل توضیح میدهم اما فعلن و به طور خلاصه: رسم این بوده که دگرباشان جنسی ایران وقتی به ترکیه (و یا کشورهای ترانزیت دیگر) می رفتند داستان های عجیب و غریب به عنوان دلایل فرار خود از ایران به وکلای یو-ان-اچ-سی-آر (کمیساریای عالی پناهندگی سازمان ملل) ارائه می دادند. دلیل هم این بود که یک پناهجو اگر جانش در خطر نباشد نمی تواند تقاضای پناهندگی بکند. بعد از مدتی این داستان ها همه شبیه به هم از آب درآمدند و همین ساختگی بودن داستان ها دلیل آن می شد که وکلای یو-ان حتی به بخش های واقعی داستان زندگی پناهجو هم شک کنند. بارها وکلای یو-ان ابراز کرده اند که “اگر پناهجو بتواند ثابت کند که دگرباش جنسی است، دیگر نیازی به ماجراسازی ندارد.” با وجود این هنوز بیشتر پناهجویانی که شک دارند داستان واقعی زندگی شان برای درخواست پناهندگی کافی است، ماجرایی را می سازند و در زمان مصاحبه به وکیل می گویند و در اکثر مواقع خود را دچار مشکل می کنند. من همیشه به همه پناهجویانی که با من تماس گرفته اند توضیح داده ام که ماجراسازی ضرورت ندارد، با دقت و حوصله وضعیت زندگی خود را به عنوان یک دگرباش در ایران شرح بدهند و …. . در مورد پناهنده ای هم که در پاسخ آقای آرشام پارسی به رضا به او اشاره شده: در سفرم به ترکیه، در حدود یک هفته پیش از مصاحبه اش با او ملاقات کردم، برایش توضیح دادم که داستان خروج اش از ایران اشکال دارد. تاکید را روی این داستان نگذارد و به وضعیت زندگی پیش از این ماجرا بپردازد. بله، کاملن ممکن است که یک پناهجو به وکیل یو-ان بگوید که از روی ترس، یا از روی اضطراب، و یا به دلیل توصیه های نادرست آشنایانش، موردی را مطرح کرده که حالا می خواهد پس بگیرد و واقعیت را بگوید. حتی در مواردی که یک پرونده به استیناف می رسد، یعنی در مرحله ی اولی که به دلیل شک وکیل به گفته های پناهجو و یا کمبود دلایل لازم برای پناهجویی، یک پرونده رد می شود و پناهجو یک ماه مهلت دارد که درخواست مصاحبه ی دوم بدهد می تواند مواردی از گفته های خود در مصاحبه ی اول را رد کند، یا اصلاح کند، و یا تکمیل کند. دوست پناهجوی ما چند راه داشت، که من به او یادآوری کردم. به او گفته شد که می تواند آن ماجرا را به عنوان دلیل فرار خود اعلام کند و دقت کند که به همه ی سوالهای احتمالی وکیل در آن مورد جواب منطقی بدهد. به داستان زندگی خود و مشکلات شدید پیش از آن ماجرا بپردازد و اگر سوالی از او در آن مورد مشخص که در پیش مصاحبه عنوان کرده است نشد خودش آن مورد را مطرح نکند. و … . آن پناهجو حدود سه چهار ساعت در مورد همه ی سوالهایی که ذهنش را در خصوص مصاحبه نگران و مغشوش می کرد حرف زد، و حتی آن ماجرا را هم از زاویه های مختلف بررسی کرد و شب پیش از مصاحبه هم به تفصیل صحبت کرد و جواب شنید. هنوز در ارتباط است و جزو آن دسته پناهجویانی است که به دلیل شرایط روحی و نشانه های ظاهری طبیعی، قبولی او هیچ موضوع نگرانی نیست.
2- ما در چراغ و “در جاهای دیگر” فقط در مورد یک نفر، یعنی آرشام پارسی ابراز نگرانی کردیم و در مورد هیچ سازمان یا فرد دیگری ابراز نگرانی نکرده ایم. ابراز نگرانی ما در چراغ نیز تحت عنوان “عدم شفافیت در مسایل مالی و عدم شفافیت پرونده های پناهندگان” بوده، از اخاذی اسم نبرده ایم. این عدم شفافیت، در صورت ایجاد شفافیت از طرف آقای پارسی، حل خواهد شد و مساله ی عجیب و غریبی نیست. اخاذی مقوله ی دیگری است که در چراغ از آن اسم برده نشده. متن بیانیه ی سازمان ایرکو در مورد آرشام پارسی در چراغ شماره 43 و متن بیانیه ی سازمان در مورد ایرکیو و ساختار تازه ی شورای دبیران اش در وبسایت سازمان موجود است. در هر دوی اینها ابراز نگرانی بر اساس “عدم شفافیت” بوده با این وجود سازمان و ساقی قهرمان به پناهجوها و پناهنده های دگرباش جنسی ایرانی هیچ لیست سیاهی ارائه نمی کند. آرشام پارسی برای بخشی یا همه ی پناهجویان می تواند منبع کمک و راهنمایی باشد. انتخاب یکی یا همه ی سازمانهای حامی پناهجویان، تصمیم شخصی پناهجویان است و به سازمان ایرکو مربوط نمی شود. سازمان ایرکو در هر زمانی و در هر موقعیتی که پناهجویان و پناهندگان دگرباش قرار داشته باشند به درخواست کمک و راهنمایی شان پاسخ می دهد و شروع به همکاری و کمکرسانی می کند. دخالت در تصمیم پناهجویان در مورد سازمانی که برای کمکگیری و نمایندگی خود انتخاب می کنند، مساله ی شخصی پناهجویان و پناهندگان است و کمکرسانی در زمانی که از ایرکو کمک خواسته شده، مسوولیت ایرکو است.
3- ساقی قهرمان و سازمان ایرکو در مورد مسائلی که در وبلاگ مانی زانیار مطرح شده هیچ صحبتی با مانی زانیار نداشته اند. معمولن مانی در مواردی که نگرانی عمیق دارد با من تماس میگیرد و صحبت می کند. در این مورد هم اگر مساله جدی باشد حتمن این کار را خواهد کرد. تا جایی که من در سفر ترکیه شاهد بودم تنها یکی دو مورد “تهدید” وجود داشت که مساله ی مهمی نبود و بیش از این که تهدید باشد گله ی یکی از سازمان ها از پناهجویان به دلیل ارتباط با من بود.
4- در ترکیه در خصوص مسایل پناهندگان و پناهندگان دگرباش جنسی سازمان های محدودی وجود دارند. تعداد این سازمان ها آنقدر زیاد نیست که ما بخواهیم از چندین سازمان و بعد از چندین سازمان که همه پناهجویان را تهدید کرده اند و یا اخاذی کرده اند اسم ببریم.
این سازمان ها عبارتند از : آسام (نماینده ی سازمان ملل برای کمکرسانی به همه ی پناهنده ها و پناهجویان در کشور ترکیه است. کارکنان آن اکثرن ترک هستند) هلسینکی ( انجمن شهروندی هلسینکی- حامی پناهندگان و پناهجویان – مستقر در ترکیه- معمولن کمکهای حقوقی ارائه می دهد) کائوس گ ل (سازمان حمایت از همجنسگرایان و دوجنسگونگان ترکیه – به پناهندگان و پناهجویان دگرباش هم کمکهای حقوقی و مشاوره در مسایل پناهندگی ارائه می دهد) ایرکیو (سازمان دگرباشان جنسی ایرانی – کمک های مالی حقوقی /مشاوره /درمانی به پناهجویان و پناهنده های دگرباش ایرانی ارائه می دهد) اورام ( سازمان حمایت از پناهندگان و مهاجران مستقر در امریکا و ترکیه- به پناهجویان و پناهندگان دگرباش جنسی کمک های حقوقی ارائه می دهد) آی آر کیو آر (راه آهن پناهجویان دگرباش جنسی ایرانی – سازمان آرشام پارسی – کمک به و حمایت از پناهجویان و پناهندگان دگرباش جنسی ایرانی – چون موارد را دقیق نمی دانم اینجا نمی نویسم- اگر لازم باشد به وبسایت ای آر کیو ار می توان مراجعه کرد). سازمان های حامی پناهجویان و پناهندگان در ترکیه همه از اعتبار زیاد برخوردارند و کارشان در چارچوبی نیست که حتی احتمال اخاذی و تهدید ممکن باشد. تا به حال اقدام به تهدید و اخاذی از پناهجویان دگرباش جنسی ایرانی نکرده اند، چنین موردی شنیده نشده است، اما در طول زمان کمکاری کرده اند و کمکاری در مورد مسایل پناهندگان، آسیب اندکی نیست. اگر کسی اتهام کمکاری به این سازمان ها وارد کند به حق گفته است.
5- مساله ی پناهجویان و پناهندگان دگرباش جنسی در ترکیه، و در اروپا، مساله ی حاد است و باید به تفصیل به آن رسیدگی بشود. نیازها بسیار متنوع و بسیار عاجل اند. اطلاع رسانی در مورد وضعیت پناهندگی به اندازه ی کافی انجام نشده. اطلاع رسانی در مورد روند مراحل پناهجویی و پناهندگی و شرایط زندگی در ترکیه و اروپا، اصلن انجام نشده. نیازهای مالی و روحی و درمانی وحشتناک زیاد است.
من امیدوارم در هفته های آینده در وبسایت فارسی سازمان چند متن در رابطه با ترکیه و مراحل پناهجویی قرار بدهم و چون امکان کامنت گذاشتن هست با سوال هایی که پرسیده می شود کمبودهای متن را در جواب می توان کامل کرد.
6- علاوه بر دیگر کمک های ممکن، یکی از کمکهای ممکن و در دسترس، از بین بردن فضای دلهره و اضطراب در بین پناهجویانی است که به خودی خود از پلیس و مردم و آینده ی مبهم وحشت دارند.
7- نقد و تحلیل و طرح پرسش همیشه ضروری ست و برای جامعه ای که به سرعت و با عجله در حال رشد است به هر صورتی که باشد در نهایت مثبت است و ایجاد پاسخ و ایجاد مسوولیت پذیری می کند
.
من با رضا موافقم
به شدت
و دیگه واقعاً وقتش شده که تکلیف این داستان ها مشخص بشه و همه بدونن اون پشت مشت ها چه خبره
به زودی خواهی فهمید.