تاریخچه پنهان همجنس گرایی در ایران(بخش دوم)
لینک به منبع(انگلیسی)
برگردان به فارسی: باران
بستن پیمان میان زنان همجنس گرا(صیغه)، از دوران باستان تا سده ی بیستم ادامه داشته و بسیار متداول بود. رسومات خاصی در این باره وجود داشت. زنی که تا پیش از این با زن دیگر پیمان خواهری داشت، نزد واسطی میرفت و سینی(طبق) پر شده از قندی که در میان آن یک آلت گونه ی چرمی و یا درست شده از صمغ به دقت جای داده شده بود را توسط واسط نزد زن دیگر می فرستاد اگر وی این پیشنهاد را می پذیرفت توری سفید و پولک دوزی شده ای را (مانند پارچه ای که بر سر عروس می انداختند) بر روی سینی می انداخت و اگر پیشنهاد زن را قبول نمی کرد توری سیاه بر روی سینی انداخته و پس می فرستاد.
تا نیمه ی دوم قرن نوزدهم و اوایل صده ی بیستم جامعه ی ایرانی همچنان همجنس گرایی را پذیرا بود و همچنان رابطه ی مردان بالغ با امرد در بسیاری از بخش های جامعه متداول بود. آنچه که آفاری آن را "دوجنس گرایی عاشقانه" می نامد در دوران باستان شکل گرفت و تا مدت ها میان زنان و مردان برجسته دوران ها ی مختلف ادامه داشت که در طی آن زنجیره ای از علایق (عشق مسلسل) در فرد ایجاد می شد. عشقی که نسبت به همجنس و غیر همجنس متغیر بود.
در دوران پادشاهی ناصرالدین شاه از سال 1848 تا 1896همچنان همخوابگی شاه با مردان جوان مورد پذیرش بود. شاه در این دوران علاوه بر زنانی که در حرم سرا داشت معشوق مذکری به نام "ملیجک" داشت که بیشتر از هر کس دیگری مورد محبت شاه بود.
ملیجک در خاطراتش اینگونه می نویسد: "محبت شاه نسبت به من به آن حدی رسیده بود که من قادر به بیانش نیستم. شاه مرا در آغوش می گرفت و مرا مانند بزرگترین معشوقش می بوسید"
در فصلی طویلی از کتاب، آفاری اثبات می کند که چگونه با انقلاب مشروطه در ایران و در مسیر مدرنیته شدن جامعه اندیشه ها و رویکرد های غربیان در جامعه رسوخ پیدا کرد.
نشریه مصور و فکاهی و آذری زبان "ملانصرالدین" که از قشر روشنفکر و عام جامعه هر دو، خواننده داشت و تحت نظارت روسیه به چاپ می رسید متاثر از تفکر مارکس مبنی بر حقیر دانستن پدیده همجنس گرایی نخستین نشریه ای بود که همجنس گرایی را تحقیر کرد و دگر جنس گرایی را تنها گرایش طبیعی خواند.
در این نشریه پدوفیلی و همجنس گرایی یکی تلقی شد، روحانیان و مدرسین دینی در آن متهم به تجاوز به پسران جوان شدند و همجنس گرای مفعول حقیر توصیف شد و به تمسخر عقد پیمان برادری در مقابل ملا به مراسم عروسی تشبیه شد. در این جا بود که سیاست های همجنس گرا ستیز غرب که دگرجنس گرایی را تنها گرایش طبیعی می دانست به فرهنگ ایران معرفی شد.
در حملات این نشریه به همجنس گرایی رویکرد ایرانیان نسبت به گرایشات جنسی در قرن بعد شکل گرفت و نمونه ای برای چندین روزنامه ی دیگر گردید چنان که آنان نیز همجنس گرایی روحانیان حوضه ها و مقامات سیاسی را مطرح می کردند.
در سال های بعدی نیز شورشیان ایرانی دائما همجنس گرایی چهره های سیاسی را به عنوان ابزاری برای خدشه دار کردن آنان مطرح می کردند و حتی اعلامیه هایی منتشر می گردید که در آن گفته می شد که مردان بالغ در مقابل شاه با یکدیگر رابطه جنسی بر قرار می کردند و یا مقامات حکومتی در زمان جوانیشان امرد بوده اند.
متعاقبن حامیان مشروطه به حامیان مبارزه علیه همجنس گرایی پیوستند. نمونه ی دیگر آن نشریه "کاوه" بود که در برلین چاپ می شد و سرپرست آن "حسن تقی زاده" رهبر مبارزه علیه همجنس گرایان و تمایلات همجنسگرایی شد.
با شروع پادشاهی رضاخان موجی از تغییرات حاصل شد که در آن همجنس گرایی به کل غیر قانونی گردید و ایرج میرزا شاعر باستانی ایران برای اشعاراش مورد توهین قرار گرفت. سیاسیون و قشر بالای جامعه اصرار بر حذف اشعار با مضمون همجنس گرایی از کتب درسی داشتند.
رهبر حرکت های بعدی علیه همجنس گرایی، "احمد کسروی" یک روزنامه نگار فعال و چهره ای مطرح در تاریخ بود. او جنبشی به نام "پاک دینی" را پایه گذاری کرد که در آن تفکرات همجنس گرا ستیز روزنامه ملانصرالدین مورد ستایش قرار گرفت و همجنس گرایی شاخصی برای عقب افتادگی فرهنگ جامعه نامیده شد. اشعار صوفیان با مضمون همجنس گرایی توصیف زندگی پست خوانده شد که برای جامعه خطرناک بوده و حذف شان از ادبیات ضروری است.
در همین راستا جنبش پاک دینی به آن جا رسید که کسروی تمامی کتاب های شعر با مضمون همجنس گرایی را در آتش سوزاند و نابود کرد که این اقدام درست مانند کاریست که نازی ها برای حذف مظاهر هنر جماهیر شوروی انجام می دادند. به تدریج درخواست کسروی برای عدم اجازه چاپ اشعار با مضمون همجنس گرایی در روزنامه ها از سوی حکومت پذیرفته شد. گرچه بسیار غیر عقلانی به نظر می آید اما کسروی حتی معتقد بود تلاش برای احیای شعر فارسی تلاشیست از سوی انگلیس و آلمان برای انحراف افکار جوانان و تحریف میراث به جای مانده از مشروطه.
آفاری با تاسف می افزاید: "در آن دوران اکثر حامیان حقوق زنان از طرفداران کسروی بودند زیرا او تک همسری و عشق در ازدواج را در جامعه ترویج می داد. اما نه او و نه آن حامیان حقوق زنان در آن دوران به وجه تمایز تجاوز به پسران جوان و یک رابطه ی همراه با رضایت بین دو همجنس، واقف نبودند."
گسترش رادیو و تلویزیون و امکانات چاپی به کسروی این اجازه را داد که از طریق چاپ روزنامه "پرچم" تفکر همجنس گرا ستیزی را در میان مردم گسترش دهد. تحریف در اشعار ادامه داشت طوری که تمامی اشعار مصور محدود به نمایش عشق میان دو غیر همجنس شدند و معشوق در این اشعار حتی اگر بر مبنای تمامی شواهد و قرائن مذکر بود، زن باید فرض می شد.
با موفقیتی که اقدامات علیه همجنس گرایی، در حذف اشعار و متون ادبی که در آن " آیین عشق میان مردان" آمده بود و نیز ترویج گسترده همجنس گرا ستیزی در این دوران بدست آورده بود، همانگونه که آفاری پیش تر نیز گفته است، عجیب نخواهد بود اگر بگوییم که رویکرد خصمانه رژیم کنونی ریشه در همان دوران دارد.
در کتاب پیشین آفاری، او و "کوین آندرسون" معتقد بودند که نسبت دادن برچسب های مشکلات جنسی و اخلاقی به شخصیت های برجسته در یک نظام پدر شاهی که در آن دگرجنس گرایی اجباریست سابقه ی طولانی دارد.
نارضایتی عمومی در دوران پهلوی محدود به نا کارآمدی روشهای اقتصادی و سیاسی حکومت نبود بلکه موج خشم مردم روش زندگی درباریان را نیز هدف قرار داده بود. گفته می شد که نخست وزیر شاه، امیر عباس هویدا همجنس گرا است ونشریات هزل دائما او را برای ظاهر و لباس های رنگی اش مورد تمسخر قرار می دادند و ازدواجش را مصلحتی می خواندند.
شایعه بود که شاه خود دوجنس گرا است و دوستی(مذکر)* از سوئيس که آشنایی آنها مربوط به زمان تحصیلشان در آن کشور بوده است، مدام با شاه دیدار داشته و با او رابطه جنسی دارد.
بزرگ ترین شایعه ای که خشم ها را بر انگیخت مربوط به دو مرد جوان شیک پوش در دربار** بود که گفته می شد مراسم ازدواج خود را در دربار برگزار کرده اند. این شایعه به تند روهای اسلامی این فرصت را داد که میان مردم این تفکر را ایجاد کنند که دربار فاسد است و بی شرمانه ترین جرم ها در آن اتفاق می افتد و باید انقلاب صورت گیرد.
اندکی پس از به قدرت رسیدن آیت الله خمینی، وی همجنس گرایی را جرم و مجازات مرگ را برای آن تعیین کرد.
آفاری شرایط همجنس گرایان در دوران ریاست احمدی نژاد را این گونه ارزیابی می کند :"از آن جا که شرع حکم اعدام را تنها در صورت اعتراف خود فرد و یا گفته ی چهار شاهد لازم به اجرا می داند، امروزه آثار شیمیایی حاکی از داشتن رابطه در بدن فرد، حکم را تایین می کند. هنگامی که چنین موادی در بدن یافت شد حکم اعدام صادر می شود. به دلیل آنکه اعدام مردان با جرم همجنس گرایی واکنش جهانیان را در پی داشته است، دولت اکنون همجنس گرایان را تحت عنوان پدوفیل و یا متجاوز اعدام می کند که ادامه این روش به تخریب بیشتر وجهه ی همجنس گرایان در ایران منجر خواهد شد و همدردی مردم را برای این کشتار ناعادلانه کاهش خواهد داد.
هم چنین بسیاری از ایرانیان شهر های مذهبی کشور مانند قم و مشهد و به خصوص مدارس آموزش علوم دینی را که در آن ازدواج موقت رایج تر است، محل رواج پدوفیلی و خود فروشی می دانند."
این نکات تنها گزاری بودند بر کتاب ارزشمند آفاری که در آن علاوه بر آنچه گفته شد وی به تفصیل در مورد جنبش های زنان که در قرن 19 آغاز شده اند سخن گفته است. آفاری خود می گوید: "مدت هاست که صحبت از همجنس گرایی در دوران باستانی ایران به عنوان موضوعی از موضوعات شرق شناسی مطرح است… من اکنون به این نتیجه رسیده ام که سخن گفتن از جنسیت و حقوق زنان و به خصوص حقوق مربوط به ازدواج بدون مطرح کردن موضوع روابط همجنس گرایان مشکل خواهد بود."
و به همین دلیل است که نه تنها حامیان حقوق همجنس گرایان و زنان در ایران بلکه تمامی کسانی که معتقد به آزادی جنسی در دنیا هستند مدیون تلاش های ژانت آفاری خواهند بود.
———————————-
پی نوشت:
* ارنست پرون ( Ernst Perron )
** جایی از فرح پهلوی چنین یاد می کنند:
” ناصر امينی در <روزها در پی سالها> مينويسد که تنها ازدواج دو مرد در ايران در همان دوران روی داد:
«در همان زمان و ايام بود که روزنامه های تهران خبر ازدواج دو مرد ايرانی را که همه جا خود را وابسته به دفتر شهبانو معرفی ميکردند منتشر کردند» ص ۲۴۹
اين مسئله ازدواج دو مرد را در ايران دوران شهبانو، خود ايشان هم در مجامع غربی بارها مطرح نموده و آنرا يکی از افتخارات خود ميداند، بگونه ايکه در همان سالها ايشان برای آن دو مرد يک ميهمانی پاگشا داده است. “
گفته می شود این دو مرد از فرزندان نظامیان طراز اول کشور بوده اند.
مطالب مرتبط:
:: تاریخچه پنهان همجنس گرایی در ایران(بخش نخست)





باران جان دستت درد نکند.
مطلب بسیار جالبی را برای ترجمه انتخاب کردی.
بهترین نتیجه ای که این نوشته می دهد این است که همجنسگرا ستیزی از غرب وارد ایران شده و نه همجنسگرایی.
البته این مطلب انتخاب عالی آقا رضا بود واسه ترجمه که دستشون درد نکنه نکات خیلی جالبی داشت
راستش یکی روی فیس بوک لینک داده بود و منم با همون روشی که قبلا! توضیح دادم یه نگاه انداختم دیدم اشاره های آشنایی داره و این بود که پیشنهادش کردم
اما کار به این قشنگی با پیشنهاد پیش نمی ره
مهم زحمت شما است باران جان که بسیار متشکرم
allyyyyyyyyyy boood
ممنون که زحمت کشیدی باران جان
فککر می کنم تحلیل نویسنده ایده آلیستی بود. به نظرم باید شرایط مادی رو جدی تر می دید.باید کتاب رو حتما خوند…