پرش به محتوا

من هستم: زود دیر شد

2009/10/25
بدست

لینک به منبع

تا حالا به این فکر کردی که یه وقتی هم میرسه که وقتی از جلوی آیینه رد میشی سریع رد میشی که خودتو نبینی
که فرار کنی از خودت
مسئله فلسفی نیست
از ظاهر خودت
دیگه مثل الان واسه چند دقیقه به آیینه خیره نشی که وایییییییییی
عجب چیزیم من
یه وقتی میرسه که دیگه زیبا نیستی
و هر ورز که جلوی آیینه می ایستی یه نشونه جدید از گذر زمان میبینی
زمان زیباییت رو ازت میگیره
دیگه اون خونی که تو وجودت موج میزد به زور میچرخه
تا فقط تسویه حساب کنی و بری
همین
اون موقع چی داری واسه اینکه آدم ها رو به خودت جذب کنی؟
که تنها نباشی
همین الانش هم که مثلا زیبایی به نظر من تنهایی چه برسه به اون موقع
پاشو یه کاری کن
هی نگو بعدا
از کجا معلوم همین امشب که داری از خیابون رد میشی یه ماشین نیاد از روت رد شه؟
بمیری
به همین راحتی
سهمت از این دنیا ته میکشه
از خواب پاشو
اگه وقتی داشته باشه الان وقتشه
ترس رو کنار بذار
انقلاب کن
درون خودت
و بیرون
انقدر قوی هستی که بتونی خیلی چیزا رود عوض کنی
پاشو که همین الانش هم دیره
چه برسه به فردا؟

هنوز دیدگاهی بیان نشده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 60 مشترک دیگر بپیوندید