آزادی واقعیت دارد: این است نشانه ها ی پایان…
حقیقت هاپشت حصار محکم جهل ونادانی می مانند . پلیدی ها بر صحنه ی روزگار نقش می بندند انسانها آرمانهای خود را گم می کنند …
هدف ها به تدریج به فراموشی سپرده می شوند. و انسانها ظاهر را به باطن ترجیح می دهند. به انسانها این گونه القا می شود. که کور کورانه از دین خود دفاع کنند. و به انها گفته میشود که دشمن در کمین است و در هر صورت این دین است که باید حفظ شود. به آنها پوسته ای از دین نشان داد می شود. بر اجرای ظواهر دین سخت پافشاری میشود بدون اینکه هدف و مقصود به یاد آورده شود. سوء استفاده از دین فراگیر میشود. وتابوها آرام آرام بر ذهن هایی که از خود می ترسند هجوم می آورند. انسانها از شکنجه مخالفانشان خوشحال می شوند و پیروزمندانه و باغرور و شعف همه ی ارزشها را ناخودآگاه زیر سوال می برند. همانها که همه ی دین را تعویض میکنند. با اطمینان و غرور از اجرای دین حقیقی سخن می گویند . و خود را بزرگان مقایسه و برای خود مقامی صدها برابر برتر از آنها می بینند. و همان جاست که معنای انسانهای بزرگ و دغدغه هایشان به گور می رود. و همان جاست که باید سر در چاه که نه سر در این عصر مدرن پر مدعا کرد و تا می توان گریست. و تا می توان خنده ی شیطان خود ساخته را دید که بی مهابا می خندد و میگوید اه ای انسان این تو بودی که باهمه ی غرور و نخبتت خود را چه راحت فروختی …
متجاوزان خارهای تیز و برنده هایشان را با نام دین بر دنده های بشریت فرو می برند. و جهالان مست و بی خبر از همه جا می خندند و ذهن آشفته خود را با دینی مخالف دینداری تاریک تر از پیش می کنند. واین بود سزای اعتمادت …خدایا…
آری این است نشانه های پایان …
و وعده ی ما نزدیک است…






يك پاسخ برايش بگذاريد