نوشتگاه یک همجنسگرا: براي سپهر 19 ساله چه كنيم ؟
“ محمد حسین سلام ، چند روز است مشكلي خاص برايم پيش آمده است نمي دونم چه كنم خواهش مي كنم كمكم كن :
اسمش علي بود اونو رو توي سوپري محل ديدم ، يهو يه جوري شدم نمي دونم چي شد ولي چشاش ، نمي تونم چطوري بگم ولي من يه جوري شدم آره محمد حسین من عاشق شده بودم ، يعني فكر كنم عاشق شدم نگاهش ، چهره ،صداش نمي دونم چه مرگم بود ولي تمام فكرم شده بود علي ، نميدونستم بايد چيكار كنم ، ديگه نمي تونستم تحمل كنم شمارشو پيدا كردمو و بهش زنگ زدم .
حسابي ضدحال خوردم ولي نمي تونستم بذارم به همين راحتي عشقمو از دست بدم رفتم و توي سوپري بهش گفتم ، همه چي رو بهش گفتم نگاه كرد و گفت : برو بيرون
اعصابم داغون بود ولي نه اون حق من بود منم حق داشتم محمد حسین حق نداشتم ، داشتم ديگه خودت قبل گفته بودي كه عشق حق همه ماست ،يادت كه نرفته
مسير هميشگيم اون شده بود صبح ، شب ،ظهر هميشه و هميشه اونجا بودم از دور نگاش مي كردم
اون روز يه صدايي شنيدم باور نمي كردم صداي علي بود ، اون روز يكي از بهترين روزام بود .
سلام ، دستشو دراز كرد باور نمي كردم
دستشو گرفتم ، تپش قلبم ، گرماي دست او اي كاش دستامون قفل مي شد اي كاش هميشه اين گرما رو حس مي كردم .
فردا ساعت 6 بيكاري ، مي خواهم باهات صحبت كنم
باور نمي كردم با تمام وجودم گفتم آره ، محمد حسین چطوري بگم ولي تا فردا ساعت 6 مردم و زنده شدم
مي دوني بهم چي گفت ؟ گفت فقط مي تونه به عنوان يه دوست معمولي برام باشه دوستي كه 8 سال از من بزگتره . همينم براي من كافي بود تازه منم براي جمعه خونه شون دعوت كرده بود ، ديگه داشتم ديونه مي شدم باور نمي كردم كه خدا اينقدر زود صدامو بشنوه و جواب بده
از اون روز هر روز پيشش بودم و خنده ي او ، خنده او خيلي قشنگه ، وقتي مي خنده انگار كل دنيا مي خندن .
و جمعه حسابي به خودم رسيده بودم ، قيافه خوبي داشتم و با اون لباسا حسابي خوشتيپ شدم
واي ،چقدر خوشگل شده بود ، باور نمي كردم كه روزي من و او در كنار هم و … ( دوستان عزيز اين قسمت از ايميلشون را نمي توانم بگذارم به عبارتي ديگر سانسور شد )
بعد از جمعه عشقم به اون بيشتر شده بود ، حسابي خوش گذشت خدا چقدر چشماش علي زيبا بود ، و اندام مردانه او بخصوص زماني كه در آغوش او بودم واي بدن ( ببخشيد مجبورم دوباره سانسور كنم )
ساعت 8 صبح با زنگ تلفنم بيدار شدم ، علي بود ،عشق من ،جان من
سلام علي جان
مي توني بياي كارت دارم
باشه الان ميام
آره رفتم و علي از من مبلغي پول مي خواست هرچند كه برايم بسيار عجيب بود ولي برام مهم نبود حاضر بودم براي او هر كاري كنم ،ولي مبلغ او كمي زياد بود بهش گفتم علي جان توي حسابم اينقدر ندارم اگر مي خواي مي تونم حدودا 300 تومن بهت بدم ولي او … محمد حسین باقيش رو چطوري بگم ، چطوري بگم كه چي شد چطوري بگم كه ……
يهو ديدم علي عصبي شدم و حسابي فحشم گفت بايد بدي اگر ندي فيلمتو پخش مي كنم
فيلم !! فيلم چي ؟
گوشيشو نشونم داد نه ، خدا آره فيلم اون روز بود ، فيلمي كه من و او … ( باز هم سانسور )
نمي دونستم بايد چي بگم باور نمي كردم آخه اون عشق من بود ، آخه چطوري …
با هزار بدبختي پولو جور كردمو بهش دادم ولي اون ديگه ول كن نيست محمد حسین بگو چيكار كنم ،خواهش مي كنم كمكم كن نمي دونم بايد چيكار كنم ، محمد حسین تازه اون يه سري درخواستاي ديگه هم داره درخواستهايي كه …. (و بازهم سانسور )”
آری دوستان عزیز متن فوق ايميل دوستی بود كه درون وبرونم را تكان داد ، براستي سپهر 19 ساله بايد چه كند ؟
حالم از خودم، جامعه ام و انسانهاي اطرافم بهم مي خورد ، از اين قوانين محدود كه جامعه را به كثافت كشانده است حالم بهم مي خورد،قوانيني كه در اينجا نه تنها براي سپهر نمي تواند كاري كند بلكه او را متهم مي كند و طناب دار را به او هديه مي دهد ، آري از فردي سوء استفاده مي شود ولي اين قانون لعنتي به جاي اينكه حامي او باشد او را از خود فرار مي دهد و لعنت بر اين قانون .
با چندتا از دوستان صحبت كردم و پيشنهادهايي دادند ، پيشنهاديي كه نمي دانم ،نمي دانم
دوستانم من هيچ چيزي را نمي دانم چند روز است هر چه ايميل مي زنم جوابي نمي گيرم ،و مي ترسم ،مي ترسم نكند سپهر …
و در آخر از دوستانم خواهش مي كنم كه خود را يك دقيقه فقط يك دقيقه جاي سپهر بگذاريد و بگوييد به او چه جوابي بدهم ،بگوييد براي سپهر 19 ساله چه كنيم ؟ سپهري كه …





سلام اگه من بجای شما بودم با دوسه تا از رفیقام چفیه می بستیم و می ریختیم تو مغازش و خواهر مادرشو میاوردیم جلوی چشماش تا دیگه گنده برنداره تازه یه یادگاری هم پشتش می ذاشتم تا هر وقت رفت دستشویی یاد من بیفته و اون خاطره تلخ
منم اگه بودم همچین می چزوندمش که یادش نره