پرش به محتوا

ESHAAREH: دلایل من برای نبودن و ننوشتن

2009/11/15
بدست

لینک به منبع

گاهی چیزی که خرد و یا له شده رو میشه دوباره به نوعی به هم پیوند داد و از نو ساخت و استفاده کرد ولی چیزی که نابود شده دیگه قابل استفاده نیست و این حکایت زندگی منه. در زیر به دلایلی اشاره خواهم کرد که منو به نابودی کشونده و هیچ رمقی برای ادامه ی راه برای من باقی نگذاشتن:

1)      دعوا های هر روزه پدر و مادر و عدم سازگاری اونها پس از حدود 50 سال زندگی مشترک.

2)      نگاه کردن داداش به ماها مثل یک برده. فکر میکنه همه ی ما ناقص العقل هستیم و اون تنها کسی هست که توی این خانواده عقل داره ولی اشتباهات فاحشی که در طی این سالیان زندگی از ایشان دیدم، برعکس اینو ثابت کرده به اضافه ی دخالت های نابجای ایشان در خصوصی ترین مسایل زندگی ماها.

3)      جدیدا داداش پا رو  توی یک کفش کرده که میخواد از ما جدا شه یعنی به نوعی ما رو از خونه بندازه بیرون و به من، مادر، خواهر و پدر پولی بده بریم خونه بگیریم و خودش بشینه توی خونه ای که پدر و مادر از روی خریت به اسم ایشان کردن.

4)      عدم ثبات در زندگی خودم. به نظر شما 5 سال صبر کردن برای رسیدن به یک نفر که بخوای با اون و در کنارش زندگی کنی کمه؟ 5 سال تمام لحظه های زندگی رو تلف کردم تا بهش برسم ولی چه نتیجه ای گرفتم؟ هر روز بدتر از دیروز شد. امروز به خودم وعده دادم که فردا میرسم، فردا بهتر خواهد بود ولی چه سود که فردای من بدتر از دیروز بود. اینقدر گریه کردم و زانوی غم به بغل گرفتم که دیگه حالم از خودم بهم میخوره. آخه وقتی که سن میره بالا دیگه حال و حوصله ای برای هیچی نمیمونه و من در سنی هستم که دیگه تنهایی رو نمیشه تحمل کرد. این دوره و زمونه هم که همه دنبال قیافه و ک…ن ردیف هستن ولی من هیچی ندارم. نه قیافه و نه اون چیزی که کسی مایل باشه به خاطر ارضـ ـای خودش دور و بر من بیاد. به قول یکی از دوستان: هنگامی که سطح هـ ـورمـ ـون های بدنت سر به فلک بکشن و جایی و کسی رو نداشته باشی که خودت رو تخلیه کنی میفهمی دنیا دست کی هست. تنها نیاز

جـ ـنـ ـسـ ـی نیست بلکه حس محبت و عـ ـشـ ـق ورزیدن و خیلی چیزهای دیگه هست که        با این حس آمیخته شده و زندگی رو برای تو غیر قابل تحمل میکنن. کاش نیاز من فقط

جـ ـنـ ـسـ ـی بود.

5)      اینجا شهر کوچیکی هست. همه همدیگه رو کم و بیش شناخته و یا دست کم از طریق نت همدیگه رو ملاقات کردن. نشد و نمیشه اینجا کسی رو پیدا کنم.شما به من بگید کجا میتونم کسی رو که میخوام پیدا کنم؟ برم توی کوچه و خیابون داد و هوار بکنم ای مردم کمکم کنید من فلان چیز میخوام؟ شما بگید. شاید مخ من تاب برداشته و یا به قولی ریده و چیزی به ذهنش نمیاد. چکار کنم؟ راهی چاهی؟ بشینم توی خونه مثل قدیم ها تا مرد خوشبختی های من سوار بر اسب سفید بیاد و منو به ترکش گذاشته و ببره ؟ ! اینقدر هم توی روم و نت رفتم که دیگه حالم از هر چی نت ه بهم میخوره. یه مشت بچه کـ ـونـ ـی و منحرف کثیف اونجا نشستن و آبروی من و شما رو هم بردن. یارو میبینی زن و یا دختر پیدا نمیکنه میاد توی روم پیام میده. پس از مدتی به گوشش میخوره که چیزی به نام گـ ـی با پوزیشن تی هست میاد خودش رو جای من و شما جا میزنه و به هر بدبختی که توی روم ( از روی خریت یا سادگی ) پیام میده پیشنهاد سـ ـکـ ـس میده. مینویسه: کـ ـون میدی؟ این رو همه ی ما حتی برای یک بار هم که شده تجربه کردیم و حقیقت محض هست.

6)      دست کم چهار سال بودم، نوشتم، بیانیه صادر کردم، حمایت کردم، اعلام انزجار کردم. چی نصیب من شد؟ هیچ. انتظاری ندارم که از این وبلاگ و جای دیگه ای، چیزی نصیب من بشه. منظور نتیجه ی کار هست که هیچ سودی واسه من نداشته و نخواهد داشت. توی این کامپیوتر هم هر چی دلتنگی داشتم نوشتم ولی هیچ پاسخی از اون نشنیدم. مثل یک تکه سنگ اینجا نشسته و فقط بر و بر منو نگاه میکنه. اینقدر بدبختی دارم که دیگه رمقی باقی نگذاشته واسه ادامه ی راه. غصه ی کی رو بخورم؟ پدر؟ مادر؟ خواهر؟ آزار و اذیت های داداش؟ و یا غصه ی خودم؟

و اینطور بود که من نابود شدم و از همین جا رسما اعلام میکنم:

من ” حامد ” نویسنده ی وبلاگ های ” اشاره ” در هر سیستم وبلاگ نویسی ( بلاگفا، بلاگ اسپات، وردپرس و … ) دیگر در هیچ جایی نخواهم نوشت و برای همیشه با وبلاگ نویسی خداحافظی خواهم کرد.

شما خوش باشید. به پایان آمد این دفتر و هیچ حکایت دیگری در راه نیست و هیچ برگشتی هم در کار نیست.

هنوز دیدگاهی بیان نشده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 60 مشترک دیگر بپیوندید