پرش به محتوا

hamraz: جنسیت و اجتماع

2009/11/20

لینک به منبع

( به مناسبت ۲۰ نوامبر، روز جهانی مبارزه با ترنسفوبیا )

دنیایی که در اون زندگی میکنیم حاصل یکسری آمار و احتمالاته و نه هیچ چیز دیگه ای. اینهمه تنوع در اجزای طبیعت و گونه های گیاهی و جانوری و حتی تنوع در آب و هوا و شرایط گوناگون جغرافیایی و گوناگونی تمامی اجزای کائنات از ذره تا کیهان خود شاهدی بر این امر می باشد.

حالا از خودتون سوال کنین آیا به خاطر یکسری آمار و ارقام و احتمالات که هیچکدوم تحت کنترل و اختیار ما نیستن مجازیم که سایرین رو محکوم و مجازات کنیم؟ و آیا معیاری بر این داریم که از دیگران بالاتر و یا پایینتریم؟ و چون احتمال بعضی چیزها کمتره محکوم به فنا هستن؟ آیا اقلیت محکوم به فناست یا این ترس ما از نابودیه؟ بهتره برای لحظه کوتاهی به خودمون دروغ نگیم و نقاب غرور و خودخواهی رو از چهرمون برداریم. بخصوص اگر نقاب قدرت بر چهره داریم …

تاثیر انحرافات کروموزومی و هورمونی در سرنوشت جنسیت انسان ( از دیدگاه زیست شناختی )

جنسیت تنها تابع کروموزومهای جنسی نیست، بلکه امری نسبی است. یعنی تابع نسبت اختلاف غلظت هورمونهای جنسی است که در غده های تناسلی و فوق کلیوی ساخته و ترشح میشوند. ژنها در حقیقت فراهم آورنده زمینه ای هستند که بین هورمونهای تناسلی مولد جنسهای نر و ماده توازن غلظت به وجود می آورند. از این رو حتی چنانچه ژنوتیپ کروموزومهای جنسی طبیعی باشد، اما رویان، در طی دوران نمو خود در رحم مادر به ویژه بین هفته های هفتم و هشتم، با مقادیر غیر عادی هورمونهای تناسلی رو به رو گردد، رشد اندامهای تناسلی او غیر طبیعی خواهد شد.

توضیح : منظور از غیر طبیعی این است که درصد احتمال آن پایینتر است و با آنچه که درصد احتمالش در طبیعت بالاست مغایرت دارد.

پی نوشت : در طبیعتی که همه چیزش بر اساس آمار و احتمالات است هیچ چیز غیر طبیعی نیست.

آنیما و آنیموس ( از دیدگاه روانشناسی )

تائوئیست های چینی از یین و یانگ، یعنی جنبه های زنانه و مردانه شخصیت ما صحبت کرده اند. به نظر یونگ جنبه زنانگی شامل ظرفیتهایی برای پرورش فرزند، احساس، هنر و یگانگی با طبیعت، و جنبه مردانگی شامل تفکر منطقی، ابراز دلیرانه و غلبه بر طبیعت است. همه ما از نظر زیست شناختی، دو جنسیتی هستیم و همه ما زمینه های دوجنسیتی را در افراد تشخیص می دهیم. بنابراین تمامی انسانها هم خصایص مردانه دارند و هم زنانه. ولی ما انسانها همچنین از لحاظ ژنتیک دارای تفاوتهایی جنسیتی هستیم که فشارهای اجتماعی شدن، آن را تشدید و برجسته میکند و زنان را تحت فشار قرار میدهد تا جنبه مردانگی خویش را، بیشتر مورد تاکید قرار دهند. نتیجه آن میشود که جنبه دیگر سرکوب و ضعیف می شود. مردان گرایش پیدا میکنند تا به طور یکطرفه، مستقل، پرخاشگر و عقلانی بشوند. آنها ظرفیت های خویش را برای پرستاری و بچه داری و وابستگی به دیگران، مورد غفلت قرار می دهند. زنان، جنبه های پرورش فرزند و احساسات را در خود رشد می دهند و از ظرفیتهای خویش برای تفکر منطقی و ابراز وجود غفلت میکنند. با وجود این جنبه های مورد غفلت قرار گرفته ناپدید نمی شوند، بلکه فعال باقی می مانند و در ناخودآگاه ما ظاهر میشوند. در مردان، جنبه زنانگی، در رویاها و خیال پردازی ها به عنوان زن درونی یا آنیما ظاهر میشود و مرد درونی موجود در زنان آنیموس نامیده می شود.

توضیح : عاملی که باعث نقش پذیری جنسی ما میشه فشار اجتماعیه و نه ژنتیک و نه جنسیت.

دوباره برمیگردیم به سوالات ابتدای متن. امیدوارم جواب خوبی براشون پیدا کرده باشین. به امید روزی که همه وجدانهای خفته بیدار بشن…

از مهدی عزیزم بی نهایت سپاسگزارم که بهم یادآوری کرد.

رفرنسها : کتاب نظریه های رشد ( ویلیام سی. کرین ) و کتاب زیست شناسی عمومی ( هیئت مولفان )

 

2 دیدگاه یکی بگذارید →
  1. 2009/11/21 15:15

    وبلاگ خیلی مفیدی دارید. ممنون که سعی در آگاهیه دیگران دارید

دنبالک‌ها

  1. وقایع مرتبط با دگرباشان ایرانی در سالی که گذشت « پسر

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 69 مشترک دیگر بپیوندید