آبی آسمانی: روز جهانی مبارزه با ترنسفوبیا
امروز بیستم نوامبر برابر با 29 آبان ماه روز جهانی مبارزه با ترنسفوبیا است. در میان اقلیت های جنسی، ترنس ها تحت شدیدترین فشارهای روانی و حتی خشونت های کلامی و فیزیکی از سوی جامعه هستند. بر خلاف اکثر همجنسگرایان پنهان کردن گرایشات و تمایلات جنسی برای دگرجنس گونگان بسیار مشکل و با فشارهای شدیدتر روانی همراه است. ظاهر متفاوت با اکثریت باعث می شود ترنس ها در جوامع محافظه کاری مانند ایران انگشت نما شده و در معرض انواع توهین ها، تحقیرها و خشونت ها قرار بگیرند.
گرچه در ایران قوانین به ظاهر پیشرفته ای برای حمایت از ترنس ها و تسهیلاتی برای انجام عمل تغییر جنسیت آن ها وجود دارد ولی این امر کمک قابل توجهی به کاهش رنج های آنان نکرده است. رژیم جنسی حاکم بر ایران حق انتخابی برای ترنس ها باقی نمی گذارد: تنها راه عمل تغییر جنسیت است با تمام عوارض بسیار سخت آن و هزینه های گزاف عمل جراحی. تنها می شود مردِ سنتی بود یا زن سنتی با تمام آن کلیشه ها و نقش های از پیش تعیین شده و حالت دیگری هم وجود ندارد. حتی بعد از عمل هم ترنس ها برای آن که آن چیزی بشوند که مورد قبول جامعه است تحت فشار روانی شدیدی قرار می گیرند و همچنان مجبورند به نقش بازی کردن ادامه دهند. اغلب هم این تلاش ها خصوصا برای دگرجنسگونگان مرد به زن (M to F) با توجه به شکل ظاهری و فیزیک و استخوان بندی مردانه به نتیجه ی مطلوبی نمی رسد.
فوبیا به ترسی بیمارگونه اطلاق می شود. این ترس، نوعی نفرت به دنبال دارد که می تواند فرد مبتلا را به انجام هر نوع خشونت و حتی قتل طرف مقابل وادارد. ترنسفوبیا ترسی است بیمار گونه از دگرجنس گونگان. کسانی به این بیماری مبتلا می شوند که ذهنشان آن قدر باریک و تنگ است که توان درک تنوعی را که لازمه ی آفرینش است ندارند یا آن قدر نادان هستند که خود را جای خدا گذاشته و گمان می کنند خودشان خیر مطلق اند و هر کس که متفاوت از آنان است مستحق هر گونه خشونت و آزار و شکنجه ای می باشد.
شاید بهترین راه برای مبارزه با این معضل اجتماعی توجه دادن انسان ها به تفاوت های فردی اشخاص و لزوم احترام به آن ها باشد. تبلیغ تحمل و مدارا نیز می تواند گام بزرگ دیگری در درمان این گونه ترس و نفرت در جامعه باشد. آگاهی دادن به جامعه وظیفه ی من و شما یا هر کس دیگری است که به اهمیت و لزوم این موارد آگاه است.
از نظر من موضوع و مسئله ی ترنس ها بهترین شاهد است برای ما تا به ارزیابی قدرت فرهنگ پدرسالار در مقابل مذهب پرداخته و بر اساس آن اولویت هایمان را ترسیم کنیم.
گر چه در فقه شیعه وجود دگرجنس گونگان با ملاحظاتی به رسمیت شناخته شده و بر خلاف دیگر اقلیت های جنسی مجرم و گناهکار شناخته نمی شوند ولی جامعه ی محافظه کار و پدرسالار ایرانی همچنان وجود آن ها را حتی پس از تغییر جنسیت بر نمی تابد. گر چه مذهب و فرهنگ پدرسالار در طول تاریخ موید و تقویت کننده ی یکدیگر بوده اند ولی در این مورد حتی مدهب هم از پس این بت خودساخته بر نمی آید و در قبولاندن این حکم مذهبی به جامعه ی پدرسالار ناتوان است. بحث من این نیست که همین فتوای مذهبی هم بسیاری از حقوق ترنس ها را نادیده می گیرد بلکه صحبت این است که حتی حاشیه ی کوچکی را که مذهب شیعه برای دگرجنس گونگان ایجاد کرده است مورد قبول اکثریت جامعه و حتی قشر مذهبی آن قرار نمی گیرد.
در سال های اخیر دیدگاه هایی در گفتمان دگراندیشی دینی مطرح شده که وجود اقلیت های جنسی از جمله همجنسگرایان و حقوق آن ها را به رسمیت شناخته است ولی نمی توانید هیچ تفسیری از تئوری های پدرسالارانه پیدا کنید که بر حقوق اقلیت های جنسی صحه گذاشته باشد.
نمی خواهم مستقیما نتیجه گیری کنم. قضاوت و نتیجه گیری نهایی را بر عهده ی خوانندگان عزیز می گذارم.
پ.ن: از هاملت عزیز که اطلاع رسانی اولیه را در این مورد را انجام دادند و کار هماهنگی و دعوت از وبلاگ نویسان را بر عهده داشتند خیلی ممنونم و همچنین از مهدی عزیز به خاطر زحماتی که در طرح ایده و دعوت افراد به نوشتن مطلبی به مناسبت این روز کشیدند تشکر می کنم.





من که هیچ تهدید انتحاری تو ذهنم نیست…. یا خیلی جواسم پرته یا اینکه خیلی حواسم پرته!
متهم پرونده عملیات انتحاری : باران
.
البته متهم تشکر هم می کنه.
توضیح ضروری این که این مطلب در پی تهدید وبلاگ پسر به انجام عملیات انتحاری روی وبلاگ قرار گرفته است!