خواب بزرگ: یه روز یه ایرانیه…
چلچراغ 365 / این لطیفههای سریالی دهه 60 یادتان هست؟ این جوری شروع میشد :” یه روز یه ایرانیه، یه آلمانیه، یه ژاپنیه” و الخ… در اغلب این لطیفهها “ایرانیه” که در برابر تکنولوژی دیگران کم میآورد با رندی معصومانهای توانایی خاصی ( یا چیزی را که فکر میکرد توانایی خاصیست) رو میکرد و بقیه کم میآورند. مثلن در مسابقه بهترین کولر شیشه پیکانش را پایین میکشید.
چرا این لطیفهها دهان به دهان میگشت؟ چرا اصلن تولید شد؟ نیاز همگانی به چه چیزی این مجموعه تلخ ( نسبتا بیمزه) را نقل محافل کرد؟
ایرانی این لطیفهها ندار و به لحاظ تکنولوژیک عقبمانده بود.با این وجود رندی داشت که ما بخاطرش این قصههای تلخ را تحمل میکردیم و حتی از شنیدنش به وجد میآمدیم. ما با ترسیم موقعیت واقعگرایانه هموطنمان و تکرار و بازتکرار آن به هم میگفتیم : خب ، تحمل کنیم. وضع همهمان همین است. اما…لطیفه از یک جای ماجرا شیرین میشود. آنجایی که میگوید:” ایرانیه دید چه کار کنه؟ چه کار نکنه؟ که یکهو..”از این اینجا به بعد است که او برگ برنده دارد. چون سادهدل و معصوم است. چون زرنگ و ناقلا است. یا صرفا چون به کارش ایمان دارد.( اعتقاد او به نتیجه پایین کشیدن شیشه در پیکان احتمالن دیگران را هم درباره خلاقانه بودن این اختراع قانع میکند) این نکته لذتبخش آخر و ترفندی که ایرانیه رو میکرد جای عزت نفس ملی ما را میگرفت. تسلای دل ما بود که هرچند از خیلی جهات از جهان عقبیم اما شیطنت و رندیمان پابرجاست.
این لطیفهها امروز نوستالژی نسلی ست. ” ایرانیه” جوکها و شوخیها خیلی وقت است بازنشسته شده. خوشبین ها میگویند این نشانه خوبیست. نشان این است که دیگر درگیری ذهنیمان ، نگرانیمان نسبت به موقعیت ایران در جهان از بین رفته است.
واقعبینها اما ميگویند میتواند نشانه شومی باشد. میتواند نشان این باشد که ما مدتهاست دیگر به ایرانی بودن خودمان فکر هم نمیکنیم. شاید برای نسلهای تازه ملیت موضوعیت ندارد که حالا دنبال احیا غرور جریحه دار شدهاش باشد.




