خانقاه: مقداری واقعیت،تقدیم به تمامی بی اف های نامردی که توی زندگیم داشتم-یا-تداعی آزاد

2009 نوامبر 30
by 5pesar

پیوند به منبع

واقعیت اول:من گی هستم.

واقعیت دوم:دو ساله ازدواج کردم.

خلاصه یک داستان:ادیپ با ابولهول روبرو می شود و او را از پای در می آورد و شهر تب را نجات می بخشد ولی یارای مواجهه با خود را ندارد و هنگامی که این عمل ضروری می گردد خود را با دستان خویش کور می کند،از تب می گریزد و به کولونی پناه می برد تا در آنجا در تنهایی مطلق ذوب شود.

نتیجه گیری یک خانم محترم از داستان بالا:آری هر کس این قدرت را ندارد که با خود روبرو شود.

تعبیر به چه چیزی نمی گویند:تعبیر به معنای ارزیابی،قضاوت،توضیح،بحث و امثالهم نیست.

تداعی آزاد:در تداعی آزاد حقیقت را نگفتن غیرممکن است .دروغ و نیرنگ هم به سمت حقیقت جریان دارند.

واقعیت سوم:در آنچه شنیده می شود معمولا چیز دیگری ورای آنچه نیت گوینده بوده است شنیده می شود و این واقعیت مبنای هر نوع تعبیر است.

نقل قول:لکان می گوید:”آنچه که اشتیاق نامیده می شود باعث می گردد که زندگی در بزدلی هیچگونه معنایی نداشته باشد.”

تعریف اخلاق:اخلاق بدین معناست که در پس سمیولوژی،بیوشیمی،فارماکولوژی،ژنتیک،نوروفیزیولوژی،نورورادیولوژی،اپیدمیولوژی و بقیه لوژی ها یک سوژه انسانی است.

هنوز هیچ دیدگاهی دریافت نشده

پاسخ دهید

توجه: شما می‌توانید از XHTML در دیدگاه‌های خود استفاده کنید. رایانشانی شما هرگز منتشر نخواهد شد.

از طریق RSS در خوراک این دیدگاه‌ها مشترک شوید