همجنس گرا: امروز در بالاترین
رضا: با نکته اول فعلا! کاری ندارم، اما در باب مطلبی که امیر باز نشر داده باید بگم هم برام جالبه و هم تلخ، نمی دونم امیر جدا داره برای همجنسگرا بودن به ملاک قائل بودن می رسه یا نه، اما امیدوارم اگر اینطوره بتونم دلایل امیر رو هم جایی بشنوم یا بخونم.
بعد از مدتها که به دلایلی که در پست قبل سربسته اشاره کردم حتی از سرزدن به بالاترین هم آزرده میشدم امروز یک پاسخ که مدتها منتظر آن بودم را دیدم که از ان عکس گرفتم و پاسخ را با قرمز مشخص کردم :
اعدام همجنس گرایان
یک پست جالب هم امروز از طریق بالاترین پیدا کردم :
منبع
امروز جمعه بعدازظهر است و حدود نیم ساعت به پایان ساعت کار مانده است. فردا و پس فردا هوا بسیار خوب و آفتابی است ولی متاسفانه من هنوز کلید لاک گیت خروجی دریاچه را نگرفته ام. پس ماهیگیری بی ماهیگیری. البته ماهیگیری که چه عرض کنم. اغلب مردهای اینجا برای فرار از دست زن و بچه و کار خانه به ماهیگیری میروند. چون اگر خانه باشند باید چمن ها را کوتاه کنند, شمشادها را هرس کنند و هزار تا کار دیگر. من همیشه وقتی از جلوی قایقها رد میشوم میبینم که مثلا هفت هشت نفر برای خودشون میگویند و میخندند و اصلا کسی حواسش به قلاب ماهیگیری نیست! بعد هم وقتی به خانه برمیگردند یک خالی میبندند که یک ماهی گنده گرفتند و ولش کردند تا زنشان نگوید حالا که ماهی نمیگیری برای چی توی خونه نمیمونی تا به من کمک کنی. بهرحال دروغ چرا؟ من که تابحال به چشم خودم ندیدم کسی از آنها ماهی بگیرد. خودم هم توی این منطقه فقط چند تا ماهی کوچک گرفتم و برای اینکه به جاهای پر ماهی برم باید یک مسافت طولانی را طی کنم که اغلب حالش نیست مخصوصا وقتی تنها باشم. بگذریم…توی این فرصت کوتاه میخواهم به سفارش یو اس لاور عزیز کمی درباره همجنسگرایان در امریکا بنویسم. قبل از هر چیز لازم میدانم بگویم که قبل از آمدنم به امریکا تصورات و اطلاعات من نسبت به همجنسگرایان بسیار محدود و اشتباه بود. در ضمن وقتی به امریکا می آیید اگر در جمع ایرانیان نباشید به مرور متوجه میشوید که دیدتان در مورد جنسیت انسان نسبت به زمانی که ایران بوده اید بسیار تغییر کرده است. در امریکا و سایر کشورهای پیشرفته جنسیت انسان بر خلاف ایران در اولویتهای چندم قرار دارد. بنابراین حقوق اجتماعی و مدنی انسان در این جوامع به مرد بودن, زن بودن, دو جنسی بودن, بی جنس بودن و یا نیم جنس بودن هیچ ربطی ندارد. وقتی شما جایی کار میکنید کارفرمای شما از نظر قانونی اجازه ندارد در مورد جنسیت, مذهب و یا دیگر مسائل شخصی شما سوال کند. دیگر قوانین حاکم بر کشور نیز وابسته به نوع جنسیت انسان نمیشود.
من در مورد اینکه آیا همجنسگرایی نوعی عارضه است یا نه بحث نمیکنم چون در امریکا و مخصوصا در کالیفرنیا بسیاری اعتقاد دارند که همجنسگرایی مانند مرد بودن و یا زن بودن یک امر طبیعی است و عارضه محسوب نمیشود. برخلاف آنها من مانند بخش دیگری از مردم اعتقاد دارم که همجنسگرایی عارضه ای است که بر اثر اختلالات ژنتیکی و یا حتی روانی ممکن است پیش بیاید. ولی در هر دو حالت در کشوری مثل امریکا, قانون ضامن امنیت و حقوق همه شهروندان بدون درنظر گرفتن جنسیت آنها است.
همجنسگرایان مرد چند نوع هستند, یک عده از آنها تمایلات زنانه دارند که به آنها کوئین یا ملکه میگویند. عده دیگر نسبت به همجنس خودشان تمایلات مردانه دارند که به آنها باچر یا قصاب میگویند. عده دیگری هستند که تمایل به هر دو نقش دارند و عده دیگری هستند که هم به همجنس خود و هم به زنها تمایل دارند که به آنها بای میگویند. در مورد زنها هم تقریبا تقسیم بندی به همین شکل است.
در مدارس دبیرستان امریکا آموزشهای خاصی به معلمان داده میشود تا بتوانند اینگونه دانش آموزان را شناسایی کرده و به آنها کمک کنند تا بتوانند خود را بشناسند. در قدیم این دانش آموزان اغلب بخاطر مسائل اجتماعی, و ناهمگون دیدن خودشان با دیگران, دست به خودکشی میزدند و یا دچار بیماریهای روحی شدید میشدند که برای جامعه و خودشان بسیار خطرناک و مخرب بود.
وقتی این دانش آموزان شناسایی شدند پس از اینکه یک دوره مخصوص روانشناسی را طی کردند به خواسته خودشان رسما همجسگرا بودن خودشان را اعلام میکنند. به این عمل میگویند از کلازت یا کمد بیرون آمدن و آن روز را در مدرسه برای او جشن میگیرند. با این کار در واقع آن دانش آموز دیگر مجبور نیست تمایلات غریضی خودش را مخفی کرده و یا خود را طور دیگری جلوه دهد. و در نهایت آنها بدون اینکه دچار بیماریهای روانی شدید شوند وارد جامعه شده و مانند دیگر شهروندان به زندگی طبیعی خودشان ادامه میدهند.
برخلاف همجنسگرایان مرد, همجنسگرایان زن در کشورهای عربی و ایران بسیار زیاد هستند ولی چون از نظر مذهبی و اجتماعی دشواری خاصی برای آنها وجود ندارد آنها اصلا متمایز نمیشوند و به چشم نمیایند. در کشورهای عربی که چند همسری رواج دارد و همسران در کنار یکدیگر به خوبی و خوشی زندگی میکنند به این خاطر است که اکثر آنها همجنسگرا و یا بای هستند و همسران با یکدیگر روابط دیپلماتیک دارند.
پرچم همجنسگرایان در امریکا نشان رنگین کمان میباشد که بسیاری از آنها این پرچم را بر سردر خانه هایشان نصب میکنند. این کار به این خاطر است که مردم حضور آنها را در جامعه از یاد نبرند. نوع برخورد اجتماعی با همجنسگرایان هیچ تفاوتی با زنان و مردان ندارد و اصولا شما در روابط اجتماعی ویژگی بارزی بجز حالات شخصی و رفتاری در آنها نمیبینید.
امیدوارم این اطلاعات ناقص من بدردتان خورده باشد.
من هم تا 5 دقیقه دیگر باید بند و بساطم را جمع کنم و بروم خانه.
روزگارتان خوش باد





