el: APALUSS
2009/12/12
¥
Apaluss
و کتاب دعای میرحسین کبیر
Apaluss
و میفهمد که چه بازی کثیفی در دست دارد
Apaluss
و دکمههای کنار بخاری
و دکمههای پستاندار
نخ و سوزن
و حبابهای صابون
من به کجا میبرم از او
کهنهسال و دیرپا
به مرگ ماننده و
دور دستهای خودم میپیچم
از کلید میترسم
شترهای قافلهی هرات
سپید و عجب که ساعت هشت است صورت این مرد
.
و روی بلیطهای اتوبوس
راز بقا میبیند
Apaluss
سرمه توی دهان و استخوان روی استخوان
پاییز 1384
el
هنوز دیدگاهی بیان نشده




