پرش به محتوا

کافه زن: دسامبر در استعاره

2009/12/12
بدست

پیوند به منبع

اگر مي دانستي چقدر برايم بزرگي و معتبر، اگر مي دانستي با بودن تو، هيچ احساس غم هاي قديمي م را نمي كنم. قبلن ها وقتي عاشق مي شدم، از بس معشوقه ام بي تفاوت بود به احساسم و خودش شده بود برايم درد مضاعف كه، هيچ يادم نمي آمد كه از چه گندابه اي سردرآورده ام. اما با تو فرصت دارم كه برگردم به روزهايي دور. خيلي دور. و برايت اين مكنونات وامانده ي مهلك را واگويه كنم. براي خلاصي از تحمل تنهايي شان در همه ي اين سال ها. مگر آدميزاده چقدر طاقت دارد؟ وقتي بهم مي گويي كه :اگر رفتم بعد از من باز هم مي تواني يك عشق ديگر پيدا كني؛ نمي داني تا كجاي وجودم را آتش مي زني مينا. خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا . نمي توانم مينا. ديگر توانم نيست. خسته ام مينا. كاش الان شانه هايت را داشتم و تو مي ديدي چقدر اين گريه ها، احتياج دارند روي شانه هاي برهنه ي تو، خودنمايي كنند. ببخش كه اين همه گريه مي كنم. اگر تو بيايي، من به چشم هايم يك استراحت هزارساله مي دهم. اگر بيايي………………

چشمم كه خيس بود افتاد روي ساعت، شايد براي همين زنگ نزدي كه جوابم را ندهي.يعني كه تمام شد. يعني شما زنگ نزدي. يعني صدات رفت به خاطره. يعني خوش باش معشوقه. عاشقت را در تنهايي و سكوت جا بگذار. من كه گلايه نمي كنم. دارم از اين دقيقه ي ارث مانده برايم، به اطمينان عبور مي دهم زخمپاره هاي خودم را. هزار تكه شدم مينا. هزار گوشه افتادم. هزار سال هم كه بگذرد چطور مي تواني جمع و جورم كني؟ مگر مرا براي آغوشت، يكپارچه نمي خواهي؟ مينا… مرا براي آغوشت مي خواهي؟ مرا براي آغوشت مي خواهي؟ مرا براي آغوشت مي خواهي؟ مرا براي آغوشت مي خواهي؟ مرا براي آغوشت مي خواهي؟ مرا براي آغوشت مي خواهي؟ مرا براي آغوشت مي خواهي؟ مرا براي آغوشت مي خواهي؟ مرا براي آغوشت مي خواهي؟ مرا براي آغوشت مي خواهي؟ مرا براي آغوشت مي خواهي؟ مرا براي آغوشت مي خواهي؟ مرا براي آغوشت مي خواهي؟ مرا براي آغوشت مي خواهي؟ مرا براي آغوشت مي خواهي؟ مرا براي آغوشت مي خواهي؟ مرا براي آغوشت مي خواهي؟ مرا براي آغوشت مي خواهي؟ مرا براي آغوشت مي خواهي؟ مرا براي آغوشت مي خواهي؟ ها؟ مي خواهي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟. كه جواب " نه " ي تو، كمر مرا مي شكند. دنياي غريبي ست كه كسي را دوست داري و نمي شود به هزار دليل ناگفته در او آرميد. پس اين آدم خوشبخت هاي توي خيابان، كه دست زنشان را مي گيرند و سرشان را بالا، از يك جاي ديگر آمده اند؟ چرا نمي ذاري، چرا نمي شود من هم بروم توي صف آدم خوشبخت ها؟ شايد در زندگي بعديم… اين جواب قانع كننده اي نيست. اما بي خيال. يك فكري براي خودم بر مي دارم. تو به فكر دو تا واش روم باش براي خودت و " ميم " خودت. سلام مينا. ساعت از قرار شنفتن تو گذشت. اين شب اول. هر شب مي شمارم تا به سلامت و خوشي بازگردي. پذيرش امكان پذير واقعيت. اين درس اول. درس بعدي … دوووووووووو… ست… دااااااااا… رم … چن بخشه؟ كاش مي شد صدايت را ضبط كرد وقتي اين را مي گويي. اگر بداني چقدر سرخوشم با شنيدن اين جمله. اگر بداني غصه هام مي پرد. دردهام رنگ مي بازد و خودت در همه ي فضاي اتاقم جا مي گيري. و خودت را برايم لوس مي كني و من كيف مي كنم از اين همه اداي زنانه ي لوند عاشق كش. مينااااااااااااااااااااا. عاشقتم. يك بخش تنم كه قلبم نام دارد همه ي تو را عاشق است. بگذار بخوابم. فردا قرار دارم با يك زن. اسمش؟ اوهوكي. نمي گويم. چه شكلي ست؟ بيخودي داري كنجكاوي خرج مي كني. نمي گويمش. او را با هيچ كس نمي گويم. بوي خوش او را به هيچ هوايي نمي بخشم. او، همه ي هستي من است. اهل كجاست؟ راستش نمي دانم. فقط تا اينجا برايم گفته كه محله ي تنش، بهترين عبورگاه دست هاي تشنه ي من است. يازده شد. بخوابم؟ بيا به خواب امشبم. برهنه يا پوشيده از شولايي آبي. فرقي ندارد. من دخيل بستم به زلف رهاي تو. اجابت كن دعاي اين مستحق نوازش را .من سين، ميزبان ناشي شما، كه عكس بلد نيست بگيرد و همه ي نگاتيوها سوخت. و اكسپوز نشد در تاريكخانه و يازده شد و زنگ نزدي و سارا را گذاشتي در سياهي شبان بي مينا. عاشقتم. بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووسيدنت كه مي آيد……?!!

هنوز دیدگاهی بیان نشده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 60 مشترک دیگر بپیوندید