پرش به محتوا

یادداشت های روزانه ی یک دزد: شاعری جوان در بیست و چهار سالگی‌اش

2009/12/16
بدست

پیوند به منبع

سروده‌ی کنستانتین پ. کاوافی

ترجمه به انگلیسی: ادموند کیلی و فیلیپ شرارد

ترجمه به فارسی: حمید پرنیان

کله، تا جایی که می‌توانی کار کن.

عشقِ یک‌طرفه دارد می‌کشدش.

توی وضعیتی دیوانه‌کننده‌ است.

هر روز صورتی را می‌بوسد که می‌پرستدش،

دست‌های‌اش روی آن دست‌های نفیس می‌لغزد.

تا به حال به این اندازه هوایی نشده بود.

اما این عشقِ زیبا سرانجامی ندارد، که سرانجام‌اش

بسته به این است که هر دو به‌یکسان بخواهندش.

(ایشان به این شکلِ نابهنجارِعشق‌ورزی یکسان میل ندارند؛

تنها اوست که سراسر از این عشق نابهنجار برخوردار است.)

این‌گونه است که خودش را دارد از پا درمی‌آورد، همیشه مشتاق است.

پس – چون همیشه کارخرابی می‌کند – همیشه بی‌کار است.

به‌نوعی قرض می‌گیرد

کمی از این‌جا، کمی از آن‌جا (و گاهی

برای‌اش حتی گدایی هم می‌کند) تا زنده بماند.

این لب‌های ستوده را می‌بوسد، خودش را برمی‌انگیزاند

روی آن تنِ دل‌پسند – تا که احساس کند

تسلیم شده است. و بعد

می‌نوشد و سیگار می‌گیراند، می‌نوشد و می‌گیراند؛

و به‌زور خودش را می‌کشاند به کافه‌ها، تمام روز،

درماندگی را بر دوش می‌کشد، زیبایی‌اش را تحلیل می‌دهد.

کله، تا جایی که می‌توانی کار کن.

متن انگلیسی

هنوز دیدگاهی بیان نشده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 60 مشترک دیگر بپیوندید