پرش به محتوا

جُل پاره هايِ بي قدرِ عورتِ ما: به سوی فردا

2010/01/15
بدست

پیوند به منبع

افسوس
آفتاب مفهوم بی‌دریغِ عدالت بود و

آنان به عدل شیفته بودند و

اکنون

با آفتاب گونه ای

آنان را

اینگونه دل فریفته بودند
!!

باري من با دهان حيرت گفتم :
اي ياوه ياوه ياوه خلايق مستيد و منگ؟
يا به تظاهر تزوير مي كنيد؟
از شب هنوز مانده دو دانگي
گر تائبيد و پاك و مسلمان نماز را از چاوشان نيامده بانگي!
——–
هر گاو گند چاله دهاني اتشفشان روشن خشمي شد:
" اين گول بين كه روشني آفتاب را از ما دليل مطلبد!"
—توفان خنده…..
خورشيد را گذاشته
مي خواهد
با اتكا به ساعت شماطه دار خويش
بيچاره خلق را متقاعد كند
كه شب
از نيمه نيز بر نگذشته !"
—توفان خنده….
——————–
من درد در رگانم
حسرت در استخوانم
چيزي نظير آتش در جانم پيچيد.
سرتا سر وجود مرا
گويي
چيزي به هم فشرد
تا قطره اي به تفتگي خورشيد
جوشيد از دو چشمم .
از تلخي تمامي درياها
در اشك ناتواني خويش ساغري زدم….



اي كاش مي توانستم
يك لحظه اي كاش مي توانستم
بر شانه هاي خود بنشانم
اين خلق بي شمار را
گرد حباب خاك بگردانم
تا با دو چشم خويش يبينند كه خورشيدشان كجاست
و باورم كنند

پی نوشت 1 : تا حماقت در اکثریت است ، به راحتی می توان فریفت ، حتی با شوی تلویزونی و پایین آوردن شخص دیکتاتور از تیررس
پی نوشت 2 : حماقت در اکثریت بر فریب اسهال طلبی در حفظ نظام مقدس با آرمان های امام راحل تحت ولایت آقا ، مبارک است انشالله 
پی نوشت 3 : چون تو می خواهی فقط به خاط تو، به خاطر فرزند دشمنش شاید ، « خفه می شوم» ، نمی نویسم با این برچسب تا مدتی ( هی عمو! این عصر یائسگی ست  و ما را عرق سگی عشق است و نورون های که به گا می روند، به سلامتی)

هنوز دیدگاهی بیان نشده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 60 مشترک دیگر بپیوندید