صدا و سيما و مناظره درمانی، فرزانه روشن
پس از بيانيه هفدهم ميرحسينموسوی و درخواستهای پنجگانهاش، نظام اسلامی عملا هيچ اقدامی درجهت خواسته هايی مانند، آزادی مطبوعات و آزادی زندانيان انجام نداد، بلکه در روزهای پس از انتشار اين بيانيه، بازداشت اطرافيان ميرحسين ادامه يافت و شماری از روزنامهنگاران هم روانه اوين شدند. تنها اتفاقی که افتاده است و با اين حال و روز میتوان مطمئن بود که جمهوری اسلامی ازآن نيتی برای اجابت درخواستهای موسوی ندارد، مناظرات تلويزيونی است که از شبکه ۳ سيما و در برنامهای با عنوان "رو به فردا" پخش میشود.
گويا گردانندان صدا وسيما به اين نتيجه رسيدهاند که اگر مناظرات تلويزيونی نامزدهای رياست جمهوری در ارديبهشت ماه گذشته همه چيز را به هم ريخته است، حالا میتوان با تکرار نوعی مناظره کنترل شده، فضای ملتهب سياسی را آرام کرد.
بعد از هفت ماه پشتيبانی از دولت احمدی نژاد و جنگ روانی و بمباران يکسويه خبری چند شبی است از تلويزيون دولتی، سازمخالفی شنيده میشود. تلويزيون با دعوت از چهره های اصولگرا که انتقاد به دولت دارند ولی وفادرای کاملشان به رهبری ثابت شده است، عملا به گونهای خودکار بحث و جدلها را گرچه تند و گزنده، در کنترل دارد و نيازی به قطع اين برنامه زنده نيست.
مجری برنامه به سوی فردا، يکی از دانش آموختگان دانشگاه امام صادق است که مديريت سايت تندروی رجانيوز را برعهده دارد، سايتی که خبرهای کاملا هم سو با دولت را ساخته و پرداخته می کند، اين نشان از آن دارد که اصل بی طرفی مجری به عمد رعايت نشده است و مجری جوان برنامه هر وقتی از مهمانان اعتراف می گيرد که دولت را قبول دارند يا نه.
در مناظره حسين شريعتمداری و کواکبيان عضو فراکسيون اصلاحات مجلس، مجری از کواکبيان خواست تا بگويد برای ميرحسين موسوی و کروبی چه عنوانی را انتخاب میکند، "سران فتنه" يا "نخبههای مطرود" که البته اين اصلاحطلب محافظهکار، عنوان نامزدهای رياست جمهوری را برای اين دو معترض انتخاب کرد.
تا به حال برخی از چهرههای شاخص جناح اصولگرا و منتقد دولت به اين برنامه آمدهاند که از آن ميان گفتههای علی مطهری بيش از ديگران جنجال بر پا کرد. برنامه به سوی فردا چند اصل مشخص دارد و اين اصول البته چيزی جز همان تبليغات رسمی جمهوری اسلامی در هفت ماه گذشته نيست. اينکه رهبری نظام کاملا مصون از انتقاد است و بايد محور وحدت باشد و ديگر اينکه دولت احمدی نژاد قانونی است و کوچکترين تقلبی درانتخابات رخ نداده است. البته مهمانان برنامه میتوانند در حوزههای مجاز، مثلا حماسه خواندن راهپيمايی طرفداران آيت اله خامنهای در نوزدهم دیماه مبالغه کنند واز نقش آمريکا و اسرائيل در شورش های چند ماهه صحبت کنند. با اين حساب هيچ عضو شاخصی از معترضين که هنوز معتقد باشد در انتخابات تقلب شده و دولت احمدینژاد را به رسميت نشناسد به اين برنامه دعوت نمیشود.
مناظره حسين شريعتمداری مدير مسوول روزنامه کيهان و افراطی ترين مخالف اصلاحات و کواکبيان از معدود چهرههای اصلاحطلب مجلس، اوج اين نگاه متناقض نسبت به آزادی بيان بود. حسين شريعتمداری به صراحت موسوی و خاتمی و کروبی را عامل آمريکا میدانست و تمام کسانی را که در راهپيمايی ها شرکت کردهاند را دشمن نظام اسلامی بر میشمرد و در مقابل کواکبيان گذشته از اينکه که نمیتوانست نماينده معترضين باشد، بارها اقرار می کرد که دولت و احمدی نژاد را قانونی میداند و تنها حرفش اين است که معترضين را بايد از اغتشاشگران تفکيک کرد و نهايتا همه رجال سياسی بايد لويی جرگهای تشکيل داده و به تفاهم برسند. در اين مناظره البته لحن صريح حسين شريعتمداری که ابراز میکرد اصولا طرفی برای مذاکره وجود ندارد، کار را به بنبست میکشيد.
به نظر می رسد صدا و سيمای جمهوری اسلامی قصد دارد تا با مناظرات اينگونه ميان چهرههای که برای نظام خودی محسوب میشوند قدری تصوير يکجانبه و همگرا با سرکوب را تصحييح کند. اما در پشت صحنه اين منا ظرات میتوان اين هدف را هم حدس زد که صدا و سيما قصد دارد تا به مخاطبان بقبولا ند که چهرههای معتدلی در نظام هستند که با وجود مخالفت با احمدی نژاد ميرحسين موسوی را هم تاييد نمیکنند و در نهايت رهبران جنبش اعتراضی را تندرو معرفی کند.
در عين حال ممکن است مناظرهها نتيجهای کاملا مخلاف آنچه مسوولان تبليغاتی نظام میخواهند بر جای گذارد. حمله تند و صريح به موسوی و کروبی و تاييد ضمنی اينکه به هر حال مخالفانی هم در کشور وجود دارند، دست آخر تنها مخالفان را عصبی می کند و شعارهای معترضين را تندتر میسازد. بايد منتظر ماند و ادامه سريال مناظرات تلويزيونی را دنبال کرد، شايد با اوجگيری اعتراضات بحث ها داغ و هيجانیتر شود و خط قرمز های اعتباری نظام کمرنگتر به نظر رسد.




