عشق استروتیومیموسی « طنز متفاوت »
حدودا یک ماه قبل تماسی داشتم از طرف مادر دوستم که پسرش زده به سرش و می خواد با زنی ازدواج کنه که سن مادر اوست و تو چه دوستی هستی و سر پل صراط یقت را می گیرم و نفرین هری پاتریم همیشه بدرقه راهت میمونه اگه او را از این راه با زبان درازت منحرف نکنی و از این حرفها!من هم قراری با پسرش یا همان دوستم در کافه گرامافون گذاشتم و سعی کردم مشابه استدلال جویی در سریال دوستان (که برای جلوگیری کردن از ازدواج برادر فیبی با زن مسنی استفاده کرد)را به کار ببرم.برای همین،خیلی قاطع تو تخم چشماش نگاه کردم و بهش گفتم:
ببین پسر!تو الان 21 سالته،اون 40 سالش،اگه تو 42 سالت بشه،اون میشه 80 سالش،فهمیدی یا حالیت کنم؟
(فکر کنم حرف من روش تاثیر عمیقی گذاشت،چون دیروز باهام تماس گرفت و دعوتم کرد تو عروسیش بندری برقصم)




