پرش به محتوا

EraZer Head: کلاژ

2010/01/22
بدست

پیوند به منبع

جدیداً چیز خیلی باحالی در مملکت ما باب شده. یک جور مسلک جدید، با تئوری های جدید، و جهان بینی جدید، که نمی دانم اسمش چیست. اصلاً فکر نکنم کسی برایش اسم انتخاب کرده باشد. من به عنوان کسی که برای اولین بار به این مسلک اشاره کرده، به خودم این افتخار را می دهم و اسمش را «کلاژ» می گذارم. البته کلاژ از نظر هنری خیلی ارزشمند است و ساختنش کلی ذوق و سلیقه می خواهد، اما مسلک کلاژی که جدیداً بین ما باب شده اصلاً این طور نیست. یعنی نه کسی در آن ذوق و سلیقه به خرج داده و نه صنار شاهی می ارزد.

مثلاً همین وبلاگ کوفتی بنده را نگاه کنید. یک بابایی می آید کامنت می گذارد که البته بنده موافق آزادی بیان هستم، ولی این آزادی بیان نباید منجر به توهین به عقاید دیگران شود و شما دارید به عقاید مذهبی ها توهین می کنید.

خب مادرت خوب، پدرت خوب، توهین وقتی اتفاق می افتد که کسی حریم مقدسی برای خودش ساخته باشد. این حریم مقدس می تواند خانواده، دین، یا هر کوفت دیگری باشد. حریم مقدس شما برای خودتان مقدس است نه برای من. اگر از دهن بنده چیزی در بیاید که با این حریم مقدس شما سازگاری نداشته باشد می گویید توهین کرده ام. خب اسمش را هر چه می خواهید بگذارید. به قول ریچارد داوکینز، ما باید به عقاید دیگران احترام بگذاریم، البته همان قدر که به نظر آن ها درباره زیبا بودن همسرشان یا باهوشی کودکانشان احترام می گذاریم، نه بیشتر! که اگر از بنده می پرسید همان قدر احترام هم بی جهت است!

آیا اگر من بگویم پیغمبر اسلام بچه باز بوده به مسلمانان توهین کرده ام؟ مسلماً خواهید گفت بله. ولی مگر بچه بازی چیست؟ رابطه جنسی با کسی که هنوز خردسال است. با توجه به تمامی متون اسلامی پیغمبر اسلام با یک هفت ساله ازدواج کرده و وقتی طرف 9 ساله بوده با او همخوابه شده. خب آیا این در تعریف کلمه بچه باز نمی گنجد؟ اگر با صرف کلمه مشکل دارید، خب بچه باز را می کنیم پدوفیل! خوب شد؟ اما اینکه «لفظ» چه باشد در معنایی که مد نظر ماست چه تاثیری دارد؟

این هم از یک مثال بارز.

مثال بارزتر می خواهید؟

به موج جدیدی از آزادی خواهی و دموکراسی خواهی که در مملکت ما پیدا شده و مثل خیلی دیگر از موج های این مملکت فلّه ای و الله بختکی رشد کرده نگاهی بیندازید. منظور از رشد الله بختکی، سر در آوردن مقادیر زیادی عقاید آزادی خواهانه بدون یک جو مطالعه و تفکر است. شما در این چند میلیون چریک آزادی خواه دو نفر را هم نمی توانید پیدا کنید که تعریف یکسانی از دموکراسی، آزادی، و عبارات مشابه داشته باشند. یک خانم باشخصیت مطلقه با یک کودک خوشگل که تا حد زیادی فهمیده هم به نظر می رسد برای بنده کامنت می گذارد که به نظر ایشان زندگی شخصی هر کس و این که با چه کسی می خوابیم به خودمان مربوط است و نه دیگران. اما ایشان دلیلی نمی بیند که ما بخواهیم این قضیه (یعنی همجنسگرایی) را جار بزنیم و ایشان کلاً این موضوع برایشان قابل هضم نیست اما به خاطر روحیه ی آزادی خواهانه! شان ما را در انتخاب شریک جنسی آزاد می دانند. در انتها هم خواهش می کند که بی زحمت کامنت ایشان را منتشر نکنم. ظاهراً انتشار کامنت به نام ایشان در وبلاگ یک همجنسگرا تف سر بالاست و مایه ی خجالت و جواب پس دادن است.

قربان این عدالت خواهی و آزادیخواهی شما بروم که علیرغم کراهتتان به عمل شنیع همجنسگرایی! باز دست ما را در انجام دادن این گناه کبیره باز گذاشته اید! خیلی ممنون! ولی جالب است که از ما می خواهید خودمان را پنهان کنیم و دیده نشویم و حرف نزنیم و حقوقمان را مطالبه نکنیم. شما زن ها که باید بهتر بدانید جنس دوم بودن یعنی چه. قرن ها توی سرتان زده شده و سایه ی یک بزرگتر را بالای سرتان دیده اید. حالا چطور از ما انتظار دارید که ما هم بره وار سرمان را پایین بیندازیم و زیر سایه ی اکثریت علفمان را نشخوار کنیم و جیکمان هم در نیاید؟

همه ی انسان ها که فارس نیستند. همه انسان ها که شیعه نیستند. همه انسان ها که دگر جنس گرا نیستند. همان طور که همه انسان ها مرد نیستند! چرا در ذهن پیروان مسلک کلاژ جا افتاده که عدالت و برابری مختص مردان (و جدیداً زنان) فارس دگرجنسگرای شیعه است؟ چرا زن دگرجنسگرای شیعه باید حق طلاق و حضانت بچه داشته باشد و زن همجنسگرای شیعه اجازه ی ازدواج یا حضانت نداشته باشد؟ این چه حقوق برابری است؟ این چه عدالتی است؟ شما چطور جرات می کنید خودتان را خواهان عدالت بدانید وقتی که خودتان کفه ی ترازو را به نفع کسانی که به زعم خودتان «درست»، «محق»، یا «نرمال» می دانید سنگین کرده اید و مغزتان پر از تبعیض ها و تعصب هاست؟

در کمال پر رویی ایمیل می زنند و می گویند لطفاً بحث های انحرافی در جنبش سبز! مطرح نکنید. جنبش سبز خواهان ابطال انتخابات است. جنبش سبز خواهان روی کار آمدن موسوی است. جنبش سبز ادعای بی دینی ندارد. ادعای سوسیالیسم ندارد. ادعای دفاع از حقوق همجنسگرایان! ندارد. خب خاک بر سرتان با این جنبش آزادی خواهانه تان! شما هم با این «خفه شو» «خفه شو» گفتن هایتان که دست کمی از آخوندهای فاندامنتالیستی که به خونشان تشنه اید ندارید. خدا وکیلی فرقتان چیست؟!

ما هم منتظر امر و نهی و OK دادن شما برای دستیابی به حقوق برابر نیستیم. شما زر زرهای خودتان را بکنید، بگذارید ما هم زر زر خودمان را بکنیم. زیاد هم جانماز آب نکشید. جای کسی تنگ نمی شود.

3 دیدگاه یکی بگذارید →
  1. 2010/01/22 14:49

    ماشالله جوهرش خشک نشده لینکیدی؟! :-D

    • 2010/01/22 19:01

      ها ها
      سرعت عمل رو حال کن

  2. 2010/01/22 23:14

    هرچی میگی درسته

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 60 مشترک دیگر بپیوندید